|
دلنوشته های من در مورد حکیم ارد بزرگ که بی پرده بگم عاشقشم ... I Love OROD BOZORG
|
مرگ با احساس
عکس هایی که در پی می آید نشان می دهد حیوانات هم احساس دارند و برای حتی شکارشان جان هم می دهند بخصوص وقتی پای کودکی در میان باشد ! اما بعضی از آدمها فرزند خودشان را در سیاهی شهرها رها می کنند و پشت سر خودشان را نگاه هم نمی کنند فکر می کنم آنها از پست ترین موجودات هستی هستند و به قول ارد بزرگ : کسی که همسر و کودک خویش را رها می کند ، در پی خفت ابدیست . در عکس های پایین شیر ماده ایی را می بینید که بعد از اینکه متوجه می شود شکارش باردار است ، اول بچه را نجات می دهد، بعد هم بخاطر کارش دق می کند و می میرد ...







دانلود کتاب سرخ
با فرمت : پی دی اف PDF و با حجم 1,607 KB
برای دانلود کتاب اینجا کلیک کنید

بحث هیجان آمیز چهارشنبه سوری دوباره نقل بحث و نظرهای رسانه های ما شده است عده ایی همانند صدا و سیما در جهت تخریب این هویت ملی و تارخی گام بر می دارند و به کل از ریشه با آن مخالفند و عده ایی همانند بعضی از خبرگزاری ها بدنبال رد علمی پدیده چهارشنبه سوری هستند این گامها در طی سه دهه گذشته نتوانسته جلوی شوق و شور نوجوانان و جوانان را بگیرد .
شاید مهمترین مشکل مخالفین چهارشنبه سوری در این باشد که برای آنها اصل هویت ملی یک چالش محسوب می شود آنها هویت را در اعتقادت مذهبی جستجو می کنند و لذا چنین اقداماتی تحت هیچ شرایطی برایشان پذیرفته نیست به گفتگوی خبرگزاری فارس با روانشناس توجه کنید : مجتبی آزادبخت در گفتوگو با فارس درباره علل وقوع حوادث در چهارشنبهسوری گفت: جوان شدن جامعه و فاصله گرفتن از سنتها یکی از دلایل بروز برخی حوادث در این ایام است.وی درباره عدم موفق بودن هشدارها و تبلیغات در این زمینه خاطرنشان کرد: جامعه هدف ما، جامعهای فعال، پویا و هیجانی است که قطعاً نصیحت کردن آنها فایده نخواهد داشت و تا زمانی که خود جوان شوک حاصل از این حوادث را تجربه نکند متوجه آثار سوء این رفتارها نمیشود و در این زمینه تنها فرهنگسازی است که میتواند مؤثر واقع شود.

دیدید حتی این آقای روانشناس هم در نهایت دست به دامن برخوردهای تند قضایی شد . این به اصطلاح کارشناسان در دستگاه های رسانه ایی ما کم نیستند آنها بجای آنکه بر روی اصول اصلی علمی خویش پا فشاری کنند اهرمی می شوند در دست قوای پلیسی کشور ، و بدین شکل از هیچ همان کوهی را می سازند که قابل خاموشی نیست . ارد بزرگ می گوید : زمانی می توانید کسی را از راهی بازدارید که ابتدا هدفش را دگرگون ساخته باشید . تا کسی هدفش دگرگون نگردد شما راه به جایی نخواهید برد .

مدیران مخالف برگزاری جشن چهارشنبه سوری باید توجه داشته باشند فرهنگ با چماق دفع نمی شود اگر می شد عید نوروز همچنان در کشورهای آسیای میانه و یا ترکیه با اینکه حاکمیت دهها سال در دست مخالفین این سنت ها بود باز هم باقی نمی ماند . پس سنت های ملی جزوی از فرهنگ عامه هستند این سنتها مخالف هیچ دین و آیینی نیستند و قابل پاک شدن هم نیستند همانگونه که در طی 1400 سال گذشته پاک نشده اند .
دانلود کتاب سرخ
با فرمت : پی دی اف PDF و با حجم 1,607 KB
برای دانلود کتاب اینجا کلیک کنید
حکایتی از یک قهرمان جهانی تنیس ...
«آرتور اشی» قهرمان افسانه ای تنیس ویمبلدون به خاطر خونِ آلوده ای که در
جریان یک عمل جراحی در سال 1983 دریافت کرد، به بیماری ایدز مبتلا شد و در
بستر مرگ افتاد. او از سراسر دنیا نامه هایی از طرف دارانش دریافت کرد.
یکی از طرف دارانش نوشته بود: «چرا خدا تو را برای چنین بیماری ای را
انتخاب کرد؟»
او در جواب گفت: در دنیا، 50 میلیون کودک بازی تنیس را آغاز می کنند. 5
میلیون نفر یاد می گیرند که چه گونه تنیس بازی کنند. 500 هزار نفر تنیس را
در سطح حرفه ای یاد می گیرند.50 هزار نفر پا به مسابقات می گذارند. 5 هزار
نفر سرشناس می شوند. 50 نفر به مسابقات ویمبلدون راه پیدا می کنند، چهار
نفر به نیمه نهایی می رسند و دو نفر به فاینل ... و آن هنگام که جام
قهرمانی را روی دستانم گرفته بودم، هرگز نگفتم خدایا چرا من؟ و امروز هم
که از این بیماری رنج می کشم، نمی گویم خدایا چرا من؟
در نبرد بین روزهای سخت و انسان های سخت، این انسان های سخت هستند که باقی می مانند، نه روزهای سخت.
و به قول اُرد بزرگ: «مستمند کسی است که دشواری و سختی ندیده باشد و سختی های بزرگ به آدمی نیرویی دو چندان می بخشد»
ماخذ : روزنامه راه نجات
دانلود کتاب سرخ
با فرمت : پی دی اف PDF و با حجم 1,607 KB
برای دانلود کتاب اینجا کلیک کنید

این آزمایشگاه، بزرگترین عشق پیرمرد بود. هر روز اختراعی جدید در آن شکل می گرفت تا آماده بهینه سازی و ورود به بازار شود.
در
همین روزها بود که نیمه های شب از اداره آتش نشانی به پسر ادیسون اطلاع
دادند، آزمایشگاه پدرش در آتش می سوزد و حقیقتا کاری از دست کسی بر نمی
آید و تمام تلاش ماموان فقط برای جلوگیری از گسترش آتش به سایر ساختمانها
است!
آنها تقاضا داشتند که موضوع به نحو قابل قبولی به اطلاع پیرمرد رسانده شود...
پسر
با خود اندیشید که احتمالا پیرمرد با شنیدن این خبر سکته می کند و لذا از
بیدار کردن او منصرف شد و خودش را به محل حادثه رساند و با کمال تعجب دید
که پیرمرد در مقابل ساختمان آزمایشگاه روی یک صندلی نشسته است و سوختن
حاصل تمام عمرش را نظاره می کند!!!
پسر تصمیم گرفت جلو نرود و پدر را آزار ندهد. او می اندیشید که پدر در بدترین شرایط عمرش بسر می برد.
ناگهان
پدر سرش را برگرداند و پسر را دید و با صدای بلند و سر شار از شادی گفت:
پسر تو اینجایی؟ می بینی چقدر زیباست؟!! رنگ آمیزی شعله ها را می بینی؟!!
حیرت آور است!!!
من فکر می کنم که آن شعله های بنفش به علت سوختن گوگرد
در کنار فسفر به وجود آمده است! وای! خدای من، خیلی زیباست! کاش مادرت هم
اینجا بود و این منظره زیبا را می دید. کمتر کسی در طول عمرش امکان دیدن
چنین منظره زیبایی را خواهد داشت! نظر تو چیست پسرم؟!!
پسر حیران و گیج جواب داد: پدر تمام زندگیت در آتش می سوزد و تو از زیبایی رنگ شعله ها صحبت می کنی؟!!!!!!
چطور میتوانی؟! من تمام بدنم می لرزد و تو خونسرد نشسته ای؟!
پدر
گفت: پسرم از دست من و تو که کاری بر نمی آید. مامورین هم که تمام تلاششان
را می کنند. در این لحظه بهترین کار لذت بردن از منظره ایست که دیگر تکرار
نخواهد شد...!
در مورد آزمایشگاه و باز سازی یا نو سازی آن فردا فکر می
کنیم! الآن موقع این کار نیست! به شعله های زیبا نگاه کن که دیگر چنین
امکانی را نخواهی داشت!!
توماس
آلوا ادیسون سال بعد مجددا در آزمایشگاه
جدیدش مشغول کار بود و همان سال یکی از بزرگترین اختراع بشریت یعنی ضبط
صدا را تقدیم جهانیان نمود. آری او گرامافون را درست یک سال پس از آن
واقعه اختراع کرد به قول ارد بزرگ :آسیب دیده همیشه درهای رویاهایش کوچک و
کوچکتر می شود ، مگر با امید که شرایط ما را دگرگون می سازد .

دانلود کتاب سرخ
با فرمت : پی دی اف PDF و با حجم 1,607 KB
برای دانلود کتاب اینجا کلیک کنید
تمام
تلاش
خود را برای پادشاه شدن بکار گیرد، بنابراین با تمام جدیت تلاش کرد
تا دانه را پرورش دهد ولی موفق نشد. به این فکر افتاد که دانه را در آب و
هوای دیگری پرورش دهد، به همین دلیل به کوهستان رفت و خاک آنجا را هم
آزمایش کرد ولی موفق نشد. پینک حتی با کشاورزان دهکده های اطراف شهر مشورت
کرد ولی همه این کارها بی فایده بود و نتوانست گیاه را پرورش دهد. بالاخره
روز موعود فرا رسید. همه جوان ها در قصر پادشاه جمع شده و گیاه کوچک
خودشان را در گلدان برای پادشاه آورده بودند. پادشاه به همه گلدان ها نگاه
کرد. وقتی نوبت به پینک رسید، پادشاه از او پرسید: پس گیاه تو کو؟ پینک
ماجرا را برای پادشاه تعریف کرد... در این هنگام پادشاه دست پینک را بالا
برد و او را جانشین خود اعلام کرد! همه جوانان به این انتخاب پادشاه
اعتراض کردند. پادشاه روی تخت نشست و گفت: این جوان درستکارترین جوان شهر
است. من قبلاً همه دانه ها را در آب جوشانده بودم، بنابراین هیچ یک از
دانه ها نمی بایست رشد می کردند. پادشاه ادامه داد: مردم به پادشاهی نیاز
دارند که در عین راستگویی و درستکاری با آنها صادق باشد، نه آن پادشاهی که
برای رسیدن به قدرت و حفظ آن دست به هر عمل ریا کارانه ای بزند ارد بزرگ
در رابطه با راستی میگوید:هیچ گاه از راستی و درستی خویش آزرده مباش چون
همیشه در انتهای هر داستان تو برنده ایی ! .

دانلود کتاب سرخ
با فرمت : پی دی اف PDF و با حجم 1,607 KB
برای دانلود کتاب اینجا کلیک کنید
داستانی رو خوندم که منو یاد این جمله ارد بزرگ انداخت:مادر و پدر ، زندگیشان را با فروتنی به فرزند می بخشند . پس از 21 سال زندگی مشترک همسرم از من خواست که با کس دیگری برای شام و سینما بیرون بروم. زنم گفت که مرا دوست دارد ولی مطمئن است که این زن هم مرا دوست دارد و از بیرون رفتن با من لذت خواهد برد.
آن زن مادرم بود که 19 سال پیش از این بیوه شده بود. ولی مشغله های زندگی و داشتن 3 بچه باعث شده بود که من فقط در موارد اتفاقی ونامنظم به او سر بزنم.

آن شب به او زنگ زدم تا برای سینما و شام بیرون برویم...
مادرم با نگرانی پرسید که مگر چه شده؟
او
از آن دسته افرادی بود که یک تماس تلفنی شبانه و یا یک دعوت غیر منتظره را
نشانه یک خبر بد می دانست. به او گفتم: بنظرم رسید بسیار دلپذیر خواهد بود
که اگر ما دو امشب را با هم باشیم. او پس از کمی تامل گفت که او نیز از
این ایده لذت خواهد برد.
آن جمعه پس از کار وقتی برای بردنش میرفتم کمی
عصبی بودم. وقتی رسیدم دیدم که او هم کمی عصبی بود کتش را پوشیده بود و
جلوی درب ایستاده بود، لباسی را پوشیده بود که در آخرین جشن سالگرد
ازدواجش پوشیده بود. با چهره ای روشن همچون فرشتگان به من لبخند زد.
وقتی
سوار ماشین میشد گفت که به دوستانش گفته امشب با پسرم برای گردش بیرون
میروم. و آنها خیلی تحت تاثیر قرار گرفته اند و نمیتوانند برای شنیدن ما
وقع امشب منتظر بمانند.
ما به رستورانی رفتیم که هر چند لوکس نبود ولی بسیار راحت و دنج بود. دستم را چنان گرفته بود که گوئی همسر رئیس جمهور بود.
پس
از اینکه نشستیم به خواندن منوی رستوران مشغول شدم. هنگام خواندن از بالای
منو نگاهی به چهره مادرم انداختم و دیدم با لبخندی حاکی از یاد آوری
خاطرات گذشته به من می نگرد، و به من گفت یادش می آید که وقتی من کوچک
بودم و با هم به رستوران میرفتیم او بود که منوی رستوران را میخواند. من
هم در پاسخ گفتم که حالا وقتش رسده که تو استراحت کنی و بگذاری که من این
لطف را در حق تو بکنم.
هنگام صرف شام مکالمه قابل قبولی داشتیم، هیچ
چیز غیر عادی بین ما رد و بدل نشد بلکه صحبتها پیرامون وقایع جاری بود و
آنقدرحرف زدیم که سینما را از دست دادیم.
وقتی او را به خانه
رساندم گفت که باز هم با من بیرون خواهد رفت به شرط اینکه او مرا دعوت کند
و من هم قبول کردم. وقتی به خانه برگشتم همسرم از من پرسید که آیا شام
بیرون با مادرم خوش گذشت؟
من هم در جواب گفتم خیلی بیشتر از آنچه که
میتوانستم تصور کنم. چند روز بعد مادرم در اثر یک حمله قلبی شدید درگذشت و
همه چیز بسیار سریعتر از آن واقع شد که بتوانم کاری کنم. کمی بعد پاکتی
حاوی کپی رسیدی از رستورانی که با مادرم در آن شب در آنجا غذا خوردیم
بدستم رسید. یادداشتی هم بدین مضمون بدان الصاق شده بود:

نمیدانم که آیا در آنجا خواهم بود یا نه ولی هزینه را برای 2 نفر پرداخت کرده ام یکی برای تو و یکی برای همسرت.
و تو هرگز نخواهی فهمید که آنشب برای من چه مفهومی داشته است، دوستت دارم پسرم.
دانلود کتاب سرخ
با فرمت : پی دی اف PDF و با حجم 1,607 KB
برای دانلود کتاب اینجا کلیک کنید
پسر بچه ای وارد بستنی فروشی شد و پشت میزی نشست. پیشخدمت یک لیوان آب برایش آورد. پسر بچه پرسید: (( یک بستنی میوه ای چند است؟ )) پیشخدمت پاسخ داد : (( 50 سنت )) . پسر بچه دستش را در جیبش برد و شروع به شمردن کرد . بعد پرسید : (( یک بستنی ساده چند است ؟ ))
در همین حال ، تعدادی از مشتریان در انتظار میز خالی بودند و پیشخدمت با عصبانیت پاسخ داد: 35 سنت
پسر دوباره سکه هایش را شمرد و گفت : لطفأ یک بستنی ساده...
پیشخدمت بستنی را آورد و به دنبال کار خود رفت.
پسرک نیز پس از خوردن بستنی پول را به صندوق پرداخت و رفت
وقتی
پیشخدمت بازگشت از آنچه دید شوکه شد. آنجا در کنار ظرف خالی بستنی، 2 سکه
5 سنتی و 5 سکه 1 سنتی گذاشته شده بود. برای انعام پیشخدمت .
به یاد این جمله ارد بزرگ می افتم که : اگر آدمیان می دانستند بخشندگی چه داشته بزرگیست هیچ گاه از آن دوری نمی گزیدند .

دانلود کتاب سرخ
با فرمت : پی دی اف PDF و با حجم 1,607 KB
برای دانلود کتاب اینجا کلیک کنید

دکتر محمد مصدق مردی بلند آوازه برای همه استعمار ستیزان در طی 50 سال گذشته بوده است همه میهن پرستان کشورهای مورد تهاجم کشورهای شوم و پلید اروپایی و آمریکا راه مصدق را برای گرفتن و احقاق حقوق خویش دنبال کردند . او میهن پرستی پاک بود برای همین نامش جاودان مانده و بر دلهای مردم ایران فرمانروایی می کند و دیدیم که مخالفین داخلی اش چه سیه روز و گم نام شدند به قول ارد بزرگ میهن پرست متفکرمان : آنکه به سرنوشت میهن و مردم سرزمین خویش بی انگیزه است ارزش یاد کردن ندارد . دکتر مصدق که از مردان معروف سیاسی ایران بود، در سال 1261 در شهر تهران پای به عرصه وجود نهاد. او که پدرش میرزا هدایت نام داشت، تحصیلات اولیه خود را در شهر تهران به اتمام رسانید. سپس برای ادامه و پیگیری تحصیلات عالیه در سال 1287به پاریس سفر نمود. او در این شهر توانست دوره مدرسه علوم سیاسی را به اتمام رساند. وی که برای کسب مدرک دکتری در رشته حقوق وارد دانشگاه نوشاتل سویس گردید و پس از گرفتن مدرک و اتمام تحصیلات به ایران بازگشت.

تقدیر و سرنوشت دکتر مصدق این بود که در ایران به تمام پستها و مشاغل حساسی که یک شخص سیاسی می تواند برسد، دست یابد. دکتر در ابتدای کار چون با بعضی مسائل در ایران، به ویژه قرار داد سال 1919 میلادی با انگلیس مخالف بود، تصمیم داشت دوباره به سویس بازگردد، ولی کابینه مشیرالدوله برای تصدی مقام وزارت دادگستری از وی دعوت به عمل آورد و این شروع کار بود. وی در پاییز سال 1299 به حکومت فارس منصوب گردید و سال 1300 به وزارت دارائی رسید. دکتر بعد از این سمت، در سال 1301 نیز در آذربایجان به مشاغل دولتی سطح بالا رسیده و مدتی بعد به دلیل مخالفت با حکومت مرکزی از این سمت استعفا داد. سال بعد وزیر امور خارجه ایران شد و در سال 1303 که با دوره پنجم قانون گذاری بود، به نمایندگی مردم تهران در مجلس شورای ملی انتخاب شد.همین طور در دوره ششم نیز دوباره به این سمت دست یافت. بعد از اتمام دوره ششم به دلیل دخالت دولت در انتخابات مجلس، از سیاست کناره گیری نمود. دکتر مصدق بارها از سوی دولت و حکومت به زندان افتاد و یا تبعید شد. یکی از دفعاتی که ایشان را دستگیر نمودند، بعد از کناره گیری از سیاست در چهارم تیر سال 1319 بود، که به بیرجند اعزام شد و تا ماه آذر همان سال در زندان بود و دوباره به احمدآباد تبعید شد. دکتر در دوره های چهاردهم و شانزدهم همچنان از طرف مردم تهران به عنوان نماینده انتخابی و مردمی به مجلس رفت و در این زمان بود که برای احقاق حقوق مردم ایران به تشکیل جبهه ملی اقدام کرده تا بتواند در راه مبارزه برای ملی کردن صنعت نفت ایران گامهای مثمر ثمرتری را بردارد و عاقبت موفق گردید در روز 29 اسفند 1329 قانون ملی شدن صنعت نفت را از تصویب مجلس سنا گذرانده و در اردیبهشت سال 1330 برای به ثمر رساندن این قانون و نظارت هرچه بهتر بر انجام امور، مقام نخست وزیری ایران را قبول نمود.
وی بعدها با اینکه مجلس هفدهم به نخست وزیری دکتر رای داده بود، به دلیل اختلاف با محمد رضا پهلوی از تشکیل دولت جدید سر باز زد و شاه قوام السلطنه را به نخست وزیری انتخاب نمود. در این زمان قیام سی تیر اتفاق افتاد و در آن روز تمام مردم حمایت خود را از دکتر مصدق ثابت نمودند. اما این پایان کار نبود و دکتر به همکاران خود با کودتای سازمان سیا مواجه شد و در دادگاه نظامی به سه سال زندان محکوم شد. در شهریور 1335 به احمد آباد تبعید گردید. به دلیل بیماری در بیمارستان نجمیه تهران بستری گردید و عاقبت در سحرگاه 14 اسفند 1346 وفات یافت. با اینکه وصیت کرده بود تا در گورستان شهدای 30 تیر دفن شود، اما جسد او به خانه خودش در احمد آباد منتقل و در همان مکان دفن گردید.
دکتر محمد مصدق
در سال 1261 هجری شمسی در تهران، در یک خانواده اشرافی بدنیا آمد. پدر او
میرزا هدایت الله معروف به " وزیر دفتر " از رجال عصر ناصری و مادرش ملک
تاج خانم ( نجم السلطنه ) فرزند عبدالمجید میرزا فرمانفرما و نوهً عباس
میرزا ولیعهد و نایت السلطنه ایران بود. میرزا هدایت الله که مدت مدیدی در
سمت " رئیس دفتر استیفاء " امور مربوط به وزارت مالیه را در زمان سلطنت
ناصرالدین شاه به عهده داشت، لقب مستوفی الممالکی را بعد از پسر عمویش
میرزا یوسف مستوفی الممالک از آن خود می دانست، ولی میرزا یوسف در زمان
حیات خود لقب مستوفی الممالک را برای پسر خردسالش میرزا حسن گرفت و میرزا
هدایت الله بعنوان اعتراض از سمت خود استعفا نمود. بعد از مرگ میرزا یوسف،
ناصرالدین شاه میرزا هدایت الله را به کفالت امور مالیه و سرپرستی میرزا
حسن منصوب کرد.
میرزا هدایت الله سه پسر داشت که محمد کوچکترین
آنها بود. هنگام مرگ میرزا هدایت الله در سال 1271 شمسی محمد ده ساله بود،
ولی ناصرالدین شاه علاوه بر اعطای شغل و لقب میرزا هدایت الله به پسر ارشد
او میرزا حسین خان، به دو پسر دیگر او هم القابی داد، و محمد را " مصدق
السلطنه " نامید. دکتر مصدق در خاطرات خود از دوران کودکیش می نویسد: "
چون مادرم پس از فوت پدر با برادرم میرزا حسین وزیر دفتر اختلاف پیدا کرد،
با میرزا فضل الله خان وکیل الملک منشی باشی ولیعهد ( مظفرالدین شاه )
ازدواج نمود و مرا هم با خود به تبریز برد. در آن موقع من در حدود دوازده
سال داشتم ... "
محمد خان مصدق السلطنه پس از اتمام تحصیلات
مقدماتی در تبریز همراه پدر خوانده اش، که بعد از جلوس مظفرالدین شاه بر
تخت سلطنت به سمت منشی مخصوص شاه تعیین شده بود، به تهران آمد.
مصدق
السلطنه با وجود سن کم در نخستین سالهای خدمت در مقام مستوفی گری خراسان
کاملا در کار خود مسلط شد و توجه و علاقه عموم را به طرف خود جلب نمود. در
باره خدمات او در خراسان افضل الملک در کتاب افضل التواریخ چنین می نویسد:
" میرزا محمد خان مصدق السلطنه را امروز از طرف شغل مستوفی و محاسب خراسان
گویند، لیکن رتبه و حسب و نسب و استعدا و هوش و فضل و حسابدانی این طفل یک
شبه ره صد ساله می رود. این جوان بقدری آداب دان و قاعده پرداز است که هیچ
مزیدی بر آن متصور نیست. گفتار و رفتار و پذیرائی و احتراماتش در حق مردم
به طوری است که خود او از متانت و بزرگی خارج نمی شود، ولی بدون تزویر و
ریا با کمال خفض جناح کمال ادب را درباره مردمان بجای می آورد و نهایت
مرتبه انسانیت و خوش خلقی و تواضع را سرمشق خود قرار داده است".
مصدق
السلطنه بعد از مراجعت به تهران در اولین انتخابات دوره مشروطیت نامزد
وکالت شد. او به نمایندگی از طبقه اعیان و اشراف اصفهان در اولین دوره
تقنینیه انتخاب گردید؛ ولی اعتبار نامه او بدلیل این که سن او به سی سال
تمام نرسیده بود رد شد.
مصدق السلطنه در سال 1287 شمسی برای
ادامه تحصیلات خود به فرانسه رفت و پس از خاتمه تحصیل در مدرسه علوم سیاسی
پاریس به سویس رفت و در این مرحله به اخذ درجه دکترای حقوق نائل آمد.
مراجعت مصدق به ایران با آغاز جنگ جهانی اول مصادف بود. بعد از مراجعت به
ایران مصدق السلطنه با سوابقی که در امور مالیه و مستوفی گری خراسان داشت
به خدمت در وزارت مالیه دعوت شد. دکتر مصدق قریب چهارده ماه در کابینه
های مختلف این سمت را حفظ می کند تا اینکه سرانجام در حکومت صمصام السلطنه
به علت اختلاف با وزیر وقت مالیه ( مشار الملک ) از معاونت وزارت مالیه
استعفا می دهد و هنگام تشکیل کابینه دوم وثوق الدوله مجدداً عازم اروپا می
شود.
دکتر مصدق در خاطرات خود از دوران اقامت در سویس که آنرا "
وطن ثانوی " خود می خواند می نویسد: " در آنجا بودم که قرارداد وثوق
الدوله بین ایران و انگلیس منعقد گردید.... تصمیم گرفتم در سویس اقامت کنم
و به کار تجارت پردازم. مقدار قلیلی هم کالا که در ایران کمیاب شده بود
خریده و به ایران فرستادم؛ و بعد چنین صلاح دیدم که با پسر و دختر بزرگم
که ده سال بود وطن خود را ندیده بودند به ایران بیایم و بعد از تصفیه
کارهایم از ایران مهاجرت نمایم. این بود که همان راهی که رفته بودم به قصد
مراجعت به ایران حرکت نمودم..." دکتر مصدق سپس شرح مفصلی از جریان مسافرت
خود از طریق قفقاز به ایران داده و از آن جمله می نویسد چون کمونیستها بر
این منطقه مسلط شده بودند، به او توصیه کرده بودند که دستهایش را با دوده
سیاه کند تا کسی او را سرمایه دار نداند! دکتر مصدق اضافه می کند " به
دستور ژنران قنسول ایران در تفلیس اتومبیلی تهیه نمودند که با پرداخت چهل
هزار مناتت مرا به پتروسکی برساند و از آنجا از طریق دریا وارد مشهد سر (
بابلسر فعلی ) شویم. ولی چند ساعتی قبل از حرکت خبر رسید که کمونیستها
دربند را تصرف کرده اند که از این طریق نیز مایوس شدم و چون ناامنی در
تفلیس رو به شدت می گذاشت از همان خطی که آمده بودم به سویس مراجعت کردم."
بعد
از مراجعت دکتر مصدق به سویس، مشیرالدوله که به جای وثوق الدوله به نخست
وزیری انتخاب شده بود، تلگرافی بعنوان مصدق السلطنه به سویس فرستاد و او
را برای تصدی وزارت عدلیه به ایران دعوت کرد. دکتر مصدق تصمیم گرفت از راه
بنادر جنوب به ایران مراجعت کند.
در مراجعت دکتر مصدق به ایران از
طریق بندر بوشهر، پس از ورود به شیراز بر حسب تقاضای محترمین فارس و
والیگری ( استانداری ) فارس منصوب شد و تا کودتای سوم اسفند 1299 در این
مقام ماند و برای ایجاد امنیت و جلوگیری از تعدی قدمهای موثری برداشت.
با
وقوع کودتای سید ضیا و رضا خان، دکتر مصدق تنها شخصیت سیاسی ایران بود که
دولت کودتا را به رسمیت نشناخت و از مقام خود مستعفی گشت. پس از استعفا از
فارس عازم تهران شد. ولی بنا به دعوت سران بختیاری به آن دیار رفت تا
کابینه سید ضیا پس از 100 روز ساقط گردید.
با سقوط کابینه ضیا،
وقتی قوام السلطنه به نخست وزیری رسید، دکتر مصدق را به وزارت مالیه (
دارائی ) انتخاب نمود که با قبول شرایطی همکاری خود را با دولت جدید
پذیرفت.
با سقوط دوت قوام السلطنه و روی کار آمدن مجدد مشیرالدوله
وقتی از مصدق خواسته شد که با سمت والی آذربایجان با دوت همکاری کند، با
این شرط که ارتشیان تحت امر او در منطقه باشند، قبول کرد. از اواخر بهمن
1300 با اواسط سال 1301 این ماموریت را پذیرفت، ولی در اواخر کار بخاطر
سرپیچی فرمانده قشون آذربایجان از اوامرش بدستور رضا خان سردار سپه، وزیر
جنگ وقت، از این سمت مستعفی گشت و به تهران مراجعت کرد.
در خرداد
ماه 1302 دکتر مصدق در کابینه مشیرالدوله به سمت وزیر خارجه انتخاب شد و
با خواسته انگلیسیها برای دو ملیون لیره که مدعی بودند برای ایجاد پلیس
جنوب خرج کرده اند بشدت مخالفت نمود و آب پاکی را بر دست وزیر مختار
انگلستان ریخت.
پس از استعفای مشیرالدوله، سردار سپه به نخست وزیری رسید و دکتر مصدق از همکاری با این دولت خودداری ورزید.
دکتر
مصق در دوره پنجم و ششم مجلس شواری ملی به وکالت مردم تهران انتخاب و در
همین زمان که با صحنه سازی سلطنت خاندان قاجار منقرض و رضا خان سردار سپه
و نخست وزیر فعلی به مقام پادشاهی رسید، او قاطعانه با این انتخاب به
مخالفت برخاست. زمانیکه عمر مجلس ششم به پایان رسید و رضا شاه با
دیکتاتوری مطلق فاتحه حکومت مشروطه و دمکراسی را خواند، دکتر مصدق طی
سالیان دراز خانه نشین شد و در اواخر سلطنت پهلوی اول که همه رجال سابق یا
از بین رفته بودند و یا دست بیعت به حکومت داده بودند، مصدق به زندان
افتاد ولی پس از چند ماه آزاد شد و تحت نظر در ملک خود در احمد آباد مجبور
به سکوت شد. رضا شاه در سال 1320 پس از اشغال ایران بوسیله قوای روس و
انگلیس، از سلطنت برکنار گشت و به آفریقای جنوبی تبعید گشت و دکتر مصدق به
تهران برگشت.
دکتر مصدق در انتخابات شور انگیز دوره 12 مجلس که پس
از سقوط رضا شاه انجام شد، بار دیگر در مقام وکیل اول تهران قدم به مجلس
نهاد و مورد تجلیل تمام ملت ایران قرار گرفت.
در انتخابات دوره 15
مجلس بخاطر مداخلات نامشروع قوام السلطنه ( نخست وزیر ) و شاه مانع شدند
تا دکتر مصدق قدم بمجلس بگذارد و انگلیسیها بتوانند قرارداد تحمیلی سال
1933 دوره رضا شاه را که بمدت 60 سال حقوق ملت ایران را از نفت جنوب ضایع
می ساخت، در دولت ساعد مراغه ای تنفیذ سازند. خوشبختانه بر اثر فشار افکار
عمومی مقصود انگلیسیها تامین نشد و عمر مجلس پانزدهم سر رسید. در همین
دوران بود که دکتر مصدق و همراهان وی اقدام به پایه گذاری جبههً ملی ایران
را نمودند ( 1328 ).
بر خلاف انتظار انگلیسی ها، در انتخابات مجلس
16 با همه تقلبات و حمایت شاه و دربار صندوقهای ساختگی آرا تهران باطل شد
و هژیر وزیر دربار دست نشانده والاحضرت اشرف بقتل رسید و در نوبت دوم
انتخابات، دکتر مصدق و گروهی از یارانش که هنوز دو سه نفری از آنها راه
خیانت در پیش نگرفته بودند، بمجلس راه یافتند؛ که در همین مجلس پس از کشته
شدن سپهبد رزم آرا، طرح ملی شدن صنایع نفت جنوب به رهبری دکتر مصدق تصویب
شد و اندکی بعد در شور و اشتیاق عمومی دکتر مصدق به نخست وزیری رسید تا
قانون ملی شدن صنعت نفت را به اجرا در آورد.
در اردیبهشت ماه سال
1330 دکتر مصدق با تکیه به رای اعتماد اکثر نمایندگان مجلس به نخست وزیری
رسید. نخستین اقدام دکتر مصدق پس از معرفی کابینه، اجرای طرح ملی شدن صنعت
نفت بود.
بدنبال شکایت دولت انگلیس از دولت ایران و طرح شکایت
مزبور در شورای امنیت سازمان ملل، دکتر مصدق عازم نیویورک شد و به دفاع از
حقوق ایران پرداخت. سپس به دادگاه لاهه رفت و در احقاق حق ملت ایران به
پیروزی دست یافت. در بازگشت به ایران سفری نیز به مصر کرد و در آنجا مورد
استقبال پر شکوه ملت مصر قرار گرفت.
انتخابات دروه هفدهم مجلس
بخاطر دخالتهای ارتشیان و دربار به تشنج کشید و کار بجایی رسید که پس از
انتخاب 80 نماینده، دکتر مصدق دستور توقف انتخابات حوزه های باقی مانده را
صادر کرد.
دکتر مصدق برا ی جلوگیری از کارشکنیهای ارتش درخواست
انتقال وزارت جنگ به دولت را از شاه نمود. که این درخواست از طرف شاه رد
شد. به همین دلیل دکتر مصدق در 25 تیرماه 1331 در مقام نخست وزیری استعفا
میکند.
یکروز بعد، مجلس قوام السلطنه را به نخست وزیری انتخاب کرد و قوام السلطنه با صدور بیانیه شدید الحنی نخست وزیری خود را اعلام نمود.
مردم
ایران که از برکناری دکتر مصدق شدیدا خشمگین بودند، در پی چهار روز
تظاهرات و قیامهای پیوسته در حمایت از دکتر مصدق، موفق به ساقط کردن دولت
قوام گردیدند، و در 30 تیر 1331 دکتر مصدق بار دیگر به مقام نخست وزیری
ایران رسید.
در روز 9 اسفند ماه 1331 دربار با کمک عده ای از
روحانیون، افسران اخراجی و اراذل و اوباش تصمیم به اجرای طرح توطئه ای بر
علیه مصدق کردند تا او را از بین ببرند. نقشه از این قرار بود که شاه در
آن روز به عنوان سفر به اروپا از پایتخت خارج شود و اعلام دارد که این
خواسته دکتر مصدق است ( برای اطلاعات بیشتر لطفا به کتاب " خاطرات و
تالمات دکتر مصدق" بقلم خود ایشان مراجعه کنید). ارازل و اوباش نوکر دربار
هم به بهانه جلوگیری از سفر شاه در مقابل کاخ شاه تظاهرات برپا کنند و
هنگام خروج دکتر مصدق از دربار وی را بقتل برسانند. ولی از آنجائیکه مصدق
از نقشه اطلاع یافت توانست جان سالم بدر برد و توطئه با شکست روبرو گشت.
سرتیپ افشار طوس رئیس وفادار شهربانی دکتر مصدق، بوسیله عمال دربار و افسران اخراجی به طرز وحشیانه ای بقتل رسید.
بعلت
اختلافات شدید مجلس با دولت دکتر مصدق، و بدنبال استعفای بسیاری از
نمایندگان مجلس ،دولت اقدام به برگذاری همه پرسی در سطح کشور نمود تا مردم
به انحلال یا عدم انحلال مجلس رای دهند. در این همه پرسی که البته به خاطر
همزمان نبودن زمان انتخابات در تهران و شهرستانها، و همچنین جدا بودن محل
صندوقهای مخالفان و موافقان انحلال مجلس مورد انتقاد بسیاری از منتقدان
قرار گرفت؛ در حدود دو میلیون ایرانی به انحلال مجلس رای مثبت دادند و
مجلس در روز 23 مرداد 1332 راسما انحلال یافت.
در روز 25 مرداد
1332 طبق نقشه ای که سازمانهای جاسوسی آمریکا و انگلیس برای براندازی دولت
مصدق کشیده بودند، شاه دستور عزل دکتر مصدق را صادر نمود و رئیس گارد
سلطنتی خویش، سرهنگ نصیری را موظف نمود تا با محاصره خانه نخست وزیر فرمان
را به وی تحویل دهد. همچنین نیروهایی از گارد سلطنتی مامور بازداشت عده ای
از وزرای دکتر مصدق گشتند. ولی نیروهای محافظ نخست وزیری با یک حرکت
غافلگیر کننده رئیس گارد سلطنتی و نیروهایش را خلع سلاح و بازداشت نمودند
و نقشه کودتای 25 مرداد به شکست انجامید.
در روز 28 مرداد ماه 1332
دولتین آمریکا و انگلیس با اجرای نقشه دقیقتری دست به کودتای دیگری علیه
دولت ملی دکتر مصدق زدند که اینبار باعث سقوط دلت مصدق گشت. در این روز
سازمان سیا با خریدن فتوای برخی از روحانیون و همچنین دادن پول به
ارتشیان، اراذل و اوباش تهران آنها را به خیابانها کشانید. بدلیل خیانت
رئیس شهربانی و بی توجهی رئیس ستاد ارتش دولت مصدق، کودتاچیان توانستند به
آسانی خود را به خانه دکتر مصدق برسانند و پس از چندین ساعت نبرد خونین
گارد محافظ نخست وزیری را نابود کنند و خانه وی را پس از غارت کردن به آتش
بکشانند. ولی دکتر مصدق موفق شد به همراه یاران خود از نردبان استفاده کند
و به خانه همسایه پناه ببرد. در این کودتا گروهی از یاران سابق دکتر مصدق
نیز به بهانه مخالفت با مصدق با اجانب همکاری نمودند! همچنین شایان ذکر
است که اعضای حزب کمونیست توده که در روزهای 26 و 27 مرداد به بهانه
هواداری از دکتر مصدق دست به اغتشاشات می زدند، در روز 28 مرداد هیچ عملی
بر ضد کودتای آمریکائیان انجام ندادند.
در روز 29 مرداد دکتر مصدق و یارانش خود را به حکومت کودتا به رهبری ژنرال زاهدی تسلیم کردند.
در
دادگاهی نظامی، دکتر مصدق با برملا کردن اسرار کودتای 25 و 28 مرداد چهره
کودتاچیان را نزد جهانیان رسوا ساخت. در پایان دادگاه وی را به 3 سال
زندان محکوم کردند و پس از گذراندن 3 سال زندان، دکتر مصدق به ملک خود در
احمد آباد تبعید گشت و تا آخر عمر تحت نظارت شدید بود.
در سال 1342
همسر دکتر مصدق، خانم ضیاالسلطنه، در سن 84 سالگی درگذشت و دکتر مصدق را
بیش از پیش در غم فرو برد. حاصل ازدواج وی و دکتر مصدق 2 پسر و 3 دختر بود.
در
14 اسفند ماه 1345 دکتر محمد مصدق بدلیل بیماری سرطان، در سن 84 سالگی دار
فانی را وداع گفت. پیکر مطهر وی در یکی از اتاقهای خانه اش در احمد آباد
به خاک سپرده شد.

محمد مصدق و ملی شدن صنعت نفت
نویسنده : مرتضی هادوی
آغاز زندگی وجوانی
محمد
مصدق در سال ۱۲۶۱ هجری شمسی در تهران، در یک خانواده اشــرافی به دنیا
آمد. پدرش میرزا هـدایتالله معروف به «وزیر دفتر» از بزرگمردان دوره
ناصری و مادرش ملک تاج خانم (نجم السلطنه) فــرزند عبــدالمجید مـیرزا
فرمانفرما و نوه عباس میرزا ولیعهد قاجار و نایبالسلطنه ایران بود. هنگام
مرگ میـرزا هدایتالله در سال ۱۲۷۱ شمسی محمد ده ساله بود، و ناصــرالدین
شاه علاوه بر اعـطای شغل و لقب میرزا هدایتالله به پســـر ارشد او میرزا
حسین خان، محمد را «مصدقالسلطنه» نامید.
محمد خان مصدقالسلطنه پس از
تحصیلات مقـدماتی در تبریز به تهران آمد، به مستوفیگری خراسان گمارده شد
و با وجود سن کم در کار خـــود مسلط شد و توجه و علاقه عموم را جلب نمود.
مصدقالسلطنه در اولین انتخابات دوره مـجلس مشروطیت به نمایندگی از طبقه
اعیان و اشراف اصفهان انتخاب شد ولــی اعتبارنامه او به دلیل سن او که به
سی سال تمام نرسیده بود رد شد. مصدقالسلطنه در سال ۱۲۸۷ شمسی برای ادامـه
تحصیلات خود به فـــرانسه رفت و پس از خــاتمه تحصیل در مدرسه علوم سیاسی
پاریس به سویس رفت و به اخذ درجه دکترای حقوق نائل آمد.
والیگری و وزارت
مـــــــراجعت
مصدق به ایران با آغاز جنگ جهانی اول مصادف بود. مصدقالسلطنه با سوابقی
که درامورمالیه و مستوفیگری خراسان داشت به خدمت در وزارت مالیه دعوت شد.
قریب چهارده ماه در کـابینههای مختلف این سمت را حفظ کرد. در حکومت صمصام
السلطنه به علت اختلاف با وزیروقت مالیه(مشار الملک) از معاونت وزارت
مالیه استعفا داد و هنگام تشکیل کـابینه دوم وثـــوق الــدوله عازم اروپا
شــد. دراین دوران قرارداد ۱۹۱۹ به امضــای وثوقالدوله رسید ومخالفت
گسترده آزادیخواهان ایرانی با آن شروع شد.دکتر مصدق نیز در اروپا به
انتشار نامههاو مقالههائی در مخالفت با این قرارداد اقدام کرد. انـدکی
بعد مشیرالدوله که به جای وثوق الدوله به نخـســت وزیــری انتخاب شد، او
را برای تصدی وزارت عدلیه به ایران دعوت کرد.
در مــراجعت به ایران از
طـــریق بندر بـــوشهر، پس از ورود به شیراز بــرحــسب تقاضای محــترمین
فـارس به والیگری (استانداری) فارس منصوب شد و تا کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹
در این مقام ماند. پس از کــودتای سید ضیاء و رضــاخــان، دکـتر مصــدق
دولت کودتا را به رسمیت نشناخت و از مقام خود مستعفی گشت. پس از استعفا از
فـــارس عازم تهران شد ولی به دعوت سران بختیاری به آن دیار رفت.
با
سقوط کابینه سید ضیاء، قوام السلطنه به نخست وزیری رسید و دکتر مـصدق را
به وزارت مالیه (دارائی) انتخاب کرد. با سقوط دولت قــوام السلطنه و روی
کار آمدن مجدد مشیرالـدوله از مصدق خواسته شد که والی آذربایجان شود.
بخــاطـر سرپیچی فرمانده قشون آذربایجان از اوامرش بدستور رضـــــاخان
سردار سپه، وزیر جنگ وقت، از این سمت مستعفی گشت و به تهران مراجعت کرد.
در خرداد ماه ۱۳۰۲ دکتر مصدق در کابینه مشیرالدوله به سمت وزیر خــارجـه
انتخاب شـد و با خـواسته انگلیسیها برای دو ملیون لیره که مــدعی بودند
برای ایجاد پلیس جنوب خرج کردهاند بشدت مخالفت نمود.
پس از استعفای مشیرالدوله، ســردار سپه به نخست وزیری رسید و دکتر مصدق از همکاری با او خودداری کرد.
دوره رضاشاه
دکتر
مصــدق در دوره پنجم و ششم مجـــلس شورای ملی به وکالت مردم تهران انتخاب
شد. در همین زمان که با صحنه سازی سلطنت خاندان قاجار منقرض شد و رضا خان
سردار سپه نخست وزیر وقت به شــاهی رسید، او با این انتخاب به مخالفت
برخاست. با پایان مجلس ششم و آغاز دیکتاتوری رضــاشاه دکتر مصـــدق خانه
نشین شد و در اواخر سلطنت رضاشاه پهلـوی به زندان افتاد ولی پس از چند ماه
آزاد شد و تحت نظــــــر در ملک خود در احمد آباد مجبوربه سکوت شد. در سال
۱۳۲۰ پس از اشغال ایران بوسیله نیروهای شوروی و بریتانیا، رضا شاه از
سلطنت برکنار و به افریقای جنوبی تبعید شد و دکتر مصدق به تهران برگشت.
نهضت ملیشدن صنعت نفت ایران دکتر مصــــدق پس از شهـریور ۲۰ و سقوط
رضاشاه در انتخابات دوره ۱۴ مجلس باردیگر درمقام وکیل اول تهران به
نمایندگی مجلس انتخاب شد. در این مجلس برای مقابله با فشارشوروی برای
گرفتن امتیاز نفت شمال ایران، او طرحی قانونی را به تصویب رساند که دولت
از مذاکره درمورد امتیازنفت تا زمانی که نیروهای خارجی در ایران هستند منع
میشد.
در انتخابات دوره ۱۵ مجلس با مداخلات قـــوامالسلطنه (نخست
وزیر) و شــاه و ارتش، دکتر مصدق نتوانست قدم به مجلس بگذارد. دراین دوره
هدف عوامل وابسته به بریتانیا این بود که قرارداد سال ۱۹۳۳ دوره رضاشاه
رابه دست دولت ساعد مراغهای و با تصویب مجلس تنفیذ کنند.براثرفشار افکار
عمومی مقصود انگلیسیها تأمین نشد وعمرمجلس پانزدهم بهسر رسید. در ۱۳۲۸
دکتر مصــدق و همـراهان وی اقدام به پایه گذاری جبهه ملی ایران کردند.
گسترش فعالیتهای سیاسی پس از شهریور ۱۳۲۰ سبب گسترش مبارزات مـردم و به
ویژه توجه آنان به وضع قـرارداد نفت شده بود. دکتـــر مصــدق در مجلس و
بیرون از آن این جنبش را که به «نهضت ملی شدن نفت» معروف شد، هدایت میکرد.
ملی شدن نفت و نخست وزیری
درانتخابات
مجلس شانزدهم با همه تقلبات و مداخلات شاه و دربار، صندوقهای ساختگی آراء
تهران باطل شد.عبدالحسین هژیر وزیر دربار بقتل رسید و در نوبت دوم
انتخابات، دکتر مصدق به مجلس راه یافت.پس از کشته شدن نخستوزیر وقت سپهبد
حاجیعلی رزمآرا، طرح ملی شدن صنایع نفت به رهبری دکتر مصـــدق در مجلس
تصویب شد. پس از استعفای حسین علاء که بعد از رزمآرا نخست وزیر شده بود،
در شورواشتیاق عمومی دکترمصدق به نخست وزیری رسید و برنامه خود را اصلاح
قانون انتخابات و اجــرای قانون ملی شدن صنعت نفت اعلام کرد. پس از شکایت
دولت انگلیس از دولت ایران وطرح این شکایت در شورای امنیت سازمان
ملل،دکترمصدق عازم نیویورک شدوبه دفاع از حقوق ایران پرداخت. سپس به
دادگاه لاهه رفت و با توضیحاتی که در موردقرارداد نفت وشیوه
انعقادوتمدیدآن داد،دادگاه بینالمللی خود را صـــالح به رسیدگـی به شکایت
بریتانیا ندانست و مصدق در احقاق حق ملت ایران به پیروزی دست یافت. در راه
بازگشت به ایــران به مصـر رفت و مورد استقبال پر شکوه ملت مصر قرار گرفت.
کشمکش با دربار و مخالفان
انتخابات
دوره هـفدهم مجـلـس بخاطر دخالتهای ارتشیان و دربــار به تشنج کشید و
کــار بجایی رسیدکه پس از انتخاب ۸۰ نماینده، دکتر مصدق دستور توقف
انتخابات حوزههای باقی مانده را صادر کرد. دکتر مصـدق برا ی جلوگیری از
کارشکنیهای ارتش و دربار درخواست انتقال وزارت جنگ به دولت را ازشاه
نمود.این درخواست از پطرف شاه ردشد.به همین دلیل دکتر مصدق در ۲۵ تیرماه
۱۳۳۱ ازمقام نخستوزیری استعفا کرد.مجلس قوام السلطنه را به نخستوزیری
انتخاب کرد و او باصدوربیانیه شدید الحنی نخست وزیری خود را اعلام نمود.
مردم ایران که ازبرکناری دکترمصدق خشمگین بودند،درپی چهار روز تظاهرات در
حمایت از دکتر مصدق، که به کشته شدن چندین نفرانجامید،موفق به ساقط کردن
دولت قوام گردیدند. در ۳۰ تیر ۱۳۳۱ دکتر مصدق بار دیگر به نخستوزیری
ایران رسید.
در ۹ اسفند ماه ۱۳۳۱ دربار با کمک عدهای ازروحانیون،
افسران اخراجی و اراذل و اوباش توطئهای علیه مصدق کردند تا او را از بین
ببرند. نقـشه این بود که شاه در آن روز به عنوان سفر به اروپا از پایتخت
خارج شودو اعلام دارد که این خواسته دکتر مصدق است. مصدق از نقشه اطلاع
یافت و توانست جان بدر برد و تـوطئه شکست خورد.چند روز بعد عمال دربار و
چند تن از افسران اخراجی سرتیپ افشارطوس رئیس شهربانی دکتر مصدق را ربودند
و پس از شکنجه کشتند. بدنبال استعفای بسیاری ازنمایندگان طرفدارمصدق،دولت
اقدام به همهپرسی (رفراندم) در کشور کرد تا مردم به انحلال یا عدم انحلال
مجلس رای دهند. در این همهپرسی (که به خاطر همزمان نبودن رایگیری در
تهـــران و شهرستانها و جــــدا بودن صندوقهای مــخــالفان و موافقان
مورد انتقاد بسیاری قـرار گرفت) در حــدود دو میلیون ایرانی به انحلال
مجلس رای دادند و مجلس در روز ۲۳ مرداد ۱۳۳۲ منحل شد.
کودتا علیه دولت مصدق
در
روز ۲۵ مــرداد ۱۳۳۲ طبق نقشه سازمانهای جاسوسی امـــریکا و انــگلیس
برای براندازی دولت مصدق، شاه فرمان عزل دکتر مصدق را امضا کرد و رئیس
گـــارد سلطنتی، سرهنگ نصیری را موظف نمود تا بامحاصره خانه نخست وزیر
فرمان را به وی ابلاغ کند. همچنین نیروهایی از گارد سلطنتی ماموربازداشت
عدهای ازوزرای دکتر مصدق گشتند. ولی نیروهای محافظ نخست وزیری رئیس
گــارد سلطنتی و نیروهایش را خــلع سلاح و بازداشت نمودند.
در روز
۲۸ مرداد ماه ۱۳۳۲ دولتهای امریکا و بریتانیا دست به کودتای دیگری زدند
که اینبار باعث سقوط دولت مصدق گشت. در این روزسازمان سیا باخریدن فتوای
برخی از روحانیون و همچنین دادن پول به ارتشیان، اراذل و اوباش تهران آنها
را به خیابانها کشانید. کودتاچیان توانستند به آسانی خود را به خانه دکتر
مصدق برسانند وپس از چندین ساعت نبرد خونین گــارد محافظ نخست وزیری را
نابود کنند و خانه وی را پس از غــارت کردن به آتش بکشانند.در
روز29مرداددکترمصدق و یارانش خود را به حکومت کودتا به رهبری سرلشکر زاهدی
تسلیم کردند. بدین ترتیب در کـودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ (۱۹ اوت ۱۹۵۳)
سازمانهای جاسوسی بریتانیا و ایالات متحده امـــریکا با کودتا دکتر مصدق
را برکنار کرده و محمدرضا شاه پهــلوی را که پس از شکست کـودتای 25
مــرداد به رم رفته بود بازگرداندند و به قدرت رساندند.
محاکمه و زندان و خانه نشینی
مصـدق
پس از کودتای ۲۸ مرداد در دادگاه نظامی محاکمه شد. او در دادگاه از کارها
و نظرات خود دفاع کرد. دادگاه وی را به سه سـال زندان محکوم کرد. پس از
گذراندن سه سال زندان، دکتر مصدق به ملک خود دراحمد آباد تبعید شد و تا
آخر عمر تحت نظارت شدید بود.
در سال ۱۳۴۲ همـسـر دکتر مصدق، خانم
ضیاالسلطنه، در سن ۸۴ سالگی درگذشت. حاصل ازدواج وی و دکترمصدق دو پسر و
سه دختر بود. در۱۴اسفند ماه ۱۳۴۵ دکتر محمد مصدق بدلیل بیماری سرطان، در
سن ۸۴سالگی درگذشت.مصدق وصیت کرده بود او راکنار شهدای ۳۰ تیر در ابن
بابویه دفن کنند،ولی با مخالفت شاه چنبن نشد و او در یکی از اتاقهای
خانهاش دراحمدآبادبه خاک سپرده شد.قانون ملی شدن صنعت نفت درواقع
پیشنهادی بود که به امضای همه اعضای کمیسیون مخصــوص نفت در مـجلس شورای
ملی ایران در 17 اسفند 1329 به مجلس ارائه شدوتصویب گردید.متن پیشنهاد
تصویب شده:بهنام سعادت ملت ایران و بهمنظور کمک به تأمین صلح
جهانی،امضاکنندگان ذیل پیشنهاد مینمائیم که صنعت نفت ایران در تمام مناطق
کشور بدون استثنا ملی اعلام شود یعنی تمام عملیات اکتشاف، استخراج و
بهرهبرداری در دست دولت قرارگیرد.
مجلس سنا نیز این پیشنهادرا در 29
اسفند 1329 تصویب کرد و پیشنهاد قانونی شد کمیسیون مخصوص نفت یا کمیسیون
خاص نفت یا کمیسیون نفت،کمیسیونی بود که در اول تیر 1329 در دوره شانزدهم
مجلس شورای مـــلی ایران برای رسیدگی به لایحه نفت (معروف به لایحه
گس-گلشائیان)تشکیل شد.
همین کمیسیون پیشنهاد مــــلی شدن صنعت نفت را در اسفند 1329 به مجلس ارائه داد که به تصویب رسید.
اعضای کمیسیون عبارت بودند از:
1.دکتر مصدق
2.دکتر علوی
3.ناصر ذوالفقاری
4.جواد گنجهای
5.فقیهزاده
6.اللهیار صالح
7.حسین مکی
8.خسرو قشقائی
9.سرتیپزاده
10.جمال امامی
11.جواد عامری
12.دکتر نصرتالله کاسمی
13.حائریزاده
14.عبدالرحمن فرامرزی
15.دکتر محمدعلی هدایتی
16.دکتر شایگان
17.میرسیدعلی بهبهانی
18.پالیزی
برای سرفرازی سرزمین مادری بزرگان زیادی این گونه از حال می روند و جان می دهند .
(( منابع ))
•مصدق، محمد، خاطرات و تألمات
•مصاحب، غلامحسین، دائرةالمعارف فارسی
•موحد، محمدعلی، خواب آشفته نفت
•آرمان نامه ارد بزرگ
•دکتر منصور بیات زاده
•سایت فرهنگسرا
دانلود کتاب سرخ
با فرمت : پی دی اف PDF و با حجم 1,607 KB
برای دانلود کتاب اینجا کلیک کنید
(( خیام ))
نوروز در راه است
عید باستانی ما ایرانیها با تمام زیباییهایش و آیین کهن پیامی دارد
ایرانیان
از قدیم در هر موقعیتی که بودند در این وقت سال شادی و شادمانی را به دل
ها راه میدادند زیرا که پیام نوروز شاد بودن است
چیزی که جشن نوروز
را از دیگر جشن ها جدا می سازد این است که نوروز با زندگی نو و تازه شدن
پیوند دارد، با پایان یافتن زمستان و رفتن سرما و جایگزین شدن بهار، انسان
نیز افکار، اندیشه و دل خود را از کینه پاک می کند.
مژده ای دل که دگرباره بهار آمده است خوش خرامیده و با حسن و وقار آمده است
به تو ای باد صبا می دهمت پیغامی این پیامی است که از دوست به یار آمده است
شاد باشید در این عید و در این سال جدید آرزویی است که از دوست به یار آمده است
م.ن
محور اصلی جشن نوروز بر شادمانی و سرور و پایکوبی بنا شده و به روح انسان تازه گی و جنبشی نو میدهد
اندیشمند ایرانی ارد بزرگ در جمله ای شادی را اینگونه بیان میکند
زندگی ، پیشکشی است برای شاد زیستن .
در
این روزها با بهانه یا بی بهانه شاد هستیم تا با طبیعت همراهی کنیم
طبیعتی که در پی یک خواب زمستانی طولانی باسبزی خود دارد لبخند میزند
روا نیست که شادی را از خود دریغ کنیم با یک حس خوب میتوان انرژی های مثبت بهار را به درون خود بیاوریم و تن و جان خود را جلا دهیم
به قول ارد بزرگ شادی و امید روان آدمی را می پرورد گر چه تن رنجور و زخمی باشد
نوروز روز شادمانی زمین ، آسمان و آفتاب و جشن شکفتن ها و سرشار از هیجان هر آغاز است .
نوروز
تجدید خاطره ای بزرگ است : خاطره خویشاوندی انسان با طبیعت ، هر سال این
فرزندان فراموشکار که سرگرم کارهای مصنوعی و ساخته های پیچیده خود ، مادر
خویش را از یاد می برند ، با یاد آوریهای وسوسه انگیز نوروز ، به دامن وی
باز می گردند و با او این بازگشت و تجدید دیدار را جشن می گیرند .
تمدن
مصنوعی ما هر چه پیچیده تر و سنگین تر می گردد نیاز به بازگشت و باز شناخت
طبیعت را در انسان حیاتی تر می کند و بدینگونه است که نوروز ، برخلاف سنت
ها که پیر می شوند و فرسوده و گاه بیهوده ، رو به توانائی می رود و در هر
حال آینده ای جوانتر و درخشانتر دارد .

و چه خوش سروده نعمت آزرم که :
یکبار دگر نسیم نوروز وزید
دلها به هوای روز نو باز تپید
نوروز و بهار و بزم یاران خوش باد
در خاک وطن ، نه در دیار تبعید
نوروز! خوش آمدی صفا آوردی!
غمزخم فراق را دوا آوردی
همراه تو باز اشک ما نیز دمید
بویی مگر از میهن ما آوردی!
بر سفرهی هفت سین نشستن نیکوست
هم سنبل و سیب و دود ِ کُندر خوشبوست
افسوس که هر سفره کنارش خالی ست
از پاره دلی گمشده یا همدم و دوست
هر چند زمان بزم و نوش آمده است ،
بلبل به خروش و گل به جوش آمده است ،
با چند بهار ، لالهی خفته به خاک ،
نوروز کبود و لاله پوش آمده است!
نوروز رسید و ما همان در دیروز
در رزم نه بر دشمن شادی پیروز
این غُصّه مرا کشت که دور از میهن
هر سال سر آمد و نیامد نوروز !
نوروز نُماد جاودان نوشدن است
تجدید جوانی جهان کهن است
زینها همه خوبتر که هر نو شدنش
باز آور ِ نام پاک ایران من است
دلتنگ ز غربتیم و شادان باشیم
از آنکه درست عهد و پیمان باشیم
بادا که چو نوروز رسد دیگر بار
با سفرهی هفت سین در ایران باشیم

دانلود کتاب سرخ
با فرمت : پی دی اف PDF و با حجم 1,607 KB
برای دانلود کتاب اینجا کلیک کنید

دوران
بیخیالی کودکی با تمام شیرینی هایش یک حسن بزرگ هم داشت و آن داشتن دلی
بی کینه بود که باعث میشد در طول روز بارها با همبازیان خود قهر و آشتی
کنیم
بعد از چند دقیقه همه دعواها به فراموشی سپرده میشد و بازی را از سر میگرفتیم
همزمان با رشد جسمی شاید آنقدر دل ها مون هم بزرگ شد و رشد پیدا کرد که توانستیم تمام کینه ها و کذورت ها را در آن جای دهیم
کمتر به بخشش و بخشیده شدن فکر کنیم و از حلاوت این عمل زیبا کاممان را شیرین کنیم
نمی
دانم چرا همه ما فکر میکنیم که با بخشیدن از میزان اعتبار و اهمیتمان کم
میشود ارد بزرگ میگوید: بخشش میزان فر و شکوه آدمی را نشان می دهد .
البته
که همه به این موضوع اذعان داریم که تداوم اختلافها ممکن است در روند آشتی
و بخشش اثر سوء داشته باشد اما آنچه مسلم است داشتن دلی بی آلایش و صاف
بدون حب و بغض در این راه بیشتر کمکمان میکند
رابطه پس از بخشش و گذشت،
به این خاطر که صمیمیت قبلی بازگردانده نمی شود، تغییر می کند. این تغییر
در رابطه دلیل بر این نیست که شما طرفتان را نبخشیده اید. شما آن فرد را
می بخشید و انتقامی هم از او نمی گیرید. اما چیزی در مورد شخصیت آن فرد
دستگیرتان می شود که دیگر نمی توانید رابطه ی قبلی را با او حفظ کنید.
اگر
متوجه شوید که دیگر نمی توانید صمیمیت گذشته را با او برقرار کنید، لازم
است که کاملاً مراقب خود باشید. شما آنها را می بخشید، اما تصمیم می گیرید
که دیگر مثل سابق همه چیز را با آنها در میان نگذارید و درمورد مسائل مهم،
دیگر به آنها اطمینان نمی کنید. بخشش و گذشت به این معنا نیست که شما باید
باز به آن فرد اعتماد کنید و کار بد او هیچ نتیجه ای نداشته باشد.
شما
نیاز به شناخت طرف مقابل و موضوع بخشش دارید. نباید هر زمان که کسی شما را
رنجاند، بدون هیچگونه عواقب و پیامدی برای آن فرد، او را ببخشید. امید است
که فرد اشتباه خود را فهمیده و طلب بخشش کند. اما در زمان هایی که مسائل
کوچک و یا سوء تفاهماتی بین افراد اتفاق می افتد، دیگر نباید دنبال قصاص و
انتقام گیری از فرد مقابل بود.
بخشش و گذشت برای رهایی از افتادن به
گودال سیاه تندخویی و تلخی لازم است. کاری است که نیاز به خرد و لطف بسیار
دارد به قول ارد بزرگ : .راز اندوختن خرد ، یکرنگی است و بخشش .
بخشش
به شما برای گرفتن تصمیمات دشوار کمک می کند. باید کمی بیشتر در مورد جرات
و شهامت و همچنین نیاز خودتان برای بخشوده شدن دریابید. حتی ممکن است گاهی
مجبور شوید ریسک کنید و دوباره به آن فرد اطمینان کنید! گاهی می بینید که
آن فرد نیاز دارد اعتماد شما را دوباره به دست آورد.
بخشش با
اعتماد کردن یکسان نیست و به این معنا نیست که نباید هیچ تغییری در شما و
رابطه تان با فرد مقابل صورت گیرد. بخشش باعث رشد شما می شود—باعث می شود
بتوانید عمیق تر دوست بدارید و چیزهایی در مورد زندگی و رفتار با دیگران
بیاموزید. اما مهمتر از همه، بخشش شما را آزاد می کند!

زمانی توانایی بخشیدن را پیدا می کنید، که خود مورد بخشش دیگران قرار گیرید. مهم نیست که در گذشته چه خطاهایی مرتکب شده ایم. خداوند وعده ی قدرت برای امروزمان و امید برای فردایمان را داده است. دیروز هر کاری که انجام داده باشید، بدانید که خداوند نگه دار فرداهای شماست
دانلود کتاب سرخ
با فرمت : پی دی اف PDF و با حجم 1,607 KB
برای دانلود کتاب اینجا کلیک کنید

بحث هیجان آمیز چهارشنبه سوری دوباره نقل بحث و نظرهای رسانه های ما شده است عده ایی همانند صدا و سیما در جهت تخریب این هویت ملی و تارخی گام بر می دارند و به کل از ریشه با آن مخالفند و عده ایی همانند بعضی از خبرگزاری ها بدنبال رد علمی پدیده چهارشنبه سوری هستند این گامها در طی سه دهه گذشته نتوانسته جلوی شوق و شور نوجوانان و جوانان را بگیرد .
شاید مهمترین مشکل مخالفین چهارشنبه سوری در این باشد که برای آنها اصل هویت ملی یک چالش محسوب می شود آنها هویت را در اعتقادت مذهبی جستجو می کنند و لذا چنین اقداماتی تحت هیچ شرایطی برایشان پذیرفته نیست به گفتگوی خبرگزاری فارس با روانشناس توجه کنید : مجتبی آزادبخت در گفتوگو با فارس درباره علل وقوع حوادث در چهارشنبهسوری گفت: جوان شدن جامعه و فاصله گرفتن از سنتها یکی از دلایل بروز برخی حوادث در این ایام است.وی درباره عدم موفق بودن هشدارها و تبلیغات در این زمینه خاطرنشان کرد: جامعه هدف ما، جامعهای فعال، پویا و هیجانی است که قطعاً نصیحت کردن آنها فایده نخواهد داشت و تا زمانی که خود جوان شوک حاصل از این حوادث را تجربه نکند متوجه آثار سوء این رفتارها نمیشود و در این زمینه تنها فرهنگسازی است که میتواند مؤثر واقع شود.

دیدید حتی این آقای روانشناس هم در نهایت دست به دامن برخوردهای تند قضایی شد . این به اصطلاح کارشناسان در دستگاه های رسانه ایی ما کم نیستند آنها بجای آنکه بر روی اصول اصلی علمی خویش پا فشاری کنند اهرمی می شوند در دست قوای پلیسی کشور ، و بدین شکل از هیچ همان کوهی را می سازند که قابل خاموشی نیست . ارد بزرگ می گوید : زمانی می توانید کسی را از راهی بازدارید که ابتدا هدفش را دگرگون ساخته باشید . تا کسی هدفش دگرگون نگردد شما راه به جایی نخواهید برد .

مدیران مخالف برگزاری جشن چهارشنبه سوری باید توجه داشته باشند فرهنگ با چماق دفع نمی شود اگر می شد عید نوروز همچنان در کشورهای آسیای میانه و یا ترکیه با اینکه حاکمیت دهها سال در دست مخالفین این سنت ها بود باز هم باقی نمی ماند . پس سنت های ملی جزوی از فرهنگ عامه هستند این سنتها مخالف هیچ دین و آیینی نیستند و قابل پاک شدن هم نیستند همانگونه که در طی 1400 سال گذشته پاک نشده اند .
دانلود کتاب سرخ
با فرمت : پی دی اف PDF و با حجم 1,607 KB
برای دانلود کتاب اینجا کلیک کنید

خندیدن نوعی آنتی بیوتیک طبیعی است که همه انسانها با استفاده از آن، می توانند بسیاری از دردهای خود را تخفیف دهند. خنده واکنشی است غیر ارادی که باعث انقباض هماهنگ پانزده ماهیچه صورت و سریع شدن تنفس و جریان خون و نتیجتاً افزایش ترشح آدرنالین در خون می شود که تاثیر نهایی آن ایجاد احساس لذت و شادابی در فرد است. خنده ارزانترین داروی پیشگیری و مبارزه با بسیاری از بیماریها است و باعث پائین آمدن ضربان قلب و کاسته شدن فشار خون می گردد و از آنجا که شخص را وادار می کند نفس عمیق بکشد، موجب می شود میزان اکسیژن بافتها افزایش یابد، لذا خنده باعث طولانی شدن عمر می شود. ترشح هورمون «ایمونوگلوبولین» در بدن با میزان خندیدن ما ارتباط مستقیم دارد. «ایمونوگلوبولین"» به مبارزه دستگاه ایمنی بدن با باکتریها و میکروبها کمک کرده و شخص را برای مقابله با بیماریها آماده می کند. علاوه بر آن هورمون «سایتاکیناز» که به آن هورمون شادی نیز گفته می شود، در اثر خندیدن، نوعی ماده شیمیایی خاص سیستم عصبی به نام «آندروفین» تولید می شود که در شخص اعتماد به نفس و سرخوشی ایجاد می کند. پژوهشهای دیگر بر روی خندیدن نشان می دهد که انسانها به وسیله خنده، درد را بیشتر تحمل می کنند به این دلیل که خنده ترشح آندروفینها را زیادتر می کند و آندروفینها کشنده های طبیعی درد در بدن هستند.در واقع «آندروفین» ماده ای مشابه مرفین است که در بدن ساخته می شود، مقدار این ماده در خون، در اثر ورزش و فعالیتهای نشاط آور، بالا می رود. دانشمندان انگلیسی بعد از سالها تحقیقات به این نتیجه رسیدند که یک دقیقه از ته دل خندیدن معادل 45 دقیقه ورزش، انسان را سر حال می آورد. بنابر آخرین تحقیقات علمی، خندیدن، باعث کاهش بروز انواع بیماریها ازجمله بیماریهای قلبی می شود. از طرفی خنده با ایجاد تغییراتی در راههای تنفسی، باعث می شود هوای بیشتری در بینی ما جریان یافته و به سرد شدن مغز کمک کند و هر چه مغز خنک تر باشد ما شادتر خواهیم بود. بر روی سایت اینترنتی BBC مقاله ای وجود دارد به این مضمون که، کسانی که دچار حمله قلبی شده اند در روز با حداقل 30 دقیقه خندیدن می توانند احتمال حمله قلبی دوم را تا حد قابل توجهی کاهش دهند. همچنین کسانی که فشار خون دارند نیز با وجود روحیه شاد و خندیدن می توانند فشار خون خود را در حد مطلوب نگه دارند. در حال حاضر این عقیده که قسمت اعظم بیماریها بر اثر احساسات منفی اضطرابها بوجود آمده و پیشرفت می کند،توسط اکثر روانشناسان و روانپزشکان مورد قبول قرار گرفته است . استرسها و اضطرابهای روزانه در طول زمان چنان ناهماهنگیهایی در جسم ایجاد می کند که ممکن است به بحران روانی منتهی گردد. زمانیکه هورمونهای ناشی از فشار روانی بطور دائم به مقدار زیاد تولید گردد، سیستم دفاعی بدن قادر به انجام وظیفه کامل نخواهد بود و همین راه را برای انواع عفونتها و بیماریها هموار کرده و اندامهای داخلی بدن را تحت فشار شدیدی قرار خواهد داد. خندیدن می تواند سلاح موثری برای مقابله با این فشارهای روانی و استرسهای روزمره باشد.

زندگی
روزانه و حوادث و اتفاقات آن ایجاد عکس العمل هایی در انسان می شود که
گاهی شرایط زمان و مکان اجاره بروز آن ها را نمی دهد و در نتیجه مقدار
زیادی انرژی در بدن ذخیره می شود .
این انرژی های عصبی به جای آنکه صرف
ایجاد معادلاتی از افکار و هیجانات جدید شود به دلیل موانع موجود ، تولید
حریانی در اعصاب حرکتی در گروه های مختلف عضلات می کند و سبب ایجاد حرکات
نیمه تشنجی می شود که روان شناسان آن را خنده نامیده اند
خنده پدیده ای است که غالباً برای ابراز شادمانی به کار می رود و به راستی به حقیقت این جمله ارد بزرگ پی میبریم که
چه
زیبایند آنانی که همیشه لبخندی برلب دارند . در بین موجودات زنده فقط
انسان از این توانایی برخوردار است . خنده از نظر روان شناسان معتقدند که
چون مقدار زیادی انرژی ذخیره شده و واپس زده روانی به علت شرایط مختلفی
چون کنترل شدید محیط ، حوادث اتفاقی و بازداری های ذهنی راهی به بیرون
پیدا نمی کنند از طریق خنده از ذهن و بدن تخلیه می شوند .
به همین دلیل است که همیشه پس از خنده احساس آرامش به وجود می آید و با خود تمرکز را به همراه می آورد .
روان
شناسان به خنده به عنوان ضریب اطمینان ذهن و روان می نگرند که در مواقع
انباشته شدن انرژی های هیجانی و مخرب نقش مهمی در بیرون راندن آن ها ایفا
می کند .
به همین دلیل خنده از نظر علم روان شناسی دارای جایگاه ویژه و
پر ارزشی است و می تواند به برقراری تعادل روانی درانسان کمک کند و زمینه
سلامت روانی او را فراهم سازد . نقش ویژه ای که خنده در تخلیه فشارهای
روانی به عهده دارد باعث شده که روان شناسان به متولیان امر توصیه کنند که
محیط های کئاری آموزشی و خانوادگی را به محیط های شاد و پر خنده تبدیل
کنند . تحقیقات نشان می دهد که واکنش خنده فرایند مغزی عصبی ویژه ای دارد
. به هنگام خندید در الگوی امواج مغزی ما تغییرات قابل ملاحضه ای روی می
دهد وهمه سطوح کورتکس مغز ، و نه فقط یک جتیگاه واحد ، نسبت به خنده واکنش
نشان می دهند .
برخی از دانشمندان نیز خنده را به طوفان مغزی تشبیه
کرده اند و معتقدند که خنده نقش شوک عصبی خفیف را بر روی مغزایفا می کند .
از آن جا که مغز حیاتی رین ارگان بدن است و بر فعالیتهای جسمانی و روانی
کنترل دارد ، هرگونه تغییر ثبتی در عملکرد آن می تواند بر عملکرد کل بدن
تاثیر سفید داشته باشد . زمانی مه ما می خندیم ، مقدار بسیار زیادی از
اکسیژن را به طرف سلول های بدن به ویژه سلول های مغزی می فرستیم .
می
دانیم که مغز در حدود یک پنجم از کل اکسیژن مورد نیاز بدن را به تنهایی
مصرف می کند بنابراین زمانی هم که مغز با خونی که از مقدار تکسیژن بیشتری
برخوردار است تغذیه می شود عملکرد بهتری در مقایسه بازمانی که کمتر اکسیژن
می گیرد ، پیدا می کند و در نهایت همه عملکردهای ذهنی و بدنی ما بهبود می
یابند .
ارتباط با خنده :
۱- سیستم ایمنی :
تحقیقات علمی نشان می
دهد در حالی که افسردگی به ستگاه ایمنی بدن در برابر بیماری آسیب می رساند
خنده با کاهش کورتیزول ، افزایش فعالیت سلولهای کاهنده در افزایش سیتوکنین
، دستگاه ایمنی را تقویت می کند .
وقتی شخص می خندد وجودش از احساساتی
مثل آلودگی ، گرما ، رهایی و سرحالی آکنده می شود و این ها همان احساساتی
هستند که در بردارنده مفهوم احساس سلامتی اند .
۲- ورزش :
خنده یکی از مهمترین ورزشهاست . هیچ ورزشی نمی تواند مثل خنده بیشتر غضلات بدن را به جنبش در آورد .
یک دقیقه خندیدن برابر با چل مرتبه نفس کشیدن است .
همچنین روزانه ۱۵ دقیقه خندیدن بخش زیادی از منافع حاصل از پیاده روی صبحگاهی را در بردارد .
۳- بیماریهای قلبی
خنده با کاهش وزدودن احساسات منفی نقش مهمی در پیشگیری از حملات قلبی دارد و نوعی ماساژ قوی برای قلب است .
پژوهشها نشان داده است که خندیدن از بروز انواع سکته ها و لخته شدن خون در رگ ها جلوگیری می کند
۴- صبر :
متخصصان
اعلام کرده اند کسانی که لبخند بر لب دارند علاوه بر آن که از شکیبایی
بیشتری برخوردار اند قدرت بسیاری نیز برای حل مشکلات خود می یابند به گفته
ارد بزرگ آنکه همیشه لبخندی بر لب دارد شادی را به همگان هدیه می دهد . و
بدین ترتیب روحیه یاس که منجربه بروز انواع بیماری ها می شود از بین خواهد
رفت . برخی دیگر از صاحبنظران معتقدند داشتن لبخند بر لب بیانگر نوعی
آرامش و تخلیه فشار در افراد است و کسانی که هیچ گاه خنده بر لب ندارند نه
تنها در مواجهه با هر حرکتی بلافاصله عصبانی شده و از خود واکنش نشان می
دهند بلکه فشار خون آنها نیز افزایش خواهد داد .
۵- فشار خون :
تحقیقات
دانشمندان نشان می دهد خنده بهترین درمان برای افرادی به شمار می رود که
دوران بهبودی پس از سکته قلبی را می گذرانند زیرا فشار خون آنان را کاهش
می دهد .
به گزارش پایگاه اینترنتی ، محققان اتریشی در پژوهشی دریافتند که خنده درمانی افرادی که سکته کرده اند سبب کاهش فشار خون می شود .
۶- درد :
بدن
ما به طور طبیعی مجهز به موادشیمیایی ضد دردی است که در صورت لزوم برای
تخفیف درد از مغز آزاد می شود و آندورفین نام دارد . خندیدن باعث افزایش
ترشح این مواد می شود .
محققان در دانشگاه سریلند به این نتیجه رسیده
اند که خنده داروی بسیاری از بیماری هاست و چنان چه این حالت به اندازه
طبیعی در بشر بوجود آید هرگز بیماری رشد نخواهد کرد .
روزنامه ای کهدر
مسکو با انتشار مقاله ای در این زمینه خاطر نشان کرد تحقیقات دانشمندان در
دانشگاه سریلند که با آزماریش روی بیش از ۳۰۰ نفر انجام شده نشان می دهد
که خنده بسیاری از دردهای آن ها را از بین برده و ریشه های درمان خود جوش
را در این افراد به وجود آورده است .

۷- فرآیند یادگیری :
از
آنجا که اشتغال ذهنی و اضطراب از موانع یادگیری به شمار می رود از این رو
خندیدندر ابتدای مطالعه باعث ایجاد آرامش فکری می شود و فرایند یادگیری را
اسان می کند .
احساس شادی در پی خندیدن و بهبود حال و هوای افراد در
بلند مدت ، هم در افراد سالمن و هم در بیماران سبب بهبود کیفیت زندگی آنان
می شود .
محققان برای بوجود آمدن زمینه های خندیدن مناسب ، خواندن
انواع رمان محاوره با افراد مختلف و دردیدن فیلم های شیمایی و بالاخره
افزایش آداب و معاشرت با دیگران را پیشنهاد می کنند .
بنابراین می توان گفت :
خنده نقش حمایتی و تقویتی را بر روی مغز و بدن ایفا می کند .
زندگی را سخت نگیرید و در فرصت های مختلف بخندید
دانلود کتاب سرخ
با فرمت : پی دی اف PDF و با حجم 1,607 KB
برای دانلود کتاب اینجا کلیک کنید

وی
ادامه داد: در این گونه جوامع، بحث چرایی بچهدار شدن، دیر یا زود مطرح
میشود که گفتمان جاری طبقه متوسط شهری ایران، موید این روند است. در میان
بسیاری از خانوارهای جوان شهری سن بچهدار شدن به سرعت در حال افزایش است
و خانوادههای تک فرزند گستردهترین گروه را تشکیل میدهند. بنابراین طبعا
در جامعهای که نظام تامین اجتماعی توان پاسخگویی و کارآمدی کامل ندارد و
مسوولیت اصلی تامین نیازهای کودکان با خانواده است، روندی غیر از این را
نباید انتظار داشت. در جامعه مدرن و در حال صنعتی شدن که در آن خانواده
وظیفه تربیت و مراقبت فرزندان را از بدو تولد تا نوجوانی به طور کامل بر
عهده دارد، دیر یا زود بچهدار شدن به عبثترین پروژه زندگی هر انسانی
تبدیل میشود.
وی با هشدار نسبت به اینکه جامعه نباید در چنین گردابی گرفتار شود، مسوولان را به اندیشدن و چارهجویی در این باره فراخواند.
ایجاد
«عشق»، «محبت» و «تداوم نسل» انگیزه اصلی بچهدار شدن در ذهنیت عمومی و
فرهنگی جامعه ایران است دوران جامعه سنتی که در آن فرزندان وظیفه تامین
معاش و نگهداری از والدین خود را داشتند به سر آمده است!!
استاد
دانشگاه استکهلم با بیان این که در ذهنیت عمومی و فرهنگی جامعه ایران
همچون بسیاری از جوامع، انگیزه اصلی بچهدار شدن عشق، محبت و تداوم نسل
بوده است، پرسید: به واقع آیا در جوامع صنعتی نیز کارکرد بچهدار شدن همین
است؟
حاجی قاسمی افزود: کمتر کسی است که از بچه خود انتظار تامین معاش
را داشته باشد و مشاهده واقعیت موجود نشان میدهد، دوران جامعه سنتی که در
آن فرزندان وظیفه تامین معاش و نگهداری از والدین خود را داشتند به سر
آمده است.
وی با بیان این که دولتهای رفاه، وظیفه تامین کلیه
هزینههای خانوار را از بدو تولد تا سنین جوانی و وارد شدن بچهها به
بازار کار را برعهده میگیرند، عنوان کرد: در این گونه دولتها، ارائه
خدمات بهداشتی و درمانی و همچنین آموزش و پرورش امری عادی است و کودکان به
طور کامل تحت پوشش نظام رفاهی قرار میگیرند که در ایران نیز باید به این
سمت پیش رفت.
بیماری و سوءتغذیه کودکان در کشورها نشان میدهد چگونه مسوولان و سیاستگذاران در رفع این موارد دچار مشکل هستند!
حاجی
قاسمی در ادامه بیماری، سوء تغذیه، مشکلات درمانی و غیره را از جمله
مشکلات کودکان مستقر در واحدهای اجرایی انجمنهای حمایت از حقوق کودکان
دانست و خاطر نشان کرد: اینها نشان میدهد، چگونه مسوولان و سیاستگذاران
کشورها در رفع این موارد دچار مشکل هستند، بنابراین اگر خواستار صنعتی شدن
و توسعه یافتگی هستیم، باید حقوق کودکان را از بدو تولد تا زمانی که به
نیروی کار تبدیل شوند، تامین و بارش را از روی خانواده برداریم.
به
عقیده این استاد دانشگاه، ارتباط تنگاتنگ میان حقوق زنان و کودکان از
مهمترین دلایلی به شمار میرود تا جنبشهای زنان در کشورهای صنعتی
پرچمدار حقوق کودکان باشند.
وی با نگاهی انتقادی به جنبش زنان در ایران
که نسبت به حقوق و منافع کودکان توجه کافی نشان ندادهاند، گفـت: طی
سالهای اخیر که جنبش زنان در ایران گسترش یافته، عمده توجهات دربرگیرنده
برابری جنسیتی در عرصههایی همچون ازدواج، طلاق، حضانت و غیره بوده است.
وی
با بیان اینکه کودکان در ایران مظلوم واقع شدهاند، خواستار توجه بیشتر و
حمایت حمایت و انجمن و نهاد غیردولتی از حقوق کودکان شد.

البته
آقای دکتر علی حاجی قاسمی فراموش کرده اند به این نکته اشاره کنند که غرب
با داشتن قوانین بسیار زیاد در مورد حقوق کودکان ، اما باز هم بزرگترین
مرکز نقض حقوق کودکان می باشد . اتفاقا ایران بر اساس آداب و رسوم ملی و
همچنین خلق و خوی مردمی خود همواره حامی کودکان و خردسالان بوده است .
جنبش زنان در غرب قابل قیاس با ایران نیست چرا که آنها با نابود سازی
پشتوانه های حیثیتی و اخلاقی خود به قانون متوصل شده اند ، حال آنکه قانون
نمی تواند ناجی آنها در ابعاد عاطفی و احساسی باشد قوانین عمدتا صلبی
هستند و در نهایت موجب جدایی و طلاق می گردند حس اخلاقی خاصی هم برای مانع
شدن از این اقدام وجود ندارد . دفاع مردان از جنبش های فمینیستی ما را به
یاد این جمله ارد بزرگ می اندازد که : مردانی که بیشتر از جایگاه و هنجار
زنان پشتیبانی می کنند خود بیشتر از دیگران به نهاد زن می تازند .
جوامع
غربی به طور کلی بافت و ساختاری جدا نسبت به سرزمین ایران دارند و در
ایران فرزندان حتی در هنگام میانه سالی هم مورد حمایت پدر و مادر خویش
هستند و حمایت آنها مانند غرب در نوجوانی به پایان نمی رسد .

دانلود کتاب سرخ
با فرمت : پی دی اف PDF و با حجم 1,607 KB
برای دانلود کتاب اینجا کلیک کنید
بار دیگر نوروز با همه زیباییش در راه است . بسیاری از مرئم خستگی کار و فعالیت یکساله را با رفتن به سفر از تن به در میکنند و از هوا و نسیم بهاری انرژی دوباره برای طی مسیر یکسال آینده مینمایند.سفر از دیرباز با خود نشاطی به هخمراه داشته صرف نظر از اینکه به کجا هواهیم رفت همانقدر که با گردش در طبیعت به آرامش میرسیم بزرگترین برکت سفر است.
وقتی سفر می کنیم کس دیگری هستیم. چرا آنقدر سفر برای ما اکثر انسانها مهم است ؟
با
آغاز سال و آمدن بهار وبهتر شدن هوا در حقیقت آغاز مسافرت هم هست خیلی از
هم وطنان تعطیلات سال نو را در سفر می گذرانند و گروهی هم بعد از دید
وبازدید عید به سفر می روند
.
معمولاً
انسانها در مورد خیلی از مسائل صرفه جوئی می کنند،ولی برای مسافرت رفتن
صرفه جوئی نمی کنند، چون سفر در حقیقت واقعیت دادن به رویاء یا فانتزی ما
می باشد، یعنی به یک دنیای رویائی رفتن ومسائل روزمره را ترک کردن تفکری
است که خیلی از انسانها دارند .
مردم اروپای قرون وسطی
هر سال 150 روز جشن می گرفتند و دراین روز ها تقریباً هر کاری که دلشان می
خواست می کردند ، زیرا می دانستند که بعد از جشن خیلی از این کار ها را
اجازه ندارند انجام بدهند،همین تنوع باعث می شد که توازونی در زندگی
آنها ایجاد شود.
همه انسانها کلاً زمانی را احتیاج دارند
که قید وبندهای زندگی روزمره را کنار بگذارند. مسافرت در حقیقت یک وسیله
ترک زندگی روزمره می باشد ونیاز انسان را تا حدودی حتی اگر موقت هم باشد
بر آورد می کند. انسان در حال سفر کس دیگری است و یا حداقل می تواند کس
دیگری باشد و برای مدتی زندگی روزمره خود را کنار بگذارد وهمین دوران
کوتاه یا بلند سفر در زندگی ما توازون ایجاد می کند . همه ما شاهد بودیم
وقتی از سفر برمی گردیم چقدر انرژی داریم وبه همین دلیل می توانیم بهتر به
کارهای عقب افتاده خود به رسیم وحتی گاهی ایده های نوئی پیدا می کنیم که
برای خودمان هم تعجب آور است
.
به گفته ارد بزرگ ره آورد سفر در درون آدمی ، به جز خرد و پیشرفت
نیست . هانس ماکتوس انزن برگر یک تئوری نویس آلمانی در سال 1958 این
تئوری را عنوان کرد که آدم در سفر به دنبال راه فراری است و این میل
وعلاقه انسان را به یک بهشت زمینی ورویائی نشان می دهد،او معتقد بود که
مسافرت دردنیای مدرن فرار از فشار زندگی در دنیای صنعتی است،البته این
تئوری با تکذیب واعتراض بسیاری از جامعه شناسان روبرو شده ، آنها معتقدند
که ممکن است مسافرت در حقیقت فرار موقتی از زندگی واقعی باشد ولی این
احساس را آدم می تواند با خواندن یک کتاب جالب یا دیدن یک فیلم یا تاتر
هیجان انگیز هم به دست آورد. این جامعه شناسان می گویند :" اکثر کسانی که
خیلی مسافرت می کنند کسانی هستند که دلیل کمی برای فرار از زندگی واقعی
دارند . علت مخالفت جامعه شناسان با این تئوری اینستکه فرار از واقعیت
زندگی، مثبت بودن سفر کردن را از بین می برد وبه آن جنبه منفی می دهد.
خارج از هر تئوری وعقیده ،سفر کردن برای هر انسانی یک معنی به خصوصی
دارد.
گروهی از
اروپائیان تمام سال سخت کار می کنند تا به توانند یک یا دو هفته به مناطق
گرم وآفتابی سفر کنند و تمام ساعت روز آفتاب بگیرند. آنها هدفشان فرار از
هوای سرد ومرطوب میباشد. گروهی دیگر سفرشان رادرست بر اساس یک برنامه
دقیق وسخت دنبال می کنند چون میخواهند درمدت زمان کوتاهی تا آنجائی که
ممکن است چیزهای نو وجالب توجه منطقه راببینند.
گروه سوم
مسافرینی هستند که شب زنده داری می کنند ولی از طرف دیگر تا ظهر روزبعد
میخوابند. میخوابند
.
ایرانیان سفر های زیادی به مناطق زیارتی می کند و در حقیقت با این
سفرهاآنها علاوه بر دیدن مناطق زیارتی خود را از نظر روحی هم تقویت می
کنند وبا آرامش بیشتری به خانه وزندگی روزمره خودشان باز میگردنند. سفر
کردن در همه ملت ها وفرهنگها دیده می شود ،و این برنامه ریزی ها وواکنشهای
متفاوت نشان می دهد که علائق افراد با توجه به فرهنگ و مذهب آنها کاملاً
متفاوت است ،و از طرفی این رفتار ها تعلق مسافر را به طبقه اجتماعی خاصی
نشان می دهد.
در حقیقت همه این نشانه ها وعلائم
گویای آزادی موقتی وبدون مرزی است که انسان در سفر احساس می
کند.

اکثر
آلمانی ها اگر سفر کنند حتی مایل نیستند که افراد محلی با آنها آلمانی
صحبت کنند آنها مایلند در سفر حداقل چند لغت محلی یاد بگیرند وبهمین دلیل
هم دوست دارند حتی در رستوران لیست غذا را با زبان بیگانه مشاهده
کنند،زیرا آنها فکر می کنند با گفتن چند لغت محلی به افراد محلی نزدیکتر
می شوند. اکثر مسافرین مایلند به هنگام سفر غذاهای محلی را امتحان کنند و
کمی با فرهنگ کشور یا شهر بیگانه آشنا
شوند.
وقتی
آدم آگهی دفاتر توریستی رانگاه می کند معمولاً پر از عکسهائی است که بیشتر
زندگی سنتی وجاهای دیدنی مناطق مختلف را نشان می دهد ، زیرا این دفاتر به
وسیله نشان دادن همین استثناها ازهر کشورو منطقه می خواهند علاقه و توجه
مسافرین را جلب کنند. اگر دفاتر توریستی سعی کنند مناطق مدرن یا مشابه
سایر شهر ها را نشان دهند هیچکس تمایلی به دیدن این مناظر نشان نخواهد داد
، مگر اینکه واقعاً استثنائی ومنحصر به منطقه خاصی
باشند.

در دنیای امروز که وسایل رفت وآمد راحت تر شده در بسیاری از مناطق دنیا درآمد اصلی ساکنان منطقه از طریق توریست ها تامین می شود،البته بعضی ازمردم این مناطق شکایت می کنند که مثلاً مسافرین به طبیعت صدمه می زنند ولی از طرف دیگر مسئولان می دانند که با توجه به آمار بالای بیکاری در این مناطق بدون توریست در آمدی برای مردم این مناطق وجود نخواهد داشت.
دانلود کتاب سرخ
با فرمت : پی دی اف PDF و با حجم 1,607 KB
برای دانلود کتاب اینجا کلیک کنید

در جامعه ما همیشه خانواده به عنوان یک مجموعه کوچک از ارزش بالایی برخوردار بوده است که البته این مسئله در جوامع سنتی یک امر آشکار است با توجه به پیشرفت زندگی بشر از جوانب مختلف چنین به نظر می آید که امروزه میل به تشکیل خانواده میان جوانان کمرنگ تر شده است که آنهم گاه به دلیل مشکلات اقتصادی است و گاه مسائل شخصی را به دنبال دارد به هر حال هدف ما در این نوشته بررسی علل بالا رفتن سن ازدواج و یا مقوله ازدواج گریزی جوانان نیست آنچه به نظر میرسد اینست که گویا با توجه به سرگرمی های مختلف و مشغله نسل جوان امروز احتیاج به یاداوری محاسن پیوند ازدواج دارند که در این مجال میخواهم به آن بپردازم شاید برای عده ای که با آن آشنا نیستند کمک فکری مناسبی باشد
یکی از مهمترین و شاید اولین انگیزه ازدواج ایجاد
کانونی است که در آن زن و مرد احساس آرامش کنند . زیرا زنان آرامش دهنده
روانی مردانند و زن و مرد به دوستی با هم نیازمندند .پیوند زن و مرد آنها
را از تنهایی و بی هدف بودن نجات میدهد و آرامشی بی نظیر به آنها هدیه
میدهد ارد بزرگ در این رابطه جمله زیبایی دارد:پیوند از پس تنهایی رخ می
دهد ، ارزش می یابد و توان را چندین برابر می کند ، پس باید هر پیوند پاکی
را شاد باش گفت .
یکی از نیازهای اساسی و مهم آدمی نیاز به محبت است
. آدمی در هر سن و مرحله ای از حیات خویش به محبت احتیاج دارد و علاقه مند
است که دیگران او را دوست بدارند وبه او مهر بورزند.
یکی از راه های
مهم و مؤثر ابراز مهر و محبت و برقراری دوستی بین زن ومرد ، ازدواج است .
آثار محبت و تبدیل آن به عشق و علاقه وافر و همبستگی عمیق روانی و عاطفی ،
پیوند زن و مرد را تحکیم بخشیده ، فضای خانواده را به فضایی صمیمی ، گرم ،
پرطراوت ، شاداب و بالنده مبدل می کند .
محبت
کردن و محبت دیدن ، رضایت خاطر پدید میآورد و تعادل روانی زن و مرد را
ممکن میسازد . محبت صفا دهنده وجود است و شفابخش دردها یکی
دیگر از انگیزه های ازدواج کمک به رشد و تکامل زن و مرد است . زیرا محیط
گرم و صمیمی و فضای پر مودت و محبت خانواده فرصتی برای تبادل اندیشه ها ،
رشد اجتماعی ، فرهنگی و اخلاقی زن و شوهر و دیگر اعضای خانواده است .
در
سازمان خانواده،افراد تحت تأثیر دانش ها ، بینش ها و دیدگاه ها و مهارت
های یکدیگر هستند . در این فضا پاره ای از استعدادهای زن و مرد و دیگر
اعضای خانواده شکوفا می گردد ، احساس و قبول مسئولیت و رشد اجتماعی ممکن
می شود و تعامل حاکم بر این فضا به رشد شخصیت افراد کمک می کند .

ازدواج
به زندگی زن و مرد جهت می بخشد و مرد و زنِ نگران ، مضطرب و سرکش را آرام
ساخته ، موجبات حفظ سلامت تن و روان آنان را فراهم می کند .
خودداری از
ازدواج و در نتیجه عدم ارضای پاره ای از نیازهای آدمی ممکن است زمینه
اختلالات عاطفی و بیماری های جسمانی و روانی را مساعد سازد و خروج از
اعتدالِ وجود را ممکن نماید .
به هر حال با وجود تمام این محاسن در
زندگی مشترک و پیوند زن و مرد واضح است که هر شیرینی در کنار خود مشکلاتی
هم دارد و مشکلات زندگی مشترک نیز بر کسی پوشیده نیست اما اگر زن و مرد
بازوی توانمند هم در کارها و مسائل زندگی باشند میتوانند به مرور زمان بر
مشکلات و نقایص چیره شوند . ماندن در کنار هم با وجود داشتن مشکل و سختی
نوید روزهای شیرین را میدهد .هیچ سختی ابدی نیست و آنچه در پی آن می آید
با حلاوت خود کام همسران را شیرین میسازد و خوش به سعادت آنهایی که
میمانند و پس از روزهای ابری با همدیگر به خورشید لبخند میزنند.جمله زیبای
ارد بزرگ به خوبی این معنی را میرساند
کسی که می ماند و نمی پرد به یک راز بزرگ آگاه گشته و آن فلسفه پرواز است.
دانلود کتاب سرخ
با فرمت : پی دی اف PDF و با حجم 1,607 KB
برای دانلود کتاب اینجا کلیک کنید
بودایی ها در تعریف آیین خود می گویند ما
پس از مرگ در پیکری دیگر باز زاییده میشویم. این باززایی ما بارها و بارها
تکرار میشود. این را چرخه هستی یا زاد و مرگ مینامیم. هستی رنج است. زایش
رنج است. پیری رنج است. بیماری رنج است. غم و اندوه، ماتم و ناامیدی رنج
است. پیوند با آنچه نادلخواه است رنج است. دوری از آنچه دلخواه است رنج
است. خلاصه اینکه دل بستن رنج آور است . هدف باید بریدن از این رنج و چرخه
وجود باشد . درک چهار حقیقت اصیل، هسته اصلی آموزه بودا را تشکیل میدهد.
این حقایق عبارتند از: ۱. به رسمیت شناختن وجود رنج. ۲. اینکه دلیل رنج
دیدن، تمایلات نفسانی است. ۳. و اینکه بریدن از رنجها دستیافتنی است. ۴. و
درک اینکه راهی برای رسیدن به جایگاه بی رنجی وجود دارد .
برای
درک عمق اشتباه آیین بودا چند آموزه از ارد بزرگ در پی می آورم که که تامل
بر آنها خود گواه دوری از حقیقت پیروان آیین بودا است :
- زندگی
رنج و درد نیست هدیه ایی است برای شاد بودن . مادر گیتی جام زهر بر دهان
کودک خویش نمی گذارد چون او می پروراند برای بهروزی و خوشبختی .
- بی پایبندی به نظم در گیتی ، ویژگی آدمهای گوشه گیر است که عشق و احساس را سپر دیدگاههای نادرست خود می کنند.
- زندگی ، پیشکشی است برای شاد زیستن .

بزرگترین اشتباه پیروان آیین بودا در این است که آنها سعی دارند افکار تنهایان و ریاضت کشان کوههای هیمالیا را عمومی سازند . باید به آنها گفت ملت ها بی پناه و آسیب پذیرند آنچه آنها را حفظ می کند خموشی و گوشه نشینی و انزوای فردی نیست ، بلکه یگانگی ، دوستی و سعی در جهت پیشرفت دانش و فرهنگ است .
ایران همواره سرزمین عملگرایان و خردمندان بوده است . و خردمند از درون و عمق تنهایی خویش سخن نمی گوید او کلی نگر است نه جزئی نگر ! به گفته ارد بزرگ : ایرانیان پیشرو ، نه در تنهایی خاور گرفتار آمدند و نه در افزون خواهی باختر . آنچه ایرانیان را سربلند و پیش آهنگ نموده : خردورزی ، راستی و کار است .
پریچهر صالح آبادی
منابع :
آموزههای بودا - سایت آفتاب
کتاب آرمان نامه (حاوی اندیشه های ارد بزرگ ) - وب سایت آرمان نامه
دانلود کتاب سرخ
با فرمت : پی دی اف PDF و با حجم 1,607 KB
برای دانلود کتاب اینجا کلیک کنید

در آنسوی قضیه، پروانه عاشقی است که فارغ از هیاهوی دنیا، دیوانه وار به شمع که چون سروسهی با سکوت و ابهتی کوه مانند بر قامت رعنایش تکیه کرده عشق می ورزد و شور عشق او را چنان از خود بیخود کرده که تمام موانع و مشکلات و پایان نامعلوم و گنگ عشقش را فراموش کرده، دل به دریا می سپارد و بی باک از توفان حوادث، سر در راه معشوق میگذارد و به سوی او می تازد و این کار را آنقدر دوام میدهد تا از سرچشمه نور و روشنایی که از قلب پاک معشوقش ساطع است سیراب گردد و بعد ...

عشق قرون معاصر هم اگر متهم به پاکی و صداقت و راستی باشد، عشق گل و بلبل است . چرا که دیگر ذهنیت پروانه ای و عملکردی چون شمع در بین آدمهای این دوره یافت نمی شود. عاشق امروزی همچون بلبل است، صمیمانه عشق می ورزد و دلش از شور یار می تپد و منظور و مطلوبش عشق حقیقی است. بسا اوقات این عشق به وصال می انجامد و شوره زار زندگی، دشت پرگل بهاری می شود اما همانطور که گل و بلبل را ما آدمها از هم جدا میکنیم، مردم نابخرد وعاه شهر ما و یا حوادث روزگار با حرف و حدیث و عملکردهای به ظاهر مصلحانه و خیرخواهانه ، عاشق و معشوق امروز را از هم جدا می سازند.

اما جدای از تقسیم بندی و تعاریف بسیاری که در زبانها و ملیت های مختلف از عشق شده و بعد از این هم خواهد شد آنچه مسلم است هر گاه پای یک عشق واقعی نه یک احساس زودگذر در میان باشد حتی محکمترین انسانها نیز دست تسلیم در برابرش بالا خواهند برد.همانگونه که ارد بزرگ میگوید :عشق چنان شیفتگی در نهان خود دارد که سخت ترین دلها نیز ، گاهی هوس شنا در آن را می کنند .

دانلود کتاب سرخ
با فرمت : پی دی اف PDF و با حجم 1,607 KB
برای دانلود کتاب اینجا کلیک کنید

اگر هنوز ذهنمان را آنقدر غبار فراموشی احاطه نکرده اگر کمی فکر کنیم میتوانیم روزهایی نه چندان دور را به خاطر بیاوریم که در ابتدای جاده زندگی بودیم و برای هر کاری احتیاج به کمک داشتیم همان روزهایی که برای برداشتن قدم اول دست در دست پدر یا مادر شروع به قدم برداشتن کردیم
و راه رفتن را تمرین کردیم. از آن روزها سالها گذشته است اما نه آن قدر که تمام محبتها و کمکهایشان از ذهنمان پاک شودنعمت وجود بابرکت آنان، اغلب تا هستند، ناشناخته است. وقتىبه جایگاه حساس و مهم و نقش کارگشاى آنان پى مىبرند که از دستبدهند. چه بسیار اختلافها و قهرها و نزاعهاى خانوادگى که پس ازدرگذشت «بزرگ خاندان» چهره نشان مىدهد و چه بسیار رابطهها ورفت و آمدها که قطع مىشود، یا به سردى مىگراید، و علت آن فقط ازدنیا رفتن محورى است که مایه دلگرمى، امید، انس و معاشرت فامیلاست

دانلود کتاب سرخ
با فرمت : پی دی اف PDF و با حجم 1,607 KB
برای دانلود کتاب اینجا کلیک کنید

دو خود فروخته صورت های خود را در پشت نقاب نقادی پنهان نموده و میهن خویش را به پست ترین واژه ها می آلایند .
فرزاد جوادی ( وطن فروش ) و جمال هاشمی ( تازی ) می کوشند ایران را با تمام بزرگی و دانشی که به جهان هدیه نموده را در پای سرزمین تاریکی غرب قربانی می کنند . کارگردانی این کار شوم بر عهده (( رادیو فرانسه )) است دستگاه سخن پراکنی دولت سارکوزی که تشت رسوایش مدتهاست بر زمین افتاده است .
این دو می گویند : چطور ممکن است که بمب اتم در هیروشیما بیفتد و یا در شهرهای ترز و هامبورگ چند هزار بمب بیفتد و باز هم کتابها و آثار نیاکان ژاپن و آلمان باقی می ماند ! و اما چطور در ایران با حمله اعراب همه چیز نابود شده است ؟!!!
اینان براستی در پای درس سفسطه گران یونانی نشسته اند . آخر این چه قیاسی ست مگر این سه شهر به معنای کل این کشورهاست ! مگر 50 سال پیش با 1400 سال پیش قابل قیاس است ! مگر اندک کتابهای دست نوشته آن زمان با وجود میلیونها کتاب در دست مردم به مدد صنعت چاپ قابل قیاس است ؟! . مگر دو شهر ایرانی تصرف شد ؟ و یا نابود شد ؟نخیر ایران حداقل به مدت دو قرن در حالی که کوچکترین اسباب حفاظت از تاریخ و علوم نیاکان خود را نداشت و بابت هر کتاب باید جانی می پرداخت و کتابخانه هایش ، هم به مدد فهم پایین تازیان در آتش سوخت .
از این بحث بگذریم شما گفتید پور سینا و یا فردوسی و غیره مربوط به عهد اسلامی هستند و در واقع هدیه اعراب به ما هستند . یعنی شما فر و بزرگی ایرانیان را پس از یک وقفه 300 ساله ، هدیه اعراب به ایرانیان می دانید اعرابی که دختر و پسر این مملکت را به کنیزی و نوکری بردند ! تف به آن بی غیرتی تان !
پس بگوید رشد ایران پس از مغول هدیه مغول است و ظهور نادر شاه افشار هدیه محمود و اشرف افغان !

اگر ابن سینا کتاب می نویسد و اگر فردوسی شاهنامه گران سنگ را .
همه برگرفته از اندک نسخ برجای مانده از گذشتگان است چطور شما نام خدای نامه را نشنیده اید؟! که ماحصل تجربه پیشینیان است و فردوسی در 75 هزار بیت آن را منعکس می کند .

ابن سینا و فردوسی اگر کتابی دارند در واقع جمع آوری همان اندک نوشته های باقی مانده از نیاکان ماست و اگر خیام و بیرونی آن خدمات و مطالب جاودانه را می نگارند برگرفته از خرد و محصول برجای مانده پیش از حمله اعراب است . علم ناگهانی نیست تمام نوشته های آنان هم کشف نیست که جمع آوری اطلاعات است . و بعضا در این بین نبوغی همچون به نظم آوری فردوسی هم داشته اند اما ریشه همان ریشه باستان است که شما منکر آنید.
شما که لاف یونان و روم را می زنید بگویید ببینم این قدر ما را متهم به تنها در اختیار داشتن سنگ نوشته ها می کنید و یونانیان را از بانیان مکتوب کاغذی !!! بفرمایید ببینم دست نوشته های سقراط ، ارسطو و افلاطون کجاست ؟!
بگویید ببینم نوشته های دژیون و هردوت کجاست ؟
اتفاقا شما هستید که همین سنگ نوشته ها را ندارید !...
برای نمونه باید گفت که الواح خشتی ما را که آمریکایی ها پس نمی دهند چون می دانند یکی از ارزشمندترین آثار تاریخی را در اختیار دارند به این قسمت از گزارش «آسوشیتدپرس» توجه کنید : این الواح، یادگار مردمی هستند که امپراطوری آنها، زمانی تنها امپراطوری این کرهی خاکی بوده و علاوه بر ایران، بخشهایی از هندوستان، ترکیه و مصر فعلی را نیز تحت حاکمیت خود داشته است. حال با گذشت سالها از کشف این الواح و انتقال آنها به آمریکا برای مطالعات علمی، معلوم نیست که چه سرنوشتی در انتظار الواح گلی هخامنشی است.

آقایان جوادی و هاشمی شما عقده و دردتان فراتر از این حرفهاست فرزاد جوادی سست عنصر این جا ایران است نه یک کشور بدوی و عقب افتاده ، اینجا یا حرف نزن و یا اگر زدی پایش بایست و از این و آن کمک و یاری نخواه! که بله به من حرفهای رکیک می زنند از من حمایت کنید ! . شما غلط می کنید که تاریخ ایران را به نام اعراب بدوی ضرب می زنید .
جمال هاشمی دروغگو مگر در دوران ساسانیان حکیمی همانند بزرگمهر ( بوذرجمهر ) ما نداشته ایم ؟! که اسم آن را لاک می گیری ! از انوشیروان یاد می کنی و بزرگمهر را نمی بینی ؟!. جناب کافیست نام بزرگمهر را سرچ کنی تا صدها نصیحت او را در سایت های جوانان ایرانی بخوانی ...

جمال هاشمی
و ببینی که او زنده است او جاری است و این فر ایرانیان است که تو و امثال تو سعی در نابود کردن آن را دارید .
می خواهید بگوید پیش از اسلام اصلا ایران حکیمی نداشته فکر کردی دهانت را برای بچه ها باز و بسته می کنی !
برای ضد ایرانی بودن تو همین بس که مدارس نظامیه که از ابتکارات خواجه نظام الملک برای اعتلای ایرانیان بود را تخطئه و بی ارزش می پنداری و ابومسلم و بابک خرمدین را آدمهایی بی مقدار و خونریز معرفی می کنی . یعقوب لیث را دزد می نامی ... شرف ایرانی تو کجاست ؟! کسانی که بر علیه دستگاه خلیفه جنگیدند را به ریشخند می گیری و اسم این را می گذاری چه ؟؟؟
شما هیچ حرفی برای گفتن ندارید جز پرده دری و رجز خوانی برای خوش آیند اجنبی . اسم کارتان را گذاشته اید نقد !
فکر می کنید کاشف هستید ؟ فکر می کنید عوام و وخاص این مملکت خر هستند و شما پیشوا !
این جا ایران است سرزمین نجیب زادگان و شما در سرزمین غرب ، آنجایی که درس های سفسطه آمیز می دهند و ماکیاول که خود شیطان است را پرورش می دهند ...
امروز شما به ساموئل هانتینگتون با جنگ تمدنهایش می بالید و ما به ارد بزرگ و آرمان نامه اش ....
ما به کمک به کشورهای دیگر می بالیم و شما به استعمارتان
ما بزرگترین کشور پناهجویانیم و شما پناهگاه غارتگران کشورها
ما بدنبال گرفتن حقوق ملی و میهنی خود هستیم و شما مانع آن در سازمانهای استعماریتان
و سخن آخر به سیاستگذار رادیو فرانسه :
« ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه تست// عرض خود میبری و زحمت ما میداری » ...
جعفر معروفی

دانلود کتاب سرخ
با فرمت : پی دی اف PDF و با حجم 1,607 KB
برای دانلود کتاب اینجا کلیک کنید

نام ایران و ایرانی در تمام دوران به نیکی و بزرگی آورده شده است ما
ایرانیان دارای پیشینه قوی تاریخی هستیم که سم پاشی های اجانب و دولتهای
بیگانه نمی تواند چیزی از ارزش و نام پاک ایران و ایرانی بکاهد . در کدام
کشور و سرزمین شما بزرگان و اسطوره هایی از جنس نادر شاه ، داریوش و کوروش
کبیر و ..... سراغ دارید؟.تاریخ کدام سرزمین نامهایی چون فردوسی و
انوشیروان و ...........در خود دارد.؟
بدلیل مخدوش کردن شخصیتهای اصیل ایرانی توسط عده ای نا ایرانی و عرب زده
در سطح جامعه بر آن شدم تا لیستی از شخصیتهای تاریخ کهن ایران زمین را
برای فرزندان کشورم که شاید ندانند بیاورم تا بلکه با دقیقه ای فکر کردن
از اصالت خویش آگاه شوند و بدانند که ایران گهواره تمدن است . گفتنی است
این لیست تنها قسمتی از اسطوره های ملی ما هستند و گسترده بودن تاریخ
کشورمان مرا از نوشتن تمامی افراد بزرگ ایران زمین باز داشته است .
ایرانیان نه تنها نیازی به شخصیتهای عربی ندارند بلکه دهها شخصیت بالاتر
از آنان در هزاران سال داشته اند و اگر عده ای از عربزدگان بگویند ما دین
اعراب را پذیرفتیم - این قضیه هیچ ارتباطی ندارد که ما شخصیتها و اسطوره
های ملی خود را کنار بگذاریم و به سراغ اسطوره های عرب برویم به قول ارد
بزرگ (که به اعتقاد من خود نیز از اسطوره های ایران امروز است ) :
سرزمینی که اسطوره های خویش را فراموش کند به اسطورهای کشورهای دیگر دلخوش می کند فرزندان چنین دودمانی بی پناه و آسیب پذیرند .
داشتن هر دین و مذهبی برای ایرانیان آزاد است دین بحثی جداست . که این قضیه نباید تاثیری در تاریخ و اصالت ما بگذارد .
بر طبق اولین اعلامیه حقوق بشر توسط کورش کبیر شاهنشاه بزرگ هر انسانی
آزاد است که هر دینی را که مایل است بپذیرد و ما همچنان به خود می بالیم
که نواده آن بزرگوار هستیم .
فهرست زیر نمونه ای از اسطوره های این خاک پاک است ، باشد که با شناخت آنها بیش از پیش بر ایرانی بودن خود افتخار کنیم .
فردوسی : فردوسی
استاد بی همتای شعر و خرد پارسی و بزرگترین حماسه سرای جهان است. اهمیت
فردوسی در آن است چه با آفریدن اثر همیشه جاوید خود، نه تنها زبان ، بلکه
کل فرهنگ و تاریخ و در یک سخن ، همه اسناد اصالت اقوام ایرانی را جاودانگی
بخشید و خود نیز برآنچه که میکرد و برعظمت آن ، آگاه بود و می دانست که با
زنده نگه داشتن زبان ویژه یک ملت ، در واقع آن ملت را زندگی و جاودانگی
بخشیده است .
بسی رنج بردم در این سال سی
عجم زنده کـردم بدیــن پــــارسی
فردوسی
در سال 329 هجری برابر با 940 میلادی در روستای باژ از توابع طوس در
خانواده ای از طبقه دهقانان دیده به جهان گشود و در جوانی شروع به نظم
برخی از داستانهای قهرمانی کرد. در سال 370 هجری برابر با 980 میلادی زیر
دید تیز و مستقیم جاسوس های بغداد و غزنین ، تنظیم شاهنامه را آغاز می کند
و به تجزیه و تحلیل نیروهای سیاسی بغداد و عناصر ترک داخلی آنها می
پردازد. فردوسی ضمن بیان مفاسد آنها، نه تنها با بغداد و غزنین ، بلکه با
عناصر داخلی آنها نیز می ستیزد و در واقع ، طرح تئوری نظام جانشین عرب و
ترک را می ریزد حداقل آرزوی او این بود که ترکیبی از اقتدار ساسانیان و
ویژگیهای مثبت سامانیان را در ایران ببیند. چهار عنصر اساسی برای فردوسی
ارزشهای بنیادی و اصلی به شمار می آید و او شاهنامه خود را در مربعی قرار
داده که هر ضلع آن بیانگر یکی از این چهار عنصر است آن عناصر عبارتند از:
ملیت ایرانی ، خردمندی ، عدالت و دین ورزی او هر موضوع و هر حکایتی را
برپایه این چهار عنصر تقسیم می کند. علاوه بر این ، شاهنامه ، شناسنامه
فرهنگی ما ایرانیان است که می کوشد تا به تاخت و تاز ترک های متجاوز و
امویان و عباسیان ستمگر پاسخ دهد او ایرانی را معادل آزاده می داند و از
ایرانیان با تعبیر آزادگان یاد می کند؛ بدان سبب که پاسخی به ستمهای
امویان و عباسیان نیز داده باشد؛ چرا که مدت زمان درازی ، ایرانیان ،
موالی خوانده می شدند و با آنان همانند انسان های درجه دوم رفتار می شد
بنابراین شاهنامه از این منظر، بیش از آن که بیان اندیشه ها و نیات یک فرد
باشد، ارتقای نگرشی ملی و انسانی و یا تعالی بخشیدن نوعی جهانبینی است.
سی
سال بعد یعنی در سال 400 هجری برابر با 1010 میلادی پس از پایان خلق
شاهنامه این اثر گرانبها به سلطان محمود غزنوی نشان داده می شود. به علت
های گوناگون که مهمترینشان اختلاف نژاد و مذهب بود اختلاف دستگاه حکومتی
با فردوسی باعث برگشتن فردوسی به طوس شد. استاد بزرگ شعر فارسی در سال 411
هجری برابر با 1020 میلادی در زادگاه خود بدرود حیات گفت ولی یاد و خاطره
اش برای همه دوران در قلب ایرانیان و جهانیان جاودان مانده است.
زبان
، شرح حال انسان هاست اگر زبان را برداریم ، تقریبا چیزی از شخصیت ،
عقاید، خاطرات و افکار نظام یافته ما باقی نخواهد ماند بدون زبان ،
موجودیت انسان هم به پایان می رسد زبان ، ذخیره نمادین اندیشه ها، عواطف ،
بحران ها، مخالفت ها، نفرت ها، توافق ها، وفاداری ها، افکار قالبی و
انگیزه هایی است که در سوق دادن و تجلی هویت فرهنگی انسانها نقش اساسی
دارد.همگان بر این باورند که واژه ها در کارگاه اندیشه و جهان بینی
اندیشمندان و روشنفکران هر دوره در هم می آمیزند تا زایش مفاهیم عمیق
انسانی تا ابد تداوم یابد. با وجود این ، در یک داوری دقیق ، تمایزات
غیرقابل کتمان و قوت کلام سخنسرای نام آور ایرانی حکیم ابوالقاسم فردوسی
با همتایان همعصر خود آشکارا به چشم می خورد زبان و کلمات برآمده از ذهن
فرانگر و تیزبین او، در محدودیت قالبهای شعری ، تن به اسارت نمی سپارد و
ناگزیر به گونه شگفت آوری زنده ، ملموس و دورپرواز است فردوسی به علت
ضرورت زمانی و جو اختناق حاکم در زمان خود، بالاجبار برای بیان مسائل روز:
زبانی کنایه و اسطوره ای انتخاب کرده است ؛ در حالی که محتوای مورد بحث او
مسائل جاری زمان است بدین اعتبار، فردوسی از معدود افرادی است که توان به
تصویر کشیدن جنایات قدرت سیاسی زمان خویش را داشته است پایان سخن آن که
انگیزه فردوسی از آفریدن شاهنامه مبارزه با استعمار و استثمار سیاسی ،
اقتصادی و فرهنگی خلفای عباسی و سلطه امیران غزنویی بود .
کورش هخامنشی : یکی از بزرگترین پادشاه تاریخ ایران و جهان که بدلیل اخلاق و
منش و کردار نیک نامش در تاریخ به ثبت رسید . او اولین اعلامیه حقوق بشر و
آزادی انسانها را در جهان صادر کرد . که
همواره تاریخ از او به عنوان یکی از نوابغ بشریت نام میبرد . او پادشاه
ماد را شکست داد . پادشاه لیدی را نیز مغلوب ساخت و بابل را که یکی از
بزرگترین مراکز جهان آن روزگار بود به کلی فتح کرد و پس از ورود به بابل
به احترام به خدای مردوک آنان تاجگذاری نمود تا حسن نیت خویش را به ملت
مغلوب به اثبات برساند به صورتی که آنان وی را فرستاده خدا مینامیدند. پس
از آن بنای بزرگترین شاهنشاهی و امپراتوری تاریخ را بنا نهاد که در نهایت
در سال 528 قبل از میلاد در جنگ با سکاهای خونریز کشته شد . هم اکنون
تندیس این بزرگ مرد در سیدنی استرالیا و یکی از پارکهای بزرگ ایالات متحده
و سازمان ملل متحد از طلای خالص نصب میباشد و اعلامیه او در سازمان ملل
نقش سمبل آزادی و دموکراسی را برای نخستین بار در جهان ایفا میکند
نادر
شاه افشار : از ایل افشار بود او از مشهورترین پادشاهان ایران بعد از اسلام
است ، موقعی که افغانها و روس ها و
عثمانی ها از اطراف به ایران دست انداخته بودند و مملکت در نهایت هرج و مرج
بود یکعده سوار با خود همراه کرد و به طهماسب صفوی که کین پدر برخواسته
بود همراه شد فتنه های داخلی را خواباند افغانها را هم بیرون ریخت ، شاه
طهماسب صفوی از شهرت و اعتبار نادر در بین مردم دچار رشک و حسادت گشت و
برای نشان دادن قدرت خود با لشکری بزرگ به سوی عثمانی تاخت و در آن جنگ
هزاران سرباز ایرانی را در جنگ چالدران بدلیل عدم توانایی به کشتن داد و
خود از میدان جنگ گریخت نادر با سپاهی اندک و خسته از کارزار از مشرق به
سوی مغرب ایران تاخت و تا قلب کشور عثمانی پیش رفت و سرزمینهای بسیاری را
به خاک ایران افزود و از آنجا به قفقاز تحت اشغال روس ها رفت که با کمال
تعجب دید روسها خود پیش از روبرو شدن با او پا به فرار گذاشته اند در مسیر
بر گشت در سال 1148 در دشت مغان در مجلس ریش سفیدان ایران از فرماندهی
ارتش استعفا نمود و دلیلش اعمال پس پرده خاندان صفوی بود . و خود عازم
مشهد شد در نزدیکی زنجان سوارانی نزدش آمدند و خبر آوردند که مجلس به
لیاقت شما ایمان دارد و در این شراط بهتر است نادر همچنان ارتش دار ایران
باقی بماند و کمر بند پادشاهی را بر کمرش بستند . او سه بار به هند اخطار
نمود که افسران اشرف افغان را که حدودا 800 نفر بودند و در قتل عام مردم
ایران نقش داشتند را به ایران تحویل دهد که در پی عدم تحویل آنها سپاه
ایران از رود سند گذشتند و هندوستان را تسخیر نمود ند 800 متجاوز افغان را
در بازار دهلی به دار زدند و بازگشتند و نادر شاه حکومت محمد گورکانی را
به او بخشید و گفت ما متجاوز نیستیم اما از حق مردم خویش نیز نخواهیم گذشت
محمد گورکانی بخاطر این همه جوانمردی نادر از او خواست هدیه ای از او
بخواهد و نادر قبول نکرد و در پی اسرار او گفت جوانان ایران به کتاب
نیازمندند سالها حضور اجنبی تاریخ مکتوب ما را منهدم نموده است محمد
گورکانی متعجب شد او علاوه بر کتابها جواهرات بسیاری به نادر هدیه نمود که
بسیاری از آن جواهرات اکنون پشتوانه پول ملی ایرا ن در بانک مرکزی است .
12 سال سطنت نمود و در سال 1160 بوسیله عده ای خائن کشته شد . نکته قابل
ذکر آنست که او از 15 سالگی تا 25 سالگی بهمراه مادرش در بردگی ازبکان
گرفتار بود و با مرگ مادرش از اردوگاه ازبکان گریخت و پس از آن با جوانان
آزادیخواهی همپیمان شد .
مهرداد اشکانی : موئسس سلسله شاهنشاهی پارتیان بود که ایران را از گسستگی و لجام گسیختگی دوران تحت اشغال یونانیان سلوکی رهایی بخشید . وی در سال 160 تا 140 قبل از میلاد با نبردهای وطن پرستانه ایالتهای ماد - پارس - خراسان - بابل - آشور - هرات و سیستان و . . . را جزو ایران بزرگ نمود . وی پادشاه سلوکیان را اسیر نمود و با وی با انسانیت رفتار کرد و به او در گرگان مستقر ساخت و برای حسن نیت به آنان با دختر وی ازدواج نمود . او را از بزرگ ترین اشخاص موثر در تاریخ ایران نامیده اند . که به راستی اگر ظهور نمی کرد امروز مشخص نبود ما در کجای تاریخ جای داشتیم
خسرو پرویز : یکی از پادشاهان با شکوه و جلال - تاریخ ایران که در ساخت
کاخ تیسوفن و مدائن نقش بزرگی ایفا نمود که این کاخ بعدها به کاخ سفید
ایرانیان ملقب گشت و یکی از زیبایی های تاریخ ( از نظر هنر پارسی و آرکهای
بکار رفته شده در آن ) شمرده میشود . خسرو پرویز سازنده حماسه بزرگ خسرو و
شیرین نیز بود که عشق جاودانه اش به شیرین برای همیشه در تاریخ به ثبت رسید
داریوش کبیر : در سال 521 بر تخت پادشاهی ایران زمین جلوس کرد و بزرگترین
و شکوهمند ترین پادشاهی تاریخ را از خود به جای گذاشت . او پیرو دین بهی و
مزدیسنا زرتشت بود و همواره منش و بزرگی کورش را دنبال میکرد . او ساخت
کاخ پرسپولیس را آغاز نمود و بعد از سه سال بررسی و ساختن ماکت از کاخ
پرسپولیس با کمک مهندسی مصری که بعدها به موزه هنر تمام کشورها شناخته شد
بنای این کاخ جاودانه را گذاشت و بیش از نمی از آن را در زمان خود ساخت و
ادامه ان توسط جانشینش خشیارشا تکمیل و بعد از وی فرزند او . داریوش بزرگ
کانالی در 2500 سال پیش ساخت که بعدها به کانال سوئز معروف گردید . طول
این کانال دریایی به بیش از 161 کیلیومتر میرسیده است و از عرض آن دو کشتی
به راحتی عبور میکردند . داریوش بزرگ خطی جدید برای ایرانیان بوجود آورد
که بعدها از خطوط رایج دنیا شد . داریوش بزرگ ایران را به بزرگ ترین کشور
جهان مبدل کرد ( بیش از 28 کشور ) . داریوش بزرگ آموزش رایگان را برای قشر
عوام کشور به صورت اجباری در آورد و طرح سواد آموزی را اجباری نمود . و
هزارات اقدام دیگر .
انوشیروان : ملقب به نوشیروان دادگر . پادشاه معروف ساسانی که با بنیان
گذاشتن قوانین حکومتی و دادگستری خود نامش را در تاریخ ایران به ثبت رساند
.
بزرگمهر : معروف ترین و اندیشمند ترین وزیر دربار انوشیروان دادگر که گفتگوی های خرد ورزانه او در تاریخ ایران ثبت گشته است .
سورنا : او نماد یک سردار باهوش و زیرک ایرانی است سورنا توانست با سپاهی
اندک لشکر عظیم روم را زمین گیر و نابود سازد . او یکی از فرماندهان ارتش
ایران بود ، در سال 53 قبل از میلاد کراسوس سردار مشهور
روم وقتی فهمید ارد اول مقتدرترین پادشاه اشکانی در شرق ایران مشغول جنگ
با اقوام بدوی است به ارمنستان لشکر کشید ارد اول یکی از فرماندهان شجاع
خویش به نام سورنا را به جنگ او فرستاد سورنا با درایت و زیرکی توانست
سپاهیان بیشمار روم را شکست دهد و با این کار نام خود را در تاریخ ایران
زمین جاودانه سازد .
و .................. پاینده ایران

دانلود کتاب سرخ
با فرمت : پی دی اف PDF و با حجم 1,607 KB
برای دانلود کتاب اینجا کلیک کنید

این
قانون جدید که مورد تایید رییس جمهور فنلاند است به کارفرمایان اجازه
نمیدهد ایمیل کارمندان را بخوانند اما به آنها حق میدهد ایمیل کارمندان
را با کسب اطلاعاتی مانند گیرنده، ارسال کننده و زمان ارسال یا دریافت
پیام، تحت مراقبت داشته باشند.
همچنین به آنها اجازه میدهد مشاهده
کنند ایمیلها ضمیمه دارند یا خیر و در صورتی که کارمندی مظنون به ارتکاب
جرمی است باید از پلیس درخواست انجام تحقیقات کنند.
سازمانهای
کارفرمایان از این قانون حمایت و اعلام کردهاند این قانون به مبارزه با
جاسوسی صنعتی کمک خواهد کرد در حالیکه مخالفان اظهار میکنند این قانون
حریم خصوصی مردم را نقض میکند. در این مورد باید گفت آزادیهای فردی توسط
ارکان سیاسی فنلاند به کارفرمایان هدیه شده است کارفرمایانی که با قدرت
مالی و اقتصادی خویش می توانند حامی مناسب برای دولتمردان باشند . کشورهای
به اصطلاح آزاد به خاطر منافع مالی حاضرند سطحی ترین حقوق مردم خویش را
نیز در نظر نگیرند ارد بزرگ جمله زیبایی در این ارتباط دارد : آزادی باجی
به مردم نیست ! چرا که مال و داشته آنهاست.
شبیه این قانون اما به
شکل گسترده تر قبلا توسط کنگره آمریکا تصویب شده بود . و مورد اعتراض
بسیاری از مجامع آزادیخواه قرار گرفت . کشورهای غربی با استفاده از رسانه
هایی خود مواردی این چنینی را پنهان و اگر این اتفاق در کشوری در حال
توسعه رخ دهد آن را در کمسیون حقوق بشر و حتی شورای امنیت سازمان ملل
محکوم و ابراز خشم می نمایند .
دانلود کتاب سرخ
با فرمت : پی دی اف PDF و با حجم 1,607 KB
برای دانلود کتاب اینجا کلیک کنید

نشریه معتبر علمی نیوساینتیست با اعلام شگفتی متخصصان دنیا از توانایی علمی ایران در پرتاب ماهواره امید در گزارشی به بررسی عملیات پرتاب ماهواره امید توسط ایران پرداخته و تاکید کرده است: توانایی های ایران در زمینه علوم فضایی بسیار بیشتر از سطح توقع جهانی است.
"پرتاب موفقیت آمیز اولین ماهواره داخلی ایران به مدار زمین
طی روزهای گذشته همچنان متخصصان علوم فضایی را در شگفتی باقی گذاشته است."
این اولین جمله ای است که نشریه علمی و معتبر نیوساینتیست در گزارش خود در
رابطه با پیشرفت شگفت انگیز برنامه های فضایی ایران ذکر کرده است.
این نشریه در تازه ترین شماره خود ادامه داده است: چگونگی موفقیت این
پروژه پاسخی است که می تواند زمان احتمالی رسیدن به هدفی مانند ارسال
فضانورد به فضا توسط ایران را نیز تحت تاثیر قرار دهد.

ایران ماهواره خود با نام امید را در تاریخ 2 فوریه با موفقیت به فضا
ارسال کرد. بر اساس گزارشهای رسانه های ایرانی این ماهواره مکعبی در ابعاد
40 سانتیمتر و وزن 25 کیلوگرم بوده و به یک فرستنده رادیویی uhf مجهز است.
ایستگاههای رصد خارجی و اخترشناسان آماتور این ماهواره را در مدار پایین
زمین مشاهده کرده اند.
به گزارش نیوساینتیست ، در ابتدا متخصصان بر این باور بودند که راکت
ماهواره بر سفیر 2 با استفاده از موشکی ضعیف و جنگی پرتاب شده است اما
شواهد جدید مبنی بر این است که انرژی پرتاب کننده این راکت بیش از انرژی
موشکی بوده که برخی کشورها تصور آن را می کرده اند. به گفته اخترشناسان
قسمت سوم این راکت که همچنان در مدار باقی مانده است نسبت به ماهواره
درخشانتر بوده و به همین دلیل بسیار بزرگتر از آن است که تصور می شد.
"جفری فوردن" متخصص و آنالیزور توانایی های عملیاتی کشورهای خارجی در
موسسه ام آی تی یکی از افرادی است که بر دو مرحله ای بودن پرتاب راکت
تاکید دارد. به اعتقاد وی مرحله دوم پرتاب این راکت بسیار پر انرژی تر
بوده و تصور می شد چنین فعالیت علمی و مبتنی بر فناوری بسیار فراتر از
تواناییهای علمی ایران باشد. در صورت درست بودن این فرضیه این موفقیت می
تواند یکی از دلایل توانایی ایران در ارسال فضانورد به فضا باشد.
به گفته فوردن در صورتی که ایرانیها از پرتاب سه مرحله ای استفاده کرده
باشند شکی در آن نیست که به زودی و در هر زمانی ایران قادر به ارسال
فضانورد به فضا خواهد بود و در صورت دو مرحله ای بودن این کشور به زودی
توانایی پروازهای مداری زمین را خواهد داشت.
پرتاب
ماهواره امید سطح خیره کننده دانش ایرانی را به رخ کشورهای جهان بخصوص
دارندگان تکنولوژی پرتاب ماهواره کشیده است داشتن این سطح علمی می تواند
باعث غرور ملی و رشد در دیگر بخشها شود . باید به تواناییهای فرزندان
ایران زمین ایمان داشته باشیم و بقول ارد بزرگ : به جای خود کم بینی و
آرمان گریزی ، پای در راه نهیم که این تنها درمانگر دردهای زندگی ست .
نشریه معتبر علمی نیوساینتیست در ادامه آورده است: توانایی
ایران در پرتاب این ماهواره از زاویه ای دیگر نگرانی برخی کشورهایی که
نسبت به ایران در تولید سلاح های اتمی ظنین هستند را بر انگیخته است زیرا
به اعتقاد این کشورها راکتی که بتواند چندین کیلوگرم وزن را به فضا ارسال
کند، می تواند به همان میزان سلاح های مرگبار را به سمت کشورهای اروپایی
یا آمریکایی پرتاب کند.
این نگرانی ها در حالی است که ایران هدف خود را از ارسال این ماهواره را
کاملا صلح جویانه اعلام کرده است.


دانلود کتاب سرخ
با فرمت : پی دی اف PDF و با حجم 1,607 KB
برای دانلود کتاب اینجا کلیک کنید

در گذشته مردم معتقد بودند که آدمهای خوب عمر کوتاهی دارند. اینباور در قرنهای ابتدایی رشد پیدا کرده بود.
در
آن زمان کودکان بسیاری میمردند و انسانها بهراحتی با یک عفونت ساده جان
میسپردند. اما آیا بهراستی رابطهای میان شخصیت و سلامت وجود دارد؟
برپایه مطالعات علمی، اثبات این امر که افکار مثبت یا منفی میتواند روی
سلامت فرد تاثیرگذار باشد با دشواریهایی همراه است اما هنوز دانشمندان در
پی اثبات این قضیه هستند.
همه ما خواهان آن هستیم که از زندگی شاد
و آرام برخوردار باشیم. به علاوه دستیابی به طول عمر بیشتر کیمیایی است که
در طول سالیان متمادی همه به نوعی در جست وجوی آن بوده ایم. رسیدن به این
هدف چندان دور از دسترس نبوده و احتیاج به هیچ جادو و اعجازی هم ندارد،
کافی است اندکی به جسم و ذهن خود بیشتر توجه کنیم تا بتوانیم با تأمین
سلامت هر دوی آنها، به راز طول عمر پی ببریم، این کار هم میسر نمی شود مگر
بکوشیم با توجه به تغذیه مناسب و تمرینات ذهنی لازم، خود را از نظر جسمی و
ذهنی تقویت کنیم، بنابراین زندگی آن قدر باارزش هست که برای هرچه لذتبخش
تر کردن آن بیشتر بکوشیم. با رعایت این دستورالعمل ها و استفاده از آنها
می توانید علاوه بر داشتن سلامت ذهنی و جسمی، از طول عمر بیشتری برخوردار
شوید.
● رازهای طول عمر لذتبخش
▪ سیگار نکشید.
▪ تغذیه خوب داشته باشید.
▪ فعال، پویا و سرزنده باشید.
▪ به اندازه کافی بخوابید.
▪ سلامت جسمانی خود را به شکل منظم و مرتب چک کنید (با آزمایش های مرتب و منظم سالانه از سلامت جسمانی خود مطمئن شوید)
▪ ورزش، نرمش و تفریحات سالم را فراموش نکنید.
▪ از سلامت ذهن و فکر غافل نشده و به احساسات و هیجانات خود توجه داشته باشید.
البته
ممکن است این کارها زیاد آسان به نظر نرسد، اما اگر هم این گونه باشد ارزش
آن را دارد که امتحانشان کنید. در واقع با افزایش سن، بدن بیشتر در معرض
ابتلا به بیماری ها قرار می گیرد، اما هیچکس هم نمی تواند از قبل عوارض
خاصی را برای سنی خاص در نظر بگیرد، بنابراین اگر در حفظ سلامت خود بکوشیم
با افزایش سن هم احتمال خطر ابتلا به بیماری های سخت و مزمن کمتر خواهد شد.
برخورداری از یک زندگی طولانی، همراه با سلامت و به دور از بیماری، چشم اندازی است که بیشتر ما انتظار به دست آوردن آن را داریم.
همچنین
شواهد بسیار زیادی وجود دارد که انسانهای منظم، دارای ثبات اجتماعی و
خوشبین، خیلی کمتر از افراد تنها، بدبین و ناراضی از زندگی، در معرض
ابتلا به بیماریهای مختلف و در نهایت مرگ قرار میگیرند. تحقیقات گویای
این مطلب هستند که خوشبینی، در نهایت زندگی طولانیمدتی را برای شما به
ارمغان میآورد، هرچند آن را تضمین نمیکند. طی تحقیقاتی که طی 23سال
توسط دانشگاه «ییل» و «میامی» در «اوهایو» انجام شد این نتیجه به دست آمد
که افراد بالای 50سالی که به افزایش سن خود با یک دید مثبت و به عنوان یک
تجربه شیرین نگاه میکنند به طور متوسط تقریبا 5/7سال بیشتر از دیگران،
زندگی میکنند. البته محققان عوامل مختلفی از قبیل نژاد، جنسیت، میزان
سلامتی، طرز تفکر و تنهایی را نیز در نظر گرفتند.
متخصصین قلب
وعروق معتقدند نوع شخصیت افراد در بروز بیماری های قلبی موثر است به طوری
که افراد عجول و منضبط بیشتر سکته قلبی را تجربه می کنند.
دکتر منوچهر
قهرمانی گوید: نوع شخصیت و رفتار افراد علاوه بر سایر عوامل موثر در بروز
بیماریهای قلبی در این بیماری موثر است به نحوی که افراد عجول و منضبط که
در انجام کارها شتاب میورزند و دارای حساسیت و خودخوری هستند نسبت به
افرادی که خونسرد و وقت شناس هستند، بیشتر دچار بیماریهای قلبی می شوند.
وی
گفت: همچنین افراد عجول بنا بر استرس بیشتری که از محیط دریافت می کنند،
معمولا دخانیات بیشتری نیز مصرف می کنند که این مساله باعث میشود آمادگی
بیشتری برای ابتلا به خطرات حمله قلبی داشته باشند.
به گفته وی، کسی که در همه عمر سه نخ سیگار کشیده باشد 3 برابر کسی که سیگار نکشیده در معرض سکته قلبی قرار دارد.
تحقیقات
دیگری نیز در ارتباط با خوشبینی و افزایش طول عمر وجود دارد. محققان مرکز
مطالعات «مایو» زندگی و خصوصیات اخلاقی 447 نفر را طی 30سال مورد بررسی
قرار دادند. کسانی که به عنوان «خوشبین» نامگذاری شده بودند نصف افرادی
که «بدبین» یا تلفیقی از «هر دو» بودند به مرگهای ناگهانی دچار میشدند.
همچنین این افراد همزمان با افزایش عمر، مشکلات کمتری در مورد سلامت فردی
خود پیدا میکردند، محدودیتهایشان کمتر بود، دردهای کمتر و انرژی بیشتری
نسبت به دو گروه دیگر داشتند.
در مطالعهای به نام «نیمه پر یا
خالی لیوان؟» پژوهشگران به این نتیجه رسیدند که خوشبینی به این معنا که
مردم وقایع زندگیشان را برای خود یا سایرین تعریفکنند باعث میشود تا در
مقابل بیماری قلبی در حد بسیار زیادی مصونیت پیدا کنند. این مورد در کلام
ارد بزرگ هم دیده می شود زندگی رنج و درد نیست هدیه ایی است برای شاد بودن
. مادر گیتی جام زهر بر دهان کودک خویش تمی گذارد او می پروراند برای
بهروزی و خوشبختی . همچنین افراد خوشبین خیلی سریعتر از بدبینان پس از
عمل باز قلب بهبودی حاصل میکنند. احساسات منفیگرایانه و بدبینی مزمن را
باید به عنوان عاملی در افزایش بیماریهای قلبی در نظر گرفت.
در
این قسمت راههایی ذکر شده که ثابت میکند اخلاق و ویژگیهای فردی در
سلامت و طول عمر افراد دخیل هستند. عصبانیت و ناامیدیهای مزمن منجر به
مصرف دخانیات یا استفاده از سایر غذاهای ناسالم میشود. یک فرد خوشبین با
اراده محکمتری قدم در راه ترک عادات ناشایست میگذارد. یا سعی میکند
بههیچوجه به آنها معتاد نشود. این خوشبینی است که باعث میشود فرد در
جستوجوی مشاور پزشکی و پیروی از او باشد. او راهی را برمیگزیند که از آن
طریق خود را از دچارشدن به بیماریهای مختلف دور نگه دارد. این امکان هم
وجود دارد که خوشبینی روی سیستم دفاعی بدن تاثیر مثبت گذاشته و آن را
تقویت کند. البته تحقیقات انجامشده در این زمینه تا این لحظه نتایج
مستدلی را پیرامون این مطلب ثابت نکردهاند.
باید توجه داشت که در
کنار خوشبینی عوامل دیگری نیز در نظر گرفته میشوند. از آنجا که شخصیت
انسانها از همان زمان تولد و در دوران کودکی شکل میگیرد، گروه تحقیقاتی
دانشگاه کالیفرنیا پژوهشهای خود را در سال1920 بر عدهای کودک شروع
کردند. نتایج این تحقیقات حیرتانگیز بود. کودکانی که از همان آغاز کودکی
از وجدان خود استفاده میکردند و تقریبا بچههای وظیفهشناسی بودند در
دوران زندگی خود با مشکلات و بیماریهای کمتری برخورد میکردند. وجدان و
وظیفهشناسی در این پژوهشها براساس خصوصیات اخلاقی زیر تعریف شده بود:
نظم شخصی، توانایی توکلکردن، بیم و هراس، ارزشقائلشدن و آرزوی رسیدن به
اهداف.
حتی اثبات شده که دارا بودن این خصوصیات در زندگی خیلی
بیشتر از خوشبینی به شما کمک میکند و سبب میشود تا سراسر عمرتان سالم
و سرزنده زندگی کنید. شاید خوشبینی هم جزئی از وجدان و ضمیر ناخودآگاه هر
شخص باشد. نمیتوان گفت که فکرکردن قبل از انجام عمل که یکی از
پیشنیازهای وجدان سالم است، همان خوشبینی محسوب میشود. اما وجدان
میتواند پایه و اساس خوشبینی را برای فرد فراهم آورد.
خوشبینی
بیش از اندازه یا پیروی از وجدان بیش از حد لازم نیز بیفایده است و عواقب
خاص خود را به همراه دارد. خوشبینبودن کورکورانه شما را به دردسر
میاندازد و بدبینی نیز به نوبه خود فوایدی را به همراه دارد؛ اگر از
سانحه رانندگی بترسید، آنگاه با احتیاط رانندگی میکنید؛ اگر از
سرماخوردگی دل خوشی نداشته باشید، از خودتان بهتر مراقبت میکنید تا سرما
نخورید.
در این قسمت یک سؤال مهم مطرح می شود؛ «آیا خوشبینی باعث
بهبود وضعیت سلامت افراد میشود یا افراد سالم خوشبین میشوند؟» در این
قسمت فاکتورهای داخلی را هم باید محاسبه کرد؛ تحصیلات، نژاد، عوامل
وراثتی، جنسیت، دسترسی به فناوریهای نوین پزشکی و از همه مهمتر ثروت،
همچنین گفته میشود چیزی به عنوان شانس هم در این زمینه کاربرد دارد.
بنابراین
خوشبینی یکی از عوامل مهمی است که باید زمینه رشد و شکوفایی را برای آن
فراهم آورد. یک فرد بدبین بهشدت نیاز به شادی و خوشحالی دارد. اگر شما
خواستار عمر طولانی به همراه سلامت کامل هستید باید ببینید تا چه حد
خوشبین یا بدبین هستید.
شاید شما به طور ذاتی انسانی چندان آفتابی
نباشید، شاید کودک باوجدان و وظیفهشناسی نبوده باشید، اما باز هم جای
امیدواری وجود دارد آن هم برای ایجاد خوشبینی. هیچ وقت برای تغییر و تحول
دیر نیست. همه ما میتوانیم از زندگی نهایت لذت را ببریم. بنابراین بیشتر
مراقب خودتان باشید، درست غذا بخورید، سیگار نکشید و نرمش روزانه را نیز
فراموش نکنید. حتی اگر شما خیلی خوشبین هستید و در زمان کودکی رفتار
بینظیری داشتهاید، باز هم انجام این موارد در زندگی به شما کمک میکند.

براساس
یافته های مرکز کنترل بیماری ها، تمرین کردن رفتارهای سلامت بخش می تواند
از ابتلا به بیماری ها جلوگیری کرده یا عوامل مؤثر در بروز بیماری های
کشنده را کنترل کند. سن، نقش زیادی در این زمینه ندارد؛ یعنی در هر سن و
سالی که باشید می توانید الگوی رفتاری سالمی برای نوع تغذیه و روش زندگی
کردن خود اتخاذ کنید. در واقع سبک زندگی شما بیشترین تأثیر را در میزان
سلامت و چگونگی حفظ آن دارد و این که چطور بتوانیم از طول عمر بیشتری
برخوردار باشیم، دقیقاً در ارتباط مستقیم با همین موضوع است.
این عوامل به شما کمک می کند که سبک زندگی خود را از لحاظ کیفی بهبود بخشید:
▪ باز هم سیگار نکشید. سیگار نکشیدن موجب می شود احتمال ابتلا به انواع سرطان ها، حملات قلبی و بیماری های ریوی کاهش یابد.
▪
توانایی بویایی و چشایی خود را تقویت کنید و نسبت به اطراف خود هوشیار
باشید. برای نسل های جوان تر یک مدل مثبت و نمونه باشید (نمونه ای سالم از
زندگی سالم؛ تغذیه سالم در کنار ذهن سالم!)
▪ تغذیه سالمی داشته باشید.
پیروی از رژیم غذایی صحیح و ورزش کردن را هرگز فراموش نکنید. غذای سالم و
مفید به بدن شما سوخت می رساند، زیرا بدن برای فعالیت به سوخت سالم نیاز
دارد و تبعیت از رژیم غذایی صحیح مانند این است که باک بنزین ماشین تان را
هیچگاه بدون سوخت مناسب باقی نگذارید.
▪ آگاهانه انتخاب کنید. غذاهایی
را انتخاب کنید که انرژی لازم را به بدن شما برساند. غذا باید آن قدر به
شما انرژی بدهد که علاوه بر تأمین قوای جسمانی به تأمین و بازسازی قوای
تحلیل رفته تان هم کمک کند.
▪ فعال، پویا و خلاق باشید. فعالیت و شور و
شوق زیاد برای بهره مندی از تک تک لحظات زندگی نیاز به سن و سال خاصی
ندارد، شما در هر سنی که باشید می توانید لحظاتی شیرین را تجربه کنید؛
مشروط بر این که خودتان بخواهید و در واقع آن را از درون خود به بیرون
منتقل کنید، نه این که همیشه منتظر وقوع حادثه ای باشید تا بتوانید اندکی
شور و هیجان به خرج داده یا خلاقیتی از خود نشان دهید. در واقع بیشترین
خلاقیت شما وقتی نمود پیدا می کند که بتوانید در شرایطی که انتظار آن نمی
رود، فعال و سر زنده باقی بمانید. تحقیقات نشان می دهد طول عمر افرادی که
نسبت به زندگی علاقه و شور و شوق بیشتری نشان می دهند، بیش از افرادی است
که دائم کسل و ناامید در گوشه ای کز کرده اند و امیدوارند بالاخره روزی
شادی، زنگ خانه آنها را به صدا دربیاورد.
▪ وزنتان را کنترل کنید.
کنترل وزن یکی از مهم ترین عوامل برخورداری از سلامت و درنتیجه زندگی سالم
و طول عمر بیشتر است. هنگامی که نمی توانید به وزن مناسب دست یابید، علاوه
بر اینکه ذهن خود را همیشه درگیر کاهش وزن می کنید، سلامت خود را هم به
مخاطره می اندازید، بنابراین یک بار برای همیشه اراده کنید و بکوشید با
انتخاب یک رژیم غذایی صحیح با اضافه وزن خود برای همیشه خداحافظی کنید.
▪
علائم افسردگی و اضطراب را کاهش دهید. در موقعیت های سخت و تنش زا با
پرداختن به اموری دیگر، ذهن خود را از مشکلات و مسائل منحرف کنید. باور
داشته باشید شما چه افسرده و چه قوی، مقاوم و پایدار باشید روزهای زندگی
تان سپری می شوند و می گذرند، اما اگر خودتان به استقبال غم و غصه نروید،
آنها هم زودتر شما را رها خواهند کرد. به علاوه وقتی روحیه خود را نبازید
و شجاعت بیشتری از خود نشان دهید، بهتر می توانید مشکلات تان را حل کنید.
*از
استرس رهایی یابید. تحقیقات نشان می دهد افرادی که آرامش بیشتری دارند،
نسبت به اشخاصی که دائم مضطرب و نگران هستند، کمتر در معرض بیماری قرار
دارند. به عنوان نمونه افراد آرام و غیرمضطرب توانایی های بیشتری در غلبه
بر سرماخوردگی و سایر بیماری ها دارند.
▪ برای استحکام عضلات و استخوان
های خود بکوشید. شما می توانید با برخورداری از تغذیه سالم از استخوان
بندی محکمی برخوردار شوید و استخوان های شما زمانی استحکام کافی خواهند
داشت که بتوانید عضلاتتان را هم کاملاً ورزیده و قدرتمند نگاه دارید. برای
رسیدن به این هدف باید ضمن تغذیه صحیح (خوردن لبنیات، حبوبات، سبزیجات،
سویا و میوه های فصل)، از ورزش کردن غافل نشوید. پرداختن به ورزش هایی
مانند یوگا علاوه بر اینکه سلامت شما را تضمین می کند، موجب می شود ذهنتان
کمتر به طرف مشکلات منحرف شود. در واقع یوگا به نوعی موجب می شود که مهار
ذهن شما در اختیارتان باشد.
▪ خواب کافی داشته باشید. شما باید به طور
معمول شبها هفت تا هشت ساعت بخوابید. به منظور برخورداری از خواب کافی،
برای خود جدول زمانی دقیقی ترسیم کنید و در آن ساعت هایی را که نتوانسته
اید خواب خوبی داشته باشید یادداشت کنید. بعد به بررسی علل آن بپردازید و
ببینید چه عواملی موجب می شود نتوانید شب ها خوب بخوابید. به علاوه، قبل
از خواب از خوردن غذا یا نوشیدن زیاد خودداری کنید.
تحقیقات جدید نشان
داده اند کسانی که از سلامت ذهنی بیشتری برخوردار بوده و از مغز خود بیشتر
استفاده می کنند و به اصطلاح از آن بیشتر کار می کشند، ازنظر جسمانی و
اجتماعی افرادی فعال تر و مطرح تر هستند.
با شرکت در گروه های اجتماعی
مختلف، فرصت های یادگیری بیشتری را دراختیار خود قرار دهید. فرصت حضور
یافتن در هر جمعی را مغتنم شمرده و سعی کنید بتوانید از آن جمع چیزهای
تازه ای یاد بگیرید. به چالش کشیدن مغز با حل معما یا پازل هم تمرین خوبی
برای فعال شدن ذهن شما است.
دانلود کتاب سرخ
با فرمت : پی دی اف PDF و با حجم 1,607 KB
برای دانلود کتاب اینجا کلیک کنید

شاید در گیر و دار اعدام خسرو گلسرخی
سهراب سپهری اینچنین سرود :
کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ

کار ما شاید اینست
که در افسون گل سرخ شناور باشیم
و در بند آخر با کنایه می گوید در افسون گل سرخ ! که احتمالا اشک است شناور باشیم
بی اختیار بیاد این جمله ارد بزرگ می افتم که :تمنای واپسین آدمی ، شناور شدن در بسامدهای ( امواج) گیتی است . و باز همو می گوید :شناور بودن خرد آدم در جهان احساس به او میدان بروز و رشد هنر را داده است .

تاریخ مفاهیم و رازه های بسیاری را با خود می برد و رازهای جدیدی پیش روی ما می گذارد .
سهراب نگاه دردمند خود را با کلماتی کوچک اما وسیع بیان می دارد.
او همانند اخوان شمشیر از رو نبسته

او شمشیرش اشک و احساس لطیف ش است
به یاد او یکی از اشعار زیبایش را می گذارم که با کمی دقت می توان در آن ، راز های را یافت ...
شبی سرد است و من افسرده
راه دوری است و پایی خسته
نیرنگی است و چراغی مرده
می کنم تنها از جاده عبور
دور ماندند زمن آدمها
سایه ای از سر دیوار گذشت
غمی افزود مرا بر غم ها
فکر تاریکی و این ویرانی
بی خبر آمد تا با دل من
قصه ها سازد پنهانی
نیست رنگی که بگوید با من
اندکی صبر،سحر نزدیک است
هر دم این بانگ بر آرم از دل
وای این شب چقدر تاریک است!
خنده ای کو که به انگیزم؟
قطره ای کو که به دریا ریزم؟
صخره ای کو که بدان آویزم؟
مثل این است که شب نمناک است
دیگران را هم غمی هست به دل
دانلود کتاب سرخ
با فرمت : پی دی اف PDF و با حجم 1,607 KB
برای دانلود کتاب اینجا کلیک کنید
آیا میدانستی که در سیبری هوا به حدی سرد است که بخار دهان انسان در هوا یخ میزند و به زمین میریزد ؟
آیا میدانستی که که رکورد گرفتن انگور با دهان که از ارتفاعی معادل صد متر پرتاب شده بود توسط پل تاویلا اهل آمریکا در سال نود و یک میلادی شکسته شد؟
آیا میدانستی که هرچه از مرکز زمین فاصله بگیریم نیروی جاذبه کمتر می شود، در نتیجه وزن کاهش می یابد ، وزن فردی که در خط استوا ایستاده از وزن همین شخص در قطب شمال و جنوب کمتر است زیرا در خط استوا زمین بر آمده تر و در قطب هموارتر است این تفاوت وزن حدود پنج درصد است ؟
آیا میدانستی که ظروف پلاستیکی تقریبا پنجاه هزار سال در برابر تجزیه و فساد مقاومند ؟
آیا میدانستی که تقریبا ۳۰۰ متر مکعب گاز هلیم میتواند یک انسان را از روی زمین بلند کند ؟
آیا میدانستی که در صورت نبودن غذا تمساح قوی همنوع ضعیفتر از خود را می خورد ؟
آیا میدانستی که کرمهای ابریشم در پنجاه وشش روز هشتاد و شش هزار برابر خود غذا میخورند ؟
آیا میدانستی که تیز پروازترین حیوانات جهان پرندگانی اند که «پرستوک» نامیده میشوند پرستوک دم خاردار که در آسیا زندگی میکند ، قادر است با سرعتی بیش از صد و شصت کیلومتر در ساعت پرواز کند و با بالاترین میزان سرعت یک قطار سریع السیر رقابت کند ؟
آیا میدانستی که کره مریخ با سرعت ۲۴۰ کیلومتر درساعت به دور خورشید میچرخد ؟
آیا میدانستی که کوچکترین سگ جهان ، دارکیده پیترزبورگ با ۶۰۰ گرم وزن می باشد ؟
آیا میدانستی که پنگوئن نر در طول دو ماه محافظت از تنها تخم پنگوئن ماده چیزی نمی خورد و چهل درصد وزن خود را از دست میدهد ؟
آیا میدانستی که روغن ساعت گرانبها ترین محصول نفت خام است ؟
آیا میدانستی که در نظریه قاره کهن ارد بزرگ قاره های آسیا و اروپا متجاوزین به حریم قاره کهن معرفی شده اند . قاره کهن از کوهستان پامیر و کشمیر آغاز و تا مدیترانه ادامه می یابند و ۲۰ کشور در داخل آن قرار می گیرند ؟
آیا میدانستی که اولین عمل جراحی ثبت شده در تاریخ پزشکی درسال ۱۱۳۶ میلادی توسط جراح نظامی پادشاه انگلستان «ژرژ دوم» با موفقیت انجام شد ؟
آیا میدانستی که قلب گنجشک ۱۰۰ بار در دقیقه می زند ، درضمن میدانستی که گنجشکها روی زمین راه نمی روند بلکه می پرند ؟
آیا میدانستی که اگر یخهای قطب جنوب آب شود ، آب اقیانوسها ۷۰ متر بالا میاید و یک چهارم خشکیها زیر آب میرود ؟
آیا میدانستی که ریزش مو علل زیادی از جمله استرس شدید، رعایت رژیم و کاهش وزن، بیماریهای همراه با تب شدید با فاصله زمانی معمولا سه ماهه، زایمان، کمبود آهن و روی، مصرف برخی داروها، مشکلات تیروئید، بیماریهای رماتیسمی، بیماریهای پوستی و همچنین دلایل ارثی و هورمونی دارد؟
آیا میدانستی که همه سیاره های منظومه شمسی از غرب به شرق میچرخند به جز سیاره ناهید که از شرق به غرب میچرخد ؟
آیا میدانستی که بلندترین بادگیر جهان در یزد به ارتفاع ۳۴ متر قرار دارد ؟
آیا میدانستی که یک نوع پشه وجود دارد که در ثاتیه هزار بار بال میزند ؟
آیا میدانستی که نمک از پنج هزار سال پیش در سفره ما انسانها بوده است ؟
آیا میدانستی که خطر بیماری قلبی و سرطان ریه در افراد غیر سیگاری که در خانه در معرض دود سیگار اطرافیانشان هستند، بیست و پنج درصد بیشتراز دیگران است ؟
آیا میدانستی که ستارگان ابی داغتر از خورشید و قرمز ها سردتر از آن هستند ؟
آیا میدانستی که حداکثر سرعت لاک پشت های غول پیکر چهار و نیم متر در دقیقه است که خرگوش این فاصله را در کمتر از نیم ثانیه می پیماید ؟
آیا میدانستی که مساحت سطح کره زمین ۵۱۵ میلیون کیلومتر مربع است و با مقایسه با مساحت وسعت ایران میتوان نتیجه گرفت که ایران فقط ۳۲/۰ ٪ از سطح زمین (حدود ۳۰۰/۱) را تشکیل میدهد ؟
آیا میدانستی که نخستین مدارس کاملا ایرانی پس از حمله اعراب توسط خواجه نظام الملک طوسی صدر اعظم دودمان قدرتمند سلجوقیان به نام نظامیه تاسیس گشت ؟
آیا میدانستی که نام پایتخت قرقیزستان بیشکک است و مساحت آن از استان کرمان کمتر است ؟
آیا میدانستی که بیش از صد میلیــــــــارد کهکشان تا به اکنون در جهان شناسایی شده اند ؟
آیا میدانستی که اسب ماده سی دندان و اسب نر سی و شش دندان دارد ؟
آیا میدانستی که آب دریا بهترین ماسک زیبای پوست است، البته بخاطر منیزیم و املاح معدنی موجود در آب دریا میباشد ؟
آیا میدانستی که بیشتر سردردهای معمولی از کم نوشیدن آب میباشد ؟
آیا میدانستی که کشور بلغارستان از نصف استان کرمان هم کوچکتر است؟
آیا میدانستی که اندونزی چهارمین کشور پر جمعیت دنیا بعد از چین و هند و آمریکا می باشد ؟
آیا میدانستی که بزرگترین سوسمارهای جهان رودخانه سرباز در سیستان و بلوچستان ایران است ؟
آیا میدانستی که ایرانیان ۳ هزار سال پیش با پیل های الکتریکی بزرگ خانه های خود را روشن می کردند ؟
آیا میدانستی که ایرانها روزانه بطور متوسط حتی نصف استکان هم شیر نــــــمی نوشند ؟
آیا میدانستی که شواهد نشان داده است که انسان از هفتاد هزار سال پیش لباس بر تن می کرده است ؟
آیا میدانستی که انسانهای امروزی بطور متوسط شش سال از عمرش را تلویزیون نگاه می کند و شش سالش را هم صرف غذا خوردن میکنیم و یک سومش را هم میخوابد؟
آیا میدانستی که قدیمی ترین شاهنامه در فلورانس زیر نظر پرفسور “پیر مونته سه “نگهداری می شود ؟
آیا میدانستی که دود سیگار موجود در محیط بیشتر از مصرف مواد قندی در پوسیدگی دندانهای کودکان نقش دارد؟
آیا میدانستی که پروانه ها، چشم های مرکب دارند که تعداد آنها گاهی به هجده هزار می رسد ؟
آیا میدانستی که بی رحم ترین حشره دنیــا حشره دعا خوان ماده است.هنگامی که حشـــره ماده از همسرش باردار می شود، به آن نیش می زند و همسر نیمه جان پس از جفتگیری غذای لذیـذی برای حشــــــــره ماده می شود؟
آیا میدانستی که ما حتی در روزهای ابری هم در معرض اشعه بنفش خورشید می باشیم ، بین هفتاد تا هشتاد درصد از این نور میتواند به راحتی از ابرها ردّ شوند؟
آیا میدانستی که جنین بعد از هفته هفدهم خواب هم میتواند ببیند ؟
آیا میدانستی که زرافه ایستاده وضع حمل میکند و نوزادش از فاصله ۱۸۰ سانتی متری به زمین میافتد ؟
آیا میدانستی که گربه و سگ هر کدام پنج گروه خونی دارند و انسان فقط چهار گروه ؟
آیا میدانستی که روباه ها همه چیز را خاکستری میبینند ؟
آیا میدانستی که همه سیاره های منظومه شمسی دور محور خود از غرب به شرق میچرخند به جز سیاره ناهید که از شرق به غرب میچرخد؟
آیا میدانستی که دانشمندان دریافته اند که مورچه همچون انسان صبح به هنگام بیدار شدن خمیازه میکشند؟
آیا میدانستی که بهترین شکارچی در خشکی خرس قطبی است؟
آیا میدانستی که خرس قطبی هنگامی که روی دو پا میایستد حدود ۳ متر است؟
آیا میدانستی که در بین انواع خرس ، خرس پاندا بزرگترین جمجمه را دارد؟
آیا میدانستی که خرس با تمام سنگینی خود میتواند با سرعت ۵۰ کیلومتر در ساعت بدود؟
آیا میدانستی که حس بویایی خرس تقریبا ۱۰۰ برابرقوی تر از انسان است؟
آیا میدانستی که خرس نوزاد ۶۰۰ بار از مادر خود کوچکتر است؟
آیا می دانستی که چینی ها اولین کسانی بوده اند که از مواد منفجره استفاده نموده اند ، منتهی جهانیان دانشمند مشخصی را که سازنده مواد منفجره می دانند ، آلفرد نوبل سوئدى می باشد که دینامت را ساخت؟
آیا میدانستی که این جمله ارد بزرگ خواستاران بسیار دارد : اگر جانت در خطر بود بجای پنهان شدن بکوش همگان را از گرفتاری خویش آگاه سازی . و جالبتر آنکه دختری در وب نوشت خود عمل به این جمله را باعث نجاتش از مرگ عنوان نموده است؟
آیا میدانستی که رودخانه گنگ برای هندوها بسیار مقدس است و هر سال مردم زیادی برای پاک شدن و تطهیر خود را در آن می شویند ، در حالی که فاضلاب صد شهر و روستا و میلیونها تن مواد سمی و زاید کارخانه ها به طور مستقیم وارد این رودخانه می شود ؟
آیا می دانستی که تابلوی مونالیزا گران بهاترین اثر هنری است که تاکنون دزدیده شده است. این تابلو در بیست و یک آگوست سال هزارونصدویازده از موزه لوور پاریس بسرقت رفت و در سال هزارونصدوسیزده در ایتالیا پیدا شد ؟
آیا میدانستی که اگر در یک سال هیچ یک از نسلهای یک جفت مگس نر وماده از بین نروند ، حجم مگسهای متولد شده با حجم کره زمین برابر میشود؟
آیا میدانستی که خرس کوالا هر گز آب نمینوشد و آب مورد نیاز خود را با خوردن برگ گیاهان تامین میکند؟
آیا میدانستی که کوههای آلپ در سال حدود یک سانتیمتر بلند میشوند؟
آیا میدانستی که بیماری قند اولین عامل کوری در مردم جهان است؟
آیا میدانستی که یکی از رودهای کامبوج ۶ ماه سال ازشمال به جنوب و۶ماه دیگر ازجنوب به شمال جریان دارد؟
آیا میدانستی که ظروف پلاستیکی تقریبا ۵۰ هزار سال در برابر تجزیه وفساد مقاومند؟
آیا میدانستی که در خط استوا ، دمای هوا در تمام فصول سال تقریبا یکسان است؟
آیا میدانستی که قاره کوچک استرالیا دارای بزرگترین منبع بوکسیت یا هیدروکسید آلومینیوم در جهان است؟
آیا میدانستی که پشه ها دندان دارند؟
آیا می دانستی که فقط سی درصد از مارهاى دنیا سمی هستند؟
آیا می دانستی که کدو مفید برای مبتلایان فشار خون است؟
آیا می دانستی که دود تنباکو و سیگار حاوى بیش از چهار هزار نوع ماده شیمیایی است که شمار زیادى از آنها مواد محرک یا سمی و سرطان زا هستند؟
آیا می دانستی که معنی لغت کانادا به زبان سرخ پوستی یعنی ، روستاى بزرگ؟
آیا می دانستی که کشیدن سیگار و اضافه وزن مىتواند میزان اسپرم و قدرت بارورى در مردان را کاهش دهد؟
آیا می دانستی که شهر ممنوع واقع در پکن در کشور چین بزرگترین قصر پادشاهی جهان است. این قصر شامل هفده قصر و پنج تالار میباشد؟
آیا می دانستی که سریعترین رعد و برق با سرعت ۱۴۰ هزار کیلومتر در ثانیه حرکت میکند؟
آیا می دانستی که درجه حرارت هسته زمین در حدود ۵۷۰۰ درجه سانتیگراد است؟
آیا می دانستید که ارتفاع بزرگترین موج که تا کنون در دریای آزاد به ثبت رسیده سی و چهار متر بوده است ؟
آیا می دانستید که آب دریا دارای طلاست. این مقدار در حدود چهار گرم در هر میلیون تن آب است؟
آیا می دانستی که عسل یک واژه عربی است و فارسی آن انگبین میباشد؟
آیا میدانستی که اولین مردمانى که نخ را به دست آوردند و موفق به ریسیدن آن شدند ایرانیان بودند؟
آیا میدانستی که در سال ۴۷ میلادی فقط صد و هفتاد هزار نفر در جهان تلویزیون داشتند ؟
آیا میدانستی که کویر لوت چهاردهمین کویر وسیع دنیا میباشد مساحت آن به بیش از نود وپنج هزار کیلومتر مربع میرسد یعنی بیشتر از دو برابر مساحت کشور سوئیس ؟
آیا میدانستی که زنبورهای عسل کندوی خود را با دقت یک دهم میلیمتر می سازند ، آن از کرکهای لامسه خود بعنوان وسیله اندازه گیری استفاده میکنند ؟
آیا میدانستی که پنگوئنها جوجه های خود را از روی صدایشان تشخیص میدهند ؟
آیا میدانستی که زرافه تار صوتی ندارد و لال است و نمیتواند هیچ صدایی از خود در آورد؟
آیا میدانستی که موشهای صحرایی چنان سریع تکثیر پیدا میکنند ،که در عرض هجده ماه دو موش صحرایی قادرند یک میلیون فرزند داشته باشند؟
آیا میدانستی که جنین بعد از هفته هفدهم خواب هم میتواند ببیند؟
آیا میدانستی که گربه و سگ هر کدام پنج گروه خونی دارند و انسان چهار گروه؟
آیا میدانستی که روباهها همه چیز را خاکستری میبینند ؟
آیا میدانستی که اسبها در مقابل گاز اشک آور مصون اند ؟
آیا میدانستی که زرافه ایستاده وضع حمل میکند و نوزادش از فاصله ۱۸۰ سانتی متری به زمین میافتد؟
آیا میدانستی که ۱۳۰۰ کره زمین در سیاره مشتری جای می گیرد ؟
آیا میدانستی که رود دجله به خلیج فارس میریزد ؟
آیا میدانستی که ۸۵% گیاهان در اقیانوسها رشد میکنند؟
آیا میدانستی که اولین تمبر جهان در سال ۱۸۴۰ در انگلستان به چاپ رسید؟
آیا میدانستی که مبتلایان به درد مفاصل باید گوجه فرنگی بخورند؟
آیا میدانستی که سریعترین پرنده شاهین است و میتواند با سرعت ۲۰۰ کیلومتر در ساعت پرواز کند؟
آیا میدانستی که ریزش مو در افراد روزانه رخ میدهد که میزان آن با توجه به عواملی چون کمپشت یا پرپشت بودن موی افراد متفاوت است؛ به طور میانگین ریزش روزانه ۱۰۰ تار مو در روز طبیعی است ؟
آیا میدانستی که ارد بزرگ نام “جاده ابریشم” را همانند “خلیج عربی” اسمی ضد ایرانی می داند و بخشی از نظریه قاره کهن را به این مورد پرداخته است ؟
آیا میدانستی که اولین اتوموبیل را مظفرالدین شاه قاجار وارد ایران کرد ؟
آیا میدانستی که قدرت بینایی جغد ۸۲ برابر قدرت دید انسان است ؟
آیا میدانستی که قویترین نیروهای دنیا بترتیب عبارتند از : نیروی هسته ای ، الکترو مغناطیس و نیروی جاذبه ؟
آیا میدانستی که نادرشاه افشار تا بیست و پنج سالگی با مادرش برده و اسیر ازبکان بوده است ؟
آیا میدانستی که ۱،۲۶۰،۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰ لیتر آب بروی کره زمین وجود دارد که این مقدار در چرخه آب در گردش است ؟
آیا میدانستی که در یک قطره آب یک میلیارد اتم وجود دارد ؟
آیا میدانستی که تنها قسمت بدن که در آن خون جریان ندارد قرینه چشم است ؟
آیا میدانستی که با یک مداد میشود خطی به طول پنجاه و هشت کیلومتر کشید ؟
آیا میدانستی که شبیه بودن دو اثر انگشت به یگدیگر ، یک به شصت و چهار میلیارد میباشد ؟
آیا میدانستی که عقربها تنها موجوداتی هستند که اشعه رادیو اکتیویته تاثیرى به آنها ندارد و جالب تر اینکه عقربها دو دشمن دارند یکی از آنها یک نوع سار است و دیگرى مگس ؟
آیا می دانستی که ناخنهاى دست چهار برابر ، سریعتراز ناخن هاى پا رشد میکنند ؟
آیا می دانستی که دهان انسان روزانه یک لیتر بزاق تولید میکند ؟
آیا می دانستی که نیکوتین تهدیدی علیه مثانه سیگاریها محسوب می شود ؟
آیا می دانستی که ما بطور متوسط روزانه پنج هزار کلمه صحبت میکنیم که هشتاد درصدش با خودمان هست ؟
آیا میدانستی که بزرگترین مدرسه دنیا در شهر مونتسوری هندوستان با تعداد بیست و شش هزار و سیصد و دوازده دانش آموز می باشد ؟
آیا میدانستی که در زبان عربی ، براى کلمه شمشیر ، هشتصد و پنجاه واژه مختلف وجود دارد ؟
آیا میدانستی که خوردن روزانه یک تخممرغ، بدون آن که کلسترول خون را بالا ببرد به حفظ سلامت چشمها کمک میکند ؟
آیا میدانستی که احمدشاه مسعود ( ارنستو چگوارا ی افغانستان) یکی از نزدیکترین دوستان ارد بزرگ بوده است ؟
؟
آیا میدانستی که ملکه موریانه پنجاه بار بزرگتر از جفت مذکر خود می باشد ؟
آیا میدانستی که شیشه به ظاهر جامد بنظر میرسد ولی در واقع مایعی است که بسیار کند حرکت میکند ؟
آیا میدانستی که مار «اناکوندا» تنها نمونه افعی است که بچه می زاید ؟
آیا میدانستی که در حدود یک سوم سرطانهایی که در نهایت منجر به مرگ میشوند با آنچه که میخوریم در ارتباط هستند ؟
آیا میدانستی که آفتابگردان ؛ تقویتکننده بینایی و سرشار از آهن است ؟
آیا میدانستی که فقط با از دست دادن یک در صد از آب بدن ، احساس تشنگی میکنیم ؟
آیا می دانستی که حدودا۳.۷تریلیون ماهی در دریاها و اقیانوسها زندگی میکنند ؟
آیا می دانستی که افراد قبیله مبوتسی از کشور زئیر کوتاه قدترین انسانهای روی زمین هستند . قد آنها صد و سی و پنج تا صد و سی و هفت سانتیمتر است ؟
آیا می دانستی که چین اولین کشور جهان است که از پول کاغذی استفاده کرد ؟
آیا می دانستی که انگشت سبابه «نشان» از سایر انگشتان دست حساستر است ؟
آیا میدانستی که قورباغهها نمیتوانند با استفراغ شکم خود را خالی کنند ؟
آیا میدانستی که در شیلی منطقه ی صحرایی وجود دارد که هزاران سال است در آن باران نباریده است ؟
آیا میدانستی هر ۵۰ ثانیه یک نفر در دنیا به بیماری ایدز مبتلا میشود ؟
آیا میدانستی که وزن اسکلت انسان بالغ سیزده تا پانزده کیلوگرم است ؟
آیا میدانستی که خرس قطبی هنگامی که روی دو پا میایستد حدود سه متر است ؟
آیا میدانستی که زرافه میتواند با زبانش گوشهایش را تمیز کند ؟
آیا میدانستی که موس رایانه ۴۰ ساله شد ؟
آیا میدانستی که خرگوش و طوطی تنها حیواناتی هستند که میتوانند بدون برگشتن اشیاء پشت سر خود را ببینند ؟
آیا میدانستی که اگر همه یخهای قطب جنوب آب شود بر سطح آب اقیانوسها هفتاد متر اضافه می شود و در این صورت یک چهارم خشکیهای کره زمین زیر آب میرود ؟
آیا میدانستی که کبد یا جگر تنها عضو داخلی بدن است که اگر با عمل جراحی قسمتی از آن برداشته شود دوباره رشد میکند ؟
آیا میدانستی که میزان انرژی که خورشید در یک ثانیه تولید میکند ، برای تولید برق مورد نیاز تمام کشورهای جهان به مدت یک میلیون سال کافی است ؟
آیا میدانستی هر عنکبوت تار ویژه خود را دارد و هیچگاه تارهای آنها به هم شبیه نیستند ؟
آیا میدانستی که اگر در یک سال هیچ یک از نسلهای یک جفت مگس نر و ماده از بین نروند ، حجم مگسهای متولد شده با حجم کره زمین برابر میشود ؟
آیا میدانستی که رودی در کامبوج شش ماه سال ازشمال به جنوب و شش ماه دیگر سال از جنوب به شمال جریان دارد ؟
آیا میدانستی که طول قد هر انسان سالم برابر هشت وجب دست خود اوست ؟
آیا میدانستی که سریع ترین عضله بدن انسان زبان است ؟
آیا میدانستی که شبکه چشم ۱۳۵ میلیون سلول احساس دارد که مسوولیت گرفتن تصاویر و تشخیص رنگها را بر عهده دارد ؟
آیا میدانستی که بدن انسان پنجاه هزار کیلومتر رشته عصبی دارد ؟
آیا میدانستی که در برج ایفل دو میلیون و نیم پیچ به کار رفته است ؟
آیا میدانستی که بیماران مبتلا به بیماریهای اختلال در کلسترول، قلبی - عروقی، و دیابت بایست از مصرف بیش از حد تخممرغ به دلیل چربی موجود در آن اجتناب کنند ؟
آیا میدانستی که طول رگهای بدن انسان پانصد و شصت هزار کیلومتر است ؟
آیا میدانستی که هشت پا با وجود داشتن بدنی بزرگ میتواند از سوراخی به قطر پنج سانتیمترعبور کند ؟
آیا میدانستی که تنها موجودی که میتواند به پشت بخوابد انسان است ؟
آیا میدانستید که مار میتواند تا نیم ساعت بعد از قطع شدن سرش نیش بزند ؟
آیا می دانستی که جنین در رحم مادر میتواند دچار سکسکه شود ؟
آیا می دانستی که مغز انسان در موقع خواب فعالیتش بیش از موقعی هست که انسان به تلویزیون تماشا میکند ؟
آیا می دانستی که زیتون؛ ضد پیری زودرس است ؟
آیا می دانستی که در حال حاضر بیش از شش میلیون اختراع در جهان وجود دارد که توماس ادیسون با هزار و نود وسه اختراع رکورد را در دست دارد ؟
آیا میدانستی که تجربه نشان داده است که مرغ با شنیدن موسیقی تخم بزرگتری میگذارد ؟
آیا میدانستی که ویروس عامل آنفلوآنزا بیش از ۲۰۰ نوع دارد ؟
آیا میدانستی که هیتلر در زندگی همیشه تحت تاثیر معلم تاریخ دبیرستان خود بود برا اساس حرفهای او رشته نقاشی را در دبیرستان رها کرد و پس از کسب قدرت در آلمان و بازگشت به زادگاه اتریش به دیدن آموزگار سابق خویش رفت و عرض ادب کرد ؟
آیا میدانستی که انسان بالغ روزانه به هنگام کارهای سخت ممکن است تا ۱۵ لیتر عرق کنند ؟
آیا می دانستی که شیشه به ظاهر جامد بنظر میرسد ولی در واقع مایعی است که بسیار کند حرکت میکند ؟
آیا می دانستی که در حدود یک سوم سرطانهایی که در نهایت منجر به مرگ میشوند با آنچه که میخوریم در ارتباط هستند ؟
آیا می دانستی که فقط با از دست دادن یک در صد از آب بدن ، احساس تشنگی میکنیم.
آیا میدانستی که در طول شبانه روز انسان حدود ۲۳۰۰۰مرتبه نفس می کشد ۷ میلیون سلول مغزی به فعالیت وا داشته می شوند و ۴۸۰۰کلمه صحبت میکند.از این رو احساس خستگی در شب بر افراد مستولی می شود ؟
آیا میدانستی که با وجود آنکه بیش از ۲۰۰ سال از زمان پایان رسمی بردگی انسانها در جهان گذشته است، مقامهای سازمان ملل در امور حقوق بشری و حقوق کارگران، از وجود ۲۷ میلیون نفر برده به شیوه های سنتی و یا جدید در دنیا خبر می دهند ؟
آیا میدانستی که ایران ۲۳ میلیون کاربر اینترنت دارد ؟
آیا میدانستی که در هر قاره شهری به نام رم وجود دارد ؟
آیا میدانستی که اولین موجود غیر انسانی که موفق به دریافت اسکار شد میکی ماوس بود ؟
آیا میدانستی که میزان زاد و ولد در هندوستا ن بیشتر از کل جمعیت استرالیاست ؟
آیا میدانستی که اگر به مدت ۸سال و هفت ماه و شش روز فریاد بزنید انر ژی لازم برای گرم کردن یک فنجان قهوه تولید می کنید ؟
آیا میدانستی که در مجسمه هایی که برای یادبودسربازها میسازند: اگر ۲ پای اسب بالا باشد آن سرباز در میدان جنگ کشته شده ، اگر ۱ پای اسب بالا باشد سرباز بر اثر جراحات ناشی از جنگ مرده ، اگر ۴ پای اسب روی زمین باشد آن سرباز به مرگ طبیعی مرده ؟
آیا میدانستی که ماهیچه های قلب انسان قادرندخون را به ارتفاع ۱۰ متر به هوا پرتاب کنند ؟
آیا میدانستی که حملات تروریستی صورت گرفته در شهر بمبئی در با استفاده از نقشه های موجود در نرم افزار آنلاین گوگل ارث شرکت گوگل برنامه ریزی و سازماندهی شده بود ؟
آیا میدانستی که فیلها تنها موجوداتی هستند که نمیتوانند بپرند ؟
آیا میدانستی که قویترین ماهیچه بدن، ماهیچه زبان است ؟
آیا میدانستی که طبق آمار افراد از عنکبوت بیش از مرگ می ترسند ؟
آیا میدانستی که سوسمارها نمیتوانند زبانشان رابیرون بیاورند ؟
آیا میدانستی که سوسکها تا ۹ روز پس از، از دستدادن سرشان قادر به زنده ماندن هستند و تنها به این دلیل می میرند که نمیتوانندچیزی بخورند ؟
آیا میدانستی که انسان و دلفین تنها موجوداتی هستند که برای لذت بردن رابطه جنسی برقرارمی کنند ؟
آیا میدانستی که ستاره های دریایی مغز ندارند ؟
آیا میدانستی که در حدود ۵ هزار سال پیش در شهر سوخته ایران بازی شبیه تخته نرد انجام می شده است ؟
آیا میدانستی که یک موش میتواند بدون آب بیشتر از یک شتر دوام بیاورد ؟
آیا میدانستی که پوست درختان قدیمی قرمز رنگ نسبت به آتش مقاوم است ؟
آیا میدانستی که سالانه ۷هزار گونه جدید حشرات کشف میگردد ؟
آیا میدانستی که چربی متوسط بدن انسانها به اندازهای است که میتوان از آن ۷قالب صابون درست کرد ؟
آیا میدانستی که چشم یک شترمرغ بزرگتر از مغزش میباشد ؟
آیا میدانستی که بیشترین رکورد پرواز جوجه مرغ ۱۳ ثانیه میباشد ؟
آیا میدانستی که تشخیص اثر انگشت خرس کوآلا از اثر انگشت انسان بسیار مشکل است و یکی از گیج کنندهترین موارد کشف جرم میباشد ؟
آیا میدانستی که مرواریدها در سرکه حل میشوند ؟
آیا میدانستی که یک گاو را میتوان به بالای پلهها هدایت کرد ولی نمیتوان آن را پایین آورد ؟
آیا میدانستی که حدود ا۳.۷ تریلیون ماهی در دریاها و اقیانوسها زندگی میکنند ؟
آیا می دانستی که که افراد قبیله مبوتسی از کشور زئیر کوتاه قدترین انسانهای روی زمین هستند. قد آنها صد و سی و پنج تا صد و سی و هفت سانتیمتر است ؟
آیا می دانستی که کشاورزان از سال ۱۳۸۹ خورشیدی می توانند از تراکتور های خورشیدی در مزارع خود استفاده کنند ؟
آیا میدانستی که شن خیس از شن خشک سبکتر است ؟
آیا می دانستی که مغولستان بزرگترین کشور جهان است که به دریا و اقیانوس راه ندارد ؟
آیا می دانستی که زمان بارداری فیل به ۲ سال می رسد ؟
آیا می دانستی که در هر میلیمتر مکعب خون شما پنج ملیون رعیت به نام گلبول قرمز وجود دارد ؟
آیا میدانستی که سهم ایران از تولید علم دنیا از ۰.۰۳ درصد به ۰.۳ درصد افزایش یافته است ؟
آیا میدانستی که اندیشمند کشورمان ارد بزرگ را فارسی زبانان جهان بیشتر از خود ایرانیان می شناسند ؟
آیا میدانستی که ۲۵۰ هزار برده سیاهپوست یا دورگه که در فرانسه تا ۱۶۰ سل پیش به استثمار کشیده شده بودند ؟
آیا میدانستی که درازترین گردن در جهان مربوط به زنی است که اندازه گردنش چهل سانتی متر میباشد ؟
آیا میدانستی که نوعی ماهی وجود دارد که با کمک باله هایش به سطح آب می آید و یک و نیم دقیقه در هوا پرواز می کند و به شکار طعمه خود می پردازد ؟
آیا میدانستی که اعصابی که در بدن شما وجود دارد به اندازه فاصله زمین تا ماه است ؟
آیا می دانستی که ۳۰ برابر جمعیتی که امروز بر سطح کره زمین زندگی میکنند ، در زیر خاک مدفون شده اند ؟
آیا میدانستید که نظریه دهکده کوچک جهانی مک لوهان توسط ارد بزرگ رد شده است ؟
آیا میدانستید که نمک از ۵ هزار سال پیش در سفره ما انسانها بوده است ؟
آیا میدانستید که زیباترین مجسمه تاریخ ایران مجسمه برنزی نادر شاه افشار است ؟
آیا میدانستید که پروانه هرکول استرالیای که فاصله دو نوک بالهای آن در حالت گسترده ۳۵ سانتی متراست، بزرگترین پروانه جهان است ؟
آیا می دانستید بزرگترین واحد تولید الفین جهان در واحد پتروشیمی جم در عسلویه بوشهر می باشد ؟
آیا می دانستید تحقیقات جدید انجام شده در جوانان نشان میدهد استفاده از بازیهای ویدئویی و رایانهای با ناتوانی ارتباط مناسب جوان با دوستان و اطرافیانش مرتبط است ؟
آیا می دانستید استفاده زیاد و درازمدت از حالتدهندههای مو همانند ژل، موس و… باعث آسیب به ریشه و ریزش مو میشود ؟
آیا می دانستید سن سکته قلبی در ایران به ۳۵ سال رسیده است ؟
آیا می دانستید مجموع طول رگ های خونی در بدن یک انسان بالغ تقریبن ۱۵۶۰مایل است اما پهنای قسمت بزرگ تری از این شبکه موی رگهای خونی (ریز ترین رگ های خونی ) فقط ۰۰۹/۰ میلی متر یا ۱۰/۱ برابر کلفتی تا رموی انسان میباشد. اگر تمام رگ های خونی بدن انسان را بتوان جدا وباز وپهن کرد کل منطقهای را که می پوشاند ۹۶ یارد مربع خواهد بود ؟
آیا می دانستید حشرات متنوع ترین مو جو دات بر روی زمین هستند که ۸۰ درصد از گل ها به وسیله حشرات گرده افشانی و تولید مثل می کنند وسه چهارم حشرات موجود بر روی سطح زمین در جنگل های استوایی زندگی می کنند ؟
آیا می دانستید بزرگ ترین گیاه روی زمین سکویاست که در کالیفور نیا رشد میکند محیط پای این درخت ۱۰۲ پا است شما به ۱۷ فرد با بازوان باز نیاز دارید تا بتوانید این درخت را دور بزنید وزن بذر این چنین درختی فقط ۳۰۰۰/۱ اونس استرشد سکویا نسبت به یک درخت بالغ حدود ۱۰۰۰۰۰ میلیون مرتبه بیشتراست ؟
آیا می دانستید کوالاها موجوداتی هستند که در روز۱۸ ساعت می خوابند وبه جز خوردن و خوابیدن کاری بلد نیستند وغذای انها برگ درخت اکالیپتوس است ؟
آیا می دانستید بیش از ۳۵۰ نوع درخت اکالیپتوس دراسترالیا وجود دارد که کوالاها از ۱۲۰ نوع از ان ها استفاده می کنند. کوالا ها جز کیسه داران هستند و تا شش ماه بچه های خود را حمل می کنند ؟
آیا می دانستید مار ها گوش ندارند وحس بینایی ا نها نیز بسیار ضعیف است ولی حس بویایی بسیار قوی دارند وامواج صوتی را به وسیله گیرنده های اطراف زبانشان دریافت میکنند.واین که بعضی از مردم می گویند که مار ها با توجه به صدای فلوت مرتاز ها حر کات خاصی انجام می دهند اشتباه است زیرا انها اصلا نمی شنوند وبا استفاده از حس بی نایی اندک خود وحر کت فلوت مر تاز این کار را انجام می دهند ؟
آیا می دانستید یک نظامی سابق در انگلیس وقتی نتوانست دندانپزشکی که بیمه دولتی قبول کند، پیدا کند، خودش ۱۳ دندانش را با انبردست کشید.این مرد ۴۱ ساله که از ۸ سال پیش به دندانپزشک مراجعه نکرده است چندی پیش که دندان درد گرفت به بیش از ۳۰ دندانپزشک مراجعه کرد ولی نتوانست دندانپزشکی که بیمه دولتی قبول کند، پیدا کند ؟
آیا می دانستید عمر ملکه زنبور ها به ۱۰ سال نیز- می رسد ؟
آیا می دانستید بزرگ ترین مر وارید دنیا ۴/۶ کی لو گرم وزن دارد . این مر وارید حدود ۷۱ سال پیش در در فیلیپین از داخل یک صدف بسیار بزرگ یافت شده است ونکته ی جالب این است که این مر وارید گرد هم نیست ؟
آیا می دانستید هزار پا ها ۱۰۰۰۰ گونه متفاوت دارند وهیچ کدامشان هم ۱۰۰۰ پا ندارند . و بیشترین پا متعلق به یک گونه است که در کالیفورنیا یافت می شود و تعداد پاهای ان به ۷۵۰ تا میرسد ؟
آیا می دانستید زنبور عسل یک قاشق کوچک عسل را از شهد ۲۰۰۰ گل می سازد ؟
آیا می دانستید برای اب پز کردنتخم شتر مرغ ۲ ساعت وقت لازم است تخم این حیوان به طور متوسط ۱۸ سانتی متر طول و۱۵ سانتی متر عرض دارد و وزن ان بین g) ۲۰۰/۱) تا ۲ کیلو وزن دارد ؟
آیا می دانستید نهنگ عنبر دارای بزرگ ترین مغز در بین موجودات است . ووزن مغزش به ۹ کیلو نیز میرسد . این در حالی است که مغز انسان که در ۲۰ سالگی به حد اکثر وزن خود می رسد ۳۶۰/۱ گرم وزن دارد ؟
آیا می دانستید اشعه مادون قرمز به مه حرارت میدهد وتا به چیزی نخورد تولید گرما نمیکند ؟
آیا می دانستید گرم ترین مکان بر روی زمین در ایالت کالیفور نیای امریکا وجود دارد که دمای ان گاهی به ۱۲۵ درجه سانتی گراد نیز میرسد ؟
آیا می دانستید حفظ تعادل گربه در سبیل های اوست و اگر سبیل های او را ببریم هرگز نمی تواند از درخت بالا رود.یا از سوراخی عبور کند ؟
آیا می دانستید حس بویایی پشه ها بسیار قوی است وغذای اصلی ان ها شیره گیاهان است که این غذا برای نرها کافی است ؟
آیا می دانستید ملخ ها پر جمعیت ترین جانداران روی زمین هستند وموجوداتی هستند که در روز دو برابر وزن خود غذا می خورند ؟
آیا می دانستید تحقیقات نشان می دهد گوش دادن به رادیو نه تنها فعالیت مغز را در انسان افزایش و حافظه را توسعه می دهد بلکه موجب افزایش توانایی یادگیری زبانهای خارجی می شود ؟
آیا می دانستید کتاب آرمان نامه که حامل اندیشه های متفکر و مصلح اجتماعی معاصر کشورمان ارد بزرگ است فقط در طی ۳ هفته بیش از ۳۰ هزار دریافت کننده مستقیم اینترنتی و ۷ هزار دانلود کننده به شکل pdf در اینترنت داشته است ؟
آیا می دانستید اوا براون ۱۳ سال همسر غیر رسمی هیتلر بود .هیتلر در روز ۲۹ آوریل سال ۱۹۴۵ در مراسمی ساده که در پناهگاه زیر زمینی و با حضور تعداد اندکی از جمله جوزف گوبلز ، وزیر تبلیغات آلمان نازی و همسرش برگزارشد ، به طور رسمی با اوا براون ازدواج کرد و روز بعد هر دو خودکشی کردند و اجساد آنان را در کنار هم آتش زدند تا به دست سربازان شوروی نیفتند. نام اوا براون زنی که تنها ۲۴ ساعت همسر قانونی آدولف هیتلر بود در کنار نام او در تاریخ ثبت شد ؟
آیا می دانستید در بین موجودات تنها تمساح است که ویروس ایدز دراو اثر ندارد یعنی او هیچ وقت به بیما ری ایدز دچار نمی شود ؟
آیا می دانستید زهره پس از ماه وخورشید روشنترین جسم در اسمان است وتتنها ستا ره ای است که به زمین بسیا رنزدیک میشود و خصوصیت دیگر ان این این است که برخلا -ف سیارات دیگر حرکتش از شرق به غرب است.و گر مایش به قدری زیاد است که قلع سرب نیز در ان اب می شوند ؟
آیا می دانستید وزن ما برروی کره زمین شش برابر وزن ما بر روی کره ماه است.و اگر فضا نوردی به کره ماه سفر کند به دلیل جاذبه کمش ۵ سانتی متر بر قدش افزوده می شود . که این افزایش قد بدون افزایش وزن است . و پس از بازگشت به زمین دوباره به قد سابق خود میرسند ؟
آیا می دانستید درخشش ستارگان به دو عامل بستگی دارد ۱فاصله آنها از زمین ۲ درجه حرارت ان ها ؟
آیا می دانستید بزرگترین سیا ره منظو مه شمسی( مشتری یا روپیتر) حدود ۱۳۰۰ برابر زمین است؟
آیا می دانستید که کدام سیاره منظومه شمسی را می توان بر روی اب شنا ور نگه داشت؟بله زحل یا(کیوان) را چون چگالی ان ز اب کمتر است ؟
آیا می دانستید در هر ثانیه ۲۵ تصویر بر روی پرده سینما ظاهر می شودکه به دلیل پایدار ماندن تصویر در مغز. ما این فاصله هارا احساس نمی کنیم ؟
آیا می دانستید ستاره دنباله دار هالی هر ۷۵/۷۶ سال یک بار ظاهر میشود ؟
آیا می دانستید وسعت خورشید ۴/۱ میلیون کیلو متر است.و با سرعتی معادل ۱۹ کیلومتر در ثانیه و از شرق به غرب به دور خود در حال گردش است ؟
آیا می دانستید چرخه کار قلب ما شامل ۳/۰ثانیه انقباض و۶/۰ثانیه استراحت میباشد قلب شب وروز به مدت هفتاد سال وحتی بیشتر به کار خود ادامه میدهد قلب در یک روز ۱۰۰۰۰۰ مرتبه میزند ؟
آیا می دانستید قلب در یک سال ۳۶ میلیون مرتبه میزند. و اگر ما تا سن هشتاد سالگی زنده بمانیم قلب ما ۳۰۰۰ میلیون مرتبه میزند ؟
آیا می دانستید دانشمندان میکروسکوپی بر مبنای تصویربرداری تشدید مغناطیسی توسعه دادهاند که تفکیکپذیری آن هزار برابر بیشتر از تفکیکپذیری MRI معمولی است ؟
آیا می دانید که دانشمندان ژاپنی موفق شدند با استفاده از سلولهایی که ۱۶ سال را در حالت انجماد سپری کرده بودند موشی را به طور کامل و با موفقیت کلون کنند. این اقدام دانشمندان ژاپنی گام مهمی به سوی عملی کردن ایده بازگرداندن موجودات منقرض شده از دنیای مردگان ارزیابی میشد؛ موجوداتی مانند دایناسورها و ماموتهای غولپیکری که دیگر نشانهای از آنها در سیاره ما دیده نمیشود ؟
آیا می دانید که واژه صهیونیسم اولین بار در سال ۱۸۹۰ توسط یک متفکر یهودی به نام «ناتان پیرنبوم» به کار رفت. شش سال بعد بود که اولین نظریه پرداز صهیونیسم به نام «تئودور هرتسل» کتابی را با عنوان «دولت یهود» منتشر کرد ؟
آیا می دانید که خواجه نصیرالدین توسی نقشی بزرگ در علم و اندیشه جهانی دارد، اما نگاه جهان اهل سنت اسلام به او نگاهی غضبآلود است، چرا که او بوده که انقراض سلسله عباسی ( عربهای بغداد ) را باعث شد ؟
آیا می دانید که اولین پیامک(SMS) ایرانی در مردادماه ۱۳۸۱ ارسال شد ؟
آیا می دانید که بزرگ ترین کتاب دنیا، ۲ متر طول و عرض یک متر و ۲۶ سانتی متر ، ۱۵۷ کیلوگرم وزن،ْ ۴۰ صفحه، ۱۷ سانتیمتر قطر و از جنس کارتن پلاست و بنر است. این کتاب با عنوان سیمرغ فرهنگ و هنر در چهارمحال و بختیاری رونمایی شده است ؟
آیا می دانید که اناکوندا درازترین و سنگین ترین نوع مار است . طول ان به ۱۱متر و وزنش به ۱۱۳کیلو می رسد ؟
آیا می دانید که کوچکترین روبات جهان به اندازه انگشت شست و دارای دو پا است که میتواند مانع را شناسایی کرده و از طریق ابزار ساخته شده در حسگرهای مادون قرمز ردیابی کند. این روبات شبه انسان که «ربو ــ Q» نام دارد تنها ۴/۳ سانتیمتر قد دارد و ساخت شرکت ژاپنی تولید کننده اسباب بازی تومی است ؟
آیا می دانید که به اعتقاد کارشناسان با آشکار شدن نشانههای ضعف در کودک و یا قطع شدن تنفس و سرفه بهترین روش بر طرف کردن خفگی و انسداد «ضربه زدن به پشت» است ؟
آیا می دانید که پرستوی شمالگان از لحاظ دور پردازی نیرومندترین جانوران است و سالانه ۳۲۰۰۰ کیلومتر پرواز می کند ؟
آیا می دانید که کارمندانی که مدیران ضعیف ، کم حرف و بی ملاحظه دارند بیشتر در معرض بروز حملات قلبی هستند و از استرس و افسردگی رنج می برند ؟
آیا می دانید که بزرگترین جانور زمینی فیل افریقایی است . وزنش ممکن است از ۶ تن هم بیشتر باشد ؟
آیا می دانید که مرغ زمزمه گر از کوچکترین پرندگان است . وزن سرخ گلوی بالغ آن از یک دو ریالی هم کمتر است ؟
آیا می دانید که پژوهشگران دانشگاه ماساچوست آمریکا به این نتیجه رسیدند که مصرف سیب یا آب سیب بهترین عامل جلوگیری از تخریب سلول های مغز است که منجر به فراموشی می شود ؟
آیا می دانید که دانشمندان در آب هندوانه و عصاره گردو نوعی اسید آمینه یافته اند که موجب کاهش وزن می شود. ؟
آیا می دانید که اگر کلفتی تار عنکبوت به اندازه مغز یک مداد به هم تنیده میشد می توانست یک هواپیمای بویینگ سنگین وزن را تحمل کند ؟
آیا می دانید که دانشمندان ثابت کرده اند که گل سرخ ترکیبی از بوی ۴۰ نوع گل مختلف است ؟
آیا می دانید که اگر یک زنبور ۲۰ بار پشت سر هم انسانی را نیش بزند او خواهد مرد ؟
آیا می دانید که این حقیقت دارد که به راستی فیل از موش میترسد ؟
آیا می دانید که شلوغ ترین مکان دنیا کندوی زنبور عسل است ؟
آیا می دانید که اگر تمام کرات منظومه خورشیدی رابا هم جمع کنیم و سپس آن را دو برابر کنیم باز هم به اندازه کره مشتری نمی شود ؟
آیا می دانید که وسعت کره ماه به اندازه قاره استرالیاست ؟
آیا می دانید که ملخ ها فراوان ترین موجودات بر روی زمین هستند .وموجوداتی هستند که در روز دو برابر وزن خود غذا می خورند ؟
آیا می دانید که هر چشم مگس از۱۰ هزار عدسی تشکیل شده است ؟
آیا می دانید که طبیعت کره اورانوس برخلاف زمین است یعنی دو قطبش گرم و قسمت های استوایی ان بسیار سرد است ؟
آیا می دانید که اولین کسانی که قطر کره زمین را اندازه گرفتند و اولین کسانی که برای کره زمین فصل انتخاب کردند ایرانیان بودند ؟
آیا می دانید که اگر گنجشکی چند ساعت متوالی وبدون استراحت پرواز کند خواهد مرد ؟
آیا می دانید که سوسک ها مقاوم ترین موجودات در برابر گرسنگی هستند .انها میتوانند یک ماه بدون غذا ودو ماه بدون اب زنده بمانند ؟
آیا می دانید که مغز تمساح به اندازه دو بند انگشت است ؟
آیا می دانید که نیروی جاذبه ماه میتواند باعث زمین لرزه شود ؟
آیا می دانید که در میان جانوران حرکت دم نرها نشان گر خشم انهاست ؟
آیا می دانید که دانشمندان ثابت کرده اند که کره زمین گرد نیست بلکه مانند کدویی است که قسمت های وسط ان برامده است ؟
آیا می دانید که یک پشه ماده با خوردن خون انسانی میتواند به جای ۶ بچه ۲۰۰ بچه به دنیا آورد ؟
آیا می دانید که بیش از ۸۰ نوع افتاب پرست وجود دارد که بیشتر ان ها در افریقا زندگی میکنند . این موجودات می توانند هم زمان به دو طرف نگاه کنند ؟
آیا می دانید که زرافه بلندترین جانوران است و بلدیش تا ۶ متر می رسد ؟
آیا می دانید که یک کشاورز فقیر اهل بنگلادش با کشتن بیش از ۳۹ هزار موش ، توانست رکورددار مسابقه موشکشی این کشور شود ؟
آیا می دانید که بزرگترین جانور جهان که تا به حال شناخته شده است وال کبود است . درازای ان به ۳۵ متر و وزنش به ۱۰۰ تن می رسد ؟
آیا می دانید که پژوهشگران دریافتهاند که رنگ قرمز باعث تقویت تمرکز و توجه در انجام کارهایی مانند به خاطر سپردن و رنگ آبی باعث تقویت خلاقیت میشود ؟
آیا می دانید که پژوهشگران میگویند ؛ کم خوردن نهتنها میتواند سلامت جسمی را تقویت کند ؛ بلکه بویژه در افراد سالخوردهتر ، حافظه را نیز تقویت میکند ؟
آیا می دانید که به اعتقاد کارشناسان نظامی در جنگهای آینده روباتها به جای انسان خواهند جنگید و با بیرحمی تمام جان آدمها را خواهند گرفت ؟
آیا می دانید که عده ایی از مخالفین ارد بزرگ ( اندیشمند و مصلح برجسته حال حاضر کشورمان ) مداوم از قتل سورنا فرمانده نظامی دودمان اشکانیان ، بدست پادشاه ارد اول یاد می کنند غافل از اینکه این خود دروغ رومیان بخاطر تضعیف قدرتمندترین پادشاه سلسله اشکانی بوده است ؟
آیا می دانید که قطار سریع السیر «شینکانسن» سریع ترین قطار مسافربری ژاپن است که از سرعت ۳۲۰ کیلومتر بر ساعت برخوردار بوده و تا سال ۲۰۱۱ به بهره برداری خواهد رسید ؟
آیا می دانید که دیرینه شناسان موفق به کشف فسیل های چند میلیون ساله ماری شدند که با داشتن بیش از ۱۳ متر طول عنوان بزرگ ترین و بلند ترین مار جهان را به خود اختصاص داده است ؟
آیا می دانید که نتایج تحقیقات روانشناسان نشان می دهد که رنج بردن در سکوت نسبت به افشای دردهای شخصی نتایج روحی بهتری در برخواهد داشت . باور عموم مردم دنیا این است که صحبت کردن درباره دردهای و رنجهای شخصی و آسیبهای روحی در حضور دیگران شامل افراد خانواده، دوستان و مشاوران روانشناسی می تواند بار این آسیبها را کاهش دهد و به فرد کمک کند که راحتتر بر شرایط روحی نامناسب خود غلبه کند ؟
آیا می دانید که در بزرگترین سرقت موشها ۸۰ تن پنیر به ارزش ۱ میلیون دلار در شهر پارما در شمال ایتالیا به توسط موش ها غارت رفت ؟
آیا می دانید که پژوهشگران با بهره گیری از فناوری های پیشرفته صوتی موفق شدند صدای گفتگوی مورچه ها را ضبط کنند. به گفته این محققان ملکه مورچه ها به این طریق دستوراتی را به مورچه های کارگر می دهد. در این پژوهش حیرت آور مشخص شد دیگر حشرات می توانند با تقلید صدای ملکه مورچه ها آنها را به خدمت بگیرند . نوعی پروانه آبی از جمله این حشرات است. این پروانه با تقلید صدا و پیام های شیمیایی مورچه ها ، آنها را وادار می کند کرم پروانه را به لانه های خود ببرند و آنها را تغذیه کنند ؟
آیا می دانید که بنا به گفته کارشناسان سیستم انتخاب شده جهت قطار سریع السیر تهران - مشهد بهترین و کاملترین سیستم ریلی دنیاست ؟
آیا می دانید که کوچکترین ماهی جهان و کوچکترین جانور مهره دار یک گوبی است که درازایش کمتر از۷و۱۲ میلی متر است ؟
آیا می دانید که در پی تورم شدید در کامبوج و عدم توانایی مردم در خریدن گوشت، قیمت گوشت موش در این کشور ۴ برابر شده است ؟
آیا می دانید که لاک پشت غول اسا از پر عمرترین جانوران جهان است و ممکن است تا ۱۵۰ سال عمر کند ؟
آیا میدانستی که گرم ترین نقطه جهان نقطه ای بنام گندم بریان در کویر لوت ایران با ۷۵ درجه گرما می باشد ؟
آیا میدانستی که استرس تا ۵ برابر سیستم ایمینی بدن را پایین میآورد ؟
آیا میدانستیی که پیشانی انسان مرکز دمای انسان است یعنی اگر شما دمای پیشانیتان را تغییر دهید دمای بدنتان هم به همان انداره تغییر میکند این یکی از دلایلی است که وقتی ما می خواهیم ببینیم که آیا تب داریم یا نه دستمان را روی آن میگذاریم ؟
آیا میدانستی که اگر روند شیوع سرطان درهمین حد بماند حدود سی و پنج درصد احتمال دارد که شمادر طول زندگی تان به یکی از انواع سرطان مبتلا شوید ؟
آیا میدانستی که بنا به نظریه کهکشان بزرگ اندیشه ارد بزرگ ، تعداد وب سایتها اینترنتی بزودی از تعداد جمعیت کره زمین بیشتر میشود ؟
آیا میدانستی که اگر تمام رگهای خونی را در یک خط بگذاریم تقریبا ۹۷۰۰۰ کیلومتر میشود ؟
آیا میدانستی که ایرانیان در ۲۵۰۰ سال پیش در تخت جمشید دارای صفحات پخش موسیقی بوده اند ؟
آیا میدانستی که مصرف پیاز از ریزش مو جلوگیری میکند ؟
آیا میدانستی که چشم مصنوعی که متعلق به زنی میان ۳۲ تا ۳۶ ساله است، در شهر سوخته پنج هزار ساله کشف شده است. این چشم کهن ترین پروتز یا اندام مصنوعی است که تاکنون یافته شده است ؟
آیا میدانستی که انسان در طول زندگیش ۱۸ کیلو پوست مىاندازد ؟
آیا میدانستی که کانگوروها نمىتوانند به طرف عقب راه بروند ؟
آیا میدانستی که هنگکنگ با ۷۴۲۲ آسمانخراش رکورد آسمانخراشها را در دنیا دارد ؟
آیا میدانستی که گربه ماهى دریایى مىتواند غذا را با هر نقطه از بدنش بچشد ؟
آیا میدانستی که سالانه حدود ۱۰ تن الماس در سراسر دنیا استخراج مىشود ؟
آیا میدانستی که هنگام صحبت براى بیان هر کلمه ۷۲ ماهیچه به کار گرفته مىشود ؟
آیا میدانستی که موى سطح بدن خرسهاى قطبى سفید نیست بلکه بىرنگ و شفاف است. براثر انعکاس نور، سفید به نظر مىرسد ؟
آیا میدانستی که اولین مردمانى که نخ را به دست آوردند و موفق به ریسیدن آن شدند ایرانیان بودند ؟
آیا میدانستی که مار مىتواند تا نیم ساعت بعد از قطع شدن سرش نیش بزند ؟
دانلود کتاب سرخ
با فرمت : پی دی اف PDF و با حجم 1,607 KB
برای دانلود کتاب اینجا کلیک کنید

هر مکانی خنده و شادی بود
رونق و ترویج آبادی بود
پس بخند در هر مکان و هر زمان
روح غمگین سلب آزادی بود ”عزتالله آذرخش“
محققان میگویند؛ لبخند، تمام عضلات اصلی صورت را آرام میکند و باعث میشود که زنجیرهای از واکنشهای احساسی ایجاد شود و احساس خوشایند و مطلوبی به انسان دست دهد.
تحقیقات علمی نشان میدهد که خندیدن ترشح
آندروفینها را در بدن افزایش میدهد. آندروفینها، موادی شبه مورفینی در
بدن هستند که اثر آرام بخشی دارند.
خندیدن
با صدای بلند و از ته دل از میزان هورمونهای استرس مانند کورتیزول و اپی
نفرین میکاهد و بر سلامت بدن میافزاید. به علاوه اثرات مفید آن تا 24
ساعت در بدن باقی خواهد ماند.
محققان تاکید میکنند که 3 دقیقه خندیدن با صدای بلند معادل 10 دقیقه ورزش ایروبیک اثرات مثبت بر روی سلامتی دارد.
به گفته پژوهشگران، برنامههای کاری پرمشغله دنیای امروز باعث میشود که ذهن ما همواره گرفتار موضوعات بسیاری باشد و این امر برای سلامت جسم و روح انسان چالش بزرگی است. تاکنون در مقالات علمی مطالب بسیاری درباره روشهای مقابله با این چالش مهم ارائه شده اما در این پژوهش بیش از همه بر اثر معجزه آسای خنده بر سلامت جسم و روان تاکید شده است.
ارزش درمانی لبخند زدن، فقط محدود به فردی که لبخند میزند، نمیشود؛ بله لبخند زدن و خنده، امری مسری است، زیرا افرادی که لبخند به لب دارند، در واقع، میتوانند حالت جمع اطراف خود را نیز تغییر دهند و می تواند حس خوبی را به همگان منتقل کند در این مورد ” ارد بزرگ “ می گوید : آنکه همیشه لبخندی بر لب دارد شادی را به همگان هدیه می دهد .
پژوهشگران معتقدند که خندیدن با صدای بلند
میتواند سیستم ایمنی بدن شما را تقویت کند. علاوه بر این خندیدن روی
ماهیچههای شکمی تاثیر مثبت میگذارد.
تحرک این ماهیچهها به هر ترتیب باعث کاهش چربیهای دور شکم میشود و در نتیجه ضامن سلامتی انسان است.
گفتنی
است، در کنار فاکتور مهم خنده توجه به مسائل دیگری مانند تحرک بدنی،
داشتن رژیم غذایی سالم، توجه به شیوههای کاهش دهنده استرس و هم چنین
انجام تفریحاتی که به آنها علاقه داریم همگی از عوامل مهم برای داشتن یک
زندگی سالم و مفید است.
لبخند زدن، علاوه بر معکوس کردن سیر بیماری و تأمین سلامت، فایدههای دیگری نیز دارد. لبخندها و خندهها، بهترین یخشکن در گردهمائیهای اجتماعی هستند. زمانی که افراد قادر هستند در کنار یکدیگر و با هم بخندند، کمتر از حضور هم، عصبی میشوند. خنده احساسهای ناشی از خصومت را که بیشتر در برخوردهای اولیه، ظاهر میشوند، از بین میبرد. افرادی که با چهرهای عبوس با دنیا برخورد میکنند، بهطور محو در عمق درون خود، احساس وحشت میکنند. آنان عصبیت درونی و نجات خود را پشت چهرهای نفوذناپذیر و جدی، پنهان میکنند.

خجالت، در واقع، کنار کشیدن از صحنه است. در صورتی که لبخند زدن و خندیدن، نشانگر شخصیت اجتماعی، دست و دلباز و خوشقلب است. در ضمن، قدری لبخند زدن خودکار، درمانی مؤثر و قدرتمند برای غلبه بر پیری زودرس است. افراد وقتی میخندند، فقط یک عضلهٔ اصلی بهکار گرفته میشود؛ در صورتی که برای بروز حالتهائی چون خشم و اندوه عضلههای زیادی باید درهم کشیده شود. لبخند باعث میشود انسان، جوانتر بهنظر برسد، در صورتی که دیگر حالتهای صورت، او را مسنتر نشان میدهد. لبخند زدن، بهترین ”اکسیر جوانی“ است که دارا هستیم. چیزی که برای همه، قابل دسترسی است. لبخند زدن، باعث میشود افراد، جذابتر و جوانتر بهنظر برسند. میتوان تا بینهایت از فایدههای آن، سخن گفت؛ اما کلمهای علیه آن نمیتوان به زبان اورد. لبخند زدن، میتواند فشار روانی حاکم بر هر موقعیتی را کاهش داده و در واقع موجب شود شما بیشتر احساس خوشبختی و شادی کنید.
پدربزرگ می گفت: به دنیا بخند تا به رویت بخندد و همیشه لبش خندان بود و دیگران را نیز به خنده وا می داشت. او می گفت: در آن زمانها زندگیها و افراد چنان بی ریا بودند و مجلسهای شب نشینی، محفلهای فامیلی، دوستانه و حتی عمومی به قدری خالصانه بود که افراد با وجود نداشتن بسیاری از امکانات زندگی امروز، راحت، آسوده خاطر و شاد می زیستند. اما این روزها با وجود این همه امکانات، چون شادی درونی در انسانها وجود ندارد، آسایش روانی نیز گم شده و انسان امروز در پی این گمشده خود را به هر دری می زند تا از ورطه بحرانهای روحی، روانی و اجتماعی گرفتار آمده خلاص شود.

شاد
زیستن نوعی مهارت برای زندگی سالم است. به عبارتی انسان زمانی می تواند
سالم زیست کند و از زندگی لذت ببرد که خود نیز در سلامت باشد، این سلامت
هم بعد جسمی را شامل می شود هم روحی، در حالی که امروزه به بعد روانی توجه
زیادی نمی شود.
روانشناسی می گفت: «آنچنان بخندید که مخاطبتان احساس
امنیت کند.» به اعتقاد او اثر خنده بر محیط و اطرافیان بسیار بالا است و
بالطبع تعمیم و نهادینه شدن چنین امری در سطح جامعه در حفظ سلامت، افزایش
کارایی و موفقیت نیز نقش مثبتی خواهد داشت.
به اعتقاد بسیاری از
روانشناسان، جامعه شناسان و مسؤولان، جامعه امروز ایران شاد نیست در حالی
که باید به این بعد از نیاز جامعه با توجه به مشکلات و فشارهای زندگی بیش
از پیش پرداخته شود و در این زمینه مسؤولان و دست اندرکاران وظیفه سنگینی
دارند. باید راههای شاد زیستن به جامعه آموزش داده و نهادینه شود.

دانلود کتاب سرخ
با فرمت : پی دی اف PDF و با حجم 1,607 KB
برای دانلود کتاب اینجا کلیک کنید

در باره انتخاب اپراتور سوم تلفن همراه ایران
ماهنامه تلفن همراه
کنسرسیوم
ایرانی – خارجی ؛ متشکل از شرکت تامین تله کام وابسته به سازمان تامین
اجتماعی به عنوان طرف ایرانی با سهم 51 درصدی و شرکت اتصالات امارات متحده
عربی با سهم 49 درصدی به عنوان برندگان نهایی مزایده اپراتور سوم تلفن
همراه در ایران برگزیده شدند.
اما اعلام نتایج این مزایده به
اعتقاد بسیاری از تحلیلگران مسایل سیاسی – اقتصادی ، آغاز به کار این
اپراتور در ایران محسوب نمی شود و عواملی وجود دارند که ممکن است فعالیت
اپراتورسوم تلفن همراه در ایران را با چالشهایی اساسی روبرو کنند.

برخی از این موارد عبارتند از:
1-
فراموش نکنیم که امارات از حامیان اصلی صدام حسین در جنگ تحمیلی هشت ساله
بود و همواره طالبانی را که فرزندانمان را در مزار شریف قتل عام کردند را
مورد حمایت مالی گسترده خویش قرار داده و همین الان هم ترور های دارو دسته
خون آشام ریگی را در برنامه های تلویزیونی خویش به نمایش می گذارد و
همواره سه جزیره ایرانی را بخشی از اراضی این امیرنشین 37 ساله اعلام می
کند .
2- برخوردهای ناشایست ماموران اماراتی با شهروندان ایرانی طی
ماههای اخیر و برخوردهای زننده و حتی انگشت نگاری و تفتیش بدنی زنان و
مردان مسافر ایرانی که در نهایت واکنش نمایندگان مجلس ایران و سکوت دستگاه
دیپلماسی ما ! را نیز در پی داشت.
3- برگزاری شبهه انگیز مزایده
اپراتور سوم به گونه ای که مشاور و شریک سه شرکت ایرانی در این مزایده
دونفر از افراد وابسته به یک گروه خاص هستند؛ که در هیچ کجای دنیا چنین
چیزی سابقه نداشته است. متفکر برجسته کشورمان در مورد رایزن و مشاور جملات
زیبای دارد ارد بزرگ می گوید :
- رایزن نباید سودی روشنی در راهی که نشان می دهد داشته باشد .
- رایزنی که کار ، اجرایی می کند ، قابل اعتماد نیست .
4-
پیش بینی درآمد 45 هزار تومان ماهانه به ازای هر مشترک در شبکه اپراتور
سوم که این مبلغ در شرایط کنونی غیرواقع بینانه و حتی شبهه انگیز است. و
این تصور را ایجاد می کند که طراحان این پروژه کاملا خود را با افزایش
قیمت های حاصل از طرح تورم زای هدفمند کردن یارانه ها هماهنگ نموده اند .
طرحی که می تواند ایرانیان را با مشکلات بسیار زیادی مواجه سازد .
5-
مهیا نبودن زیرساخت و بسترهای فنی از جمله پهنای باند مورد نیاز که در
انحصار دولت است برای ارائه سرویس های ارزش افزوده توسط اپراتور سوم در
ایران .
6- تلاش و دورخیز اپراتور دولتی برای کسب سهمی بیش از
پروانه 32 میلیونی اش از بازار و نیز وجود اخباری که رقیب شبه دولتی –
خارجی اش هم درصدد توسعه بیشتر ظرفیتهایش می باشد در کنار سکوت کامل
رگولاتوری در این زمینه که قطعا حتی اگر روال قانونی هم در آینده طی شود؛
باز سهم اپراتور سوم از بازار موبایل ایران را کاهش خواهد داد.
با
این اوصاف باید منتظر ماند و شاهد بود که آیا ممکن است که نطفه ترکسل
دیگری بسته شده باشد ؛ یا اینکه اماراتی ها از نفوذ بالایی در لایه های
قدرت در ایران بهره می برند و مشکلی در تصاحب این پروژه عظیم به عنوان یکی
از کشورهای رقیب درچشم انداز ایران 1404 ندارند.
دانلود کتاب سرخ
با فرمت : پی دی اف PDF و با حجم 1,607 KB
برای دانلود کتاب اینجا کلیک کنید

پائولو کوئلیو
زندگینامه
پائولو
کوئلیو در سال 1947، درخانوادهای متوسط به دنیا آمد. پدرش پدرو،
مهندس بود و مادرش، لیژیا، خانهدار. درهفت سالگی، به مدرسهی
عیسویهای سن ایگناسیو درریودوژانیرو رفت و تعلیمات سخت و خشک
مذهبی، تاثیر بدی بر او گذاشت. اما این دوران تاثیر مثبتی هم براو
داشت.
در راهروهای خشک مدرسهی مذهبی، آرزوی زندگیاش را یافت:
میخواست نویسنده شود. درمسابقهی شعر مدرسه، اولین جایزهی ادبی
خود را به دست آورد. مدتی بعد، برای روزنامهی دیواری مدرسهی
خواهرش سونیا، مقالهای نوشت که آن مقاله هم جایزه گرفت.
اما
والدین پائولو برای آیندهی پسرشان نقشههای دیگری داشتند.
میخواستند مهندس شود. پس، سعی کردند شوق نویسندگی را در اواز بین
ببرند. اما فشار آنها، و بعد آشنایی پائولو باکتاب مدار راسالسرطان
اثر هنری میلر، روح طغیان را در اوبرانگیخت و باعث روی آوردن او
به شکستن قواعد خانوادگی شد. پدرش رفتار اورا ناشی ازبحران روانی
دانست. همین شد که پائولو تا هفده سالگی، دوبار دربیمارستان روانی
بستری شد و بارها تحت درمان الکتروشوک قرار گرفت.
کمی بعد،
پائولو با گروه تاتری آشنا شد و همزمان، به روزنامهنگاری روی آورد.
ازنظر طبقهی متوسط راحتطلب آن دوران، تاتر سرچشمهی فساد
اخلاقی بود. پدر و مادرش که ترسیده بودند، قول خود را شکستند. گفته
بودند که دیگر پائولو رابه بیمارستان روانی نمیفرستند، اما برای بار
سوم هم او رادر بیمارستان بستری کردند. پائولو، سرگشتهترو آشفتهتراز
قبل، از بیمارستان مرخص شد و عمیقا در دنیای درونی خود فرو رفت.
خانوادهی نومیدش، نظر روانپزشک دیگری را خواستند. روانپزشک به
آنهاگفت که پائولو دیوانه نیست و نباید دربیمارستان روانی بماند.
فقط باید یاد بگیرد که چهگونه با زندگی روبهرو شود. پائولو کوئلیو،
سی سال پس ازاین تجربه، کتاب ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد رانوشت.
پائولو
خود میگوید : ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد، درسال 1998 در برزیل منتشر
شد. تا ماه سپتامبر، بیشتر 1200 نامهی الکترونیکی و پستی دریافت
کردم که تجربههای مشابهی را بیان میکردند. در اکتبر، بعضی از
مسایل مورد بحث دراین کتاب ــ افسردگی، حملات هراس، خودکشی ــ در
کنفرانسی ملی مورد بحث قرار گرفت. در 22 ژانویهی سال بعد، سناتور
ادواردو سوپلیسی، قطعاتی ازکتاب مرا درکنگره خواند و توانست قانونی
را به تصویب برساند که ده سال تمام، درکنگره مانده بود: ممنوعیت
پذیرش بیرویهی بیماران روانی در بیمارستانها.
پائولو پس ازاین
دوران، دوباره به تحصیل روی آورد و به نظر میرسید میخواهد راهی
راادامه دهد که پدر و مادرش برایش درنظر گرفتهاند. اما خیلی زود،
دانشگاه را رها کرد و دوباره به تاتر روی آورد. این اتفاق در دههی
1960 روی داد، درست زمانی که جنبش هیپی، درسراسر جهان گسترده بود.
این موج جدید، در برزیل نیز ریشه دواند و رژیم نظامی برزیل، آن
را به شدت سرکوب کرد. پائولو موهایش را بلند میکرد و برای اعلام
اعتراض، هرگز کارت شناسایی به همراه خود حمل نمیکرد. شوق نوشتن،
اورا به انتشار نشریهای واداشت که تنها دو شماره منتشر شد. در همین
هنگام، رائول سیشاس آهنگساز، ازپائولو دعوت کرد تا شعر ترانههای او
را بنویسد. اولین صفحهی موسیقی آنهابا موفقیت چشمگیری روبهرو شد و
500000 نسخه از آن به فروش رفت. اولین بار بود که پائولو پول
زیادی به دست میآورد. این همکاری تا سال 1976، تا مرگ رائول
ادامه یافت. پائولو بیش ازشصت ترانه نوشت و با هم توانستند صحنهی
موسیقی راک برزیل را تکان بدهند.
در سال 1973، پائولو و رائول،
عضو انجمن دگراندیشی شدند که بر علیه ایدئولوژی سرمایهداری تاسیس
شده بود. به دفاع ازحقوق فردی هر شخص پرداختند و حتا برای مدتی،
به جادوی سیاه روی آوردند. پائولو تجربهی این دوران رادر کتاب
والکیریها به روی کاغذ آورده است.
در این دوران، انتشار «کرینگ
ـ ها» راشروع کردند. «کرینگ ـ ها»، مجموعهای از داستانهای مصور
آزادیخواهانه بود. دیکتاتوری برزیل، این مجموعه را خرابکارانه
دانست و پائولو و رائول را به زندان انداخت. رائول خیلی زود آزاد
شد، اما پائولو مدت بیشتری درزندان ماند، زیرا او را مغز متفکر این
اعمال آزادیخواهانه میدانستند. مشکلات او به همان جا ختم نشد;
دوروز پس ازآزادیاش، دوباره در خیابان بازداشت شد و اورا به
شکنجهگاه نظامی بردند. خود پائولو معتقد است که باتظاهر به جنون
و اشاره به سابقهی سه بار بستریاش در بیمارستان روانی، ازمرگ
نجات یافته است. وقتی شکنجهگران در اتاقش بودند، شروع کرد به
خودش را زدن، و سرانجام از شکنجهی اودست کشیدند و آزادش کردند.
این
تجربه، اثر عمیقی بر او گذاشت. پائولو دربیست و شش سالگی به این
نتیجه رسید که به اندازهی کافی "زندگی" کرده و دیگر میخواهد
"طبیعی" باشد. شغلی دریک شرکت تولید موسیقی به نام پلیگرام
یافت و همان جا با زنی آشنا شدکه بعد بااو ازدواج کرد.
در سال
1977 به لندن رفتند. پائولو ماشین تایپی خرید و شروع به نوشتن کرد.
اما موفقیت چندانی به دست نیاورد. سال بعد به برزیل برگشت و مدیر
اجرایی شرکت تولید موسیقی دیگری به نام سیبیسی شد. اما این شغل
فقط سه ماه طول کشید. سه ماه بعد، همسرش ازاو جدا شد و از کارش
هم اخراجش کردند.
بعد بادوستی قدیمی به نام کریستینا اویتیسیکا
آشنا شد. این آشنایی منجر به ازدواج آنهاشد و هنوز باهم زندگی
میکنند. این زوج برای ماه عسل به اروپا رفتند و درهمین سفر،
ازاردوگاه مرگ داخائو هم بازدید کردند. در داخائو، اشراقی به پائولو
دست داد و در حالت اشراق، مردی رادید. دوماه بعد، درکافهای در
آمستردام، باهمان مرد ملاقات کرد و زمان درازی با او صحبت کرد. این
مرد که پائولو هرگز نامش را نفهمید، به اوگفت دوباره به مذهب خویش
برگردد و اگر هم به جادو علاقهمند است، به جادوی سفید روی بیاورد.
همچنین به پائولو توصیه کرد جادهی سانتیاگو (یک جادهی زیارتی
دوران قرون وسطی) را طی کند.
پائولو، یک سال بعد از این سفر
زیارتی، درسال 1987، اولین کتابش خاطرات یک مغ رانوشت. این
کتاب به تجربیات پائولو درطول این سفر میپردازد و به اتفاقات
خارقالعادهی زیادی اشاره میکند که در زندگی انسانهای عادی رخ
میدهد. یک ناشر کوچک برزیلی این کتاب راچاپ کرد و فروش نسبتا خوبی
داشت، اما با اقبال کمی ازسوی منتقدان روبهرو شد.
پائولو درسال
1988، کتاب کاملا متفاوتی نوشت: کیمیاگر. این کتاب کاملاً نمادین
بود و کلیهی مطالعات یازده سالهی پائولو را دربارهی کیمیاگری،
در قالب داستانی استعاری خلاصه میکرد. اول فقط 900 نسخه از این
کتاب فروش رفت و ناشر، امتیاز کتاب را به پائولو برگرداند.
پائولو
دست ازتعقیب رویایش نکشید. فرصت دوبارهای دست داد: با ناشر
بزرگتری به نام روکو آشنا شدکه از کار اوخوشش آمده بود. درسال1990،
کتاب بریدا رامنتشر کرد که در آن، دربارهی عطایای هر انسان
صحبت
میکرد. این کتاب با استقبال زیادی مواجه شد و باعث شد کیمیاگر و
خاطرات یک مغ نیز دوباره مورد توجه قرار بگیرند. درمدت کوتاهی،
هرسه کتاب در صدر فهرست کتابهای پرفروش برزیل قرار گرفت. کیمیاگر،
رکورد فروش تمام کتابهای تاریخ نشر برزیل راشکست و حتا نامش
درکتاب رکوردهای گینس نیز ثبت شد. در سال 2002، معتبرترین نشریهی
ادبی پرتغالی به نام ژورنال د لتراس، اعلام کرد که فروش کیمیاگر،
ازهر کتاب دیگری در تاریخ زبان پرتغالی بیشتر بوده است.
در
ماه مه 1993، انتشارات هارپر کالینز، کیمیاگر رابا تیراژ اولیهی50000
نسخه منتشر کرد. در روز افتتاح این کتاب، مدیر اجرایی انتشارات
هارپر کالینز گفت: «پیدا کردن این کتاب، مثل آن بود که آدم صبح
زود، وقتی همه خوابند، برخیزد و طلوع خورشید رانگاه کند. کمی دیگر،
دیگران هم خورشید راخواهند دید.»
ده سال بعد، درسال 2002، مدیر
اجرایی هارپرکالینز به پائولو نوشت: «کیمیاگر به یکی ازمهمترین
کتابهای تاریخ نشر ما تبدیل شده است.»
موفقیت کیمیاگر درایالات
متحده، آغاز فعالیت بینالمللی پائولو بود. تهیهکنندگان متعددی از
هالیوود، علاقهی زیادی به خرید امتیاز ساخت فیلم از روی این کتاب
نشان دادند و سرانجام، شرکت برادران وارنر درسال1993، این امتیاز
راخرید.
پیش از انتشار کیمیاگر درامریکا، چند ناشر کوچک دراسپانیا و
پرتغال، آن را منتشر کرده بودند. اما این کتاب تاسال 1995، در
فهرست کتابهای پرفروش اسپانیا قرار نگرفت. هفت سال بعد، درسال
2001، اتحادیهی ناشران اسپانیا اعلام کرد که کیمیاگر ازپرفروشترین
کتابهای اسپانیاست.
ناشر اسپانیایی پائولو (پلنتا)، در سال 2002
مجموعهی آثار کوئلیو را منتشر کرد. فروش آثار کوئلیو درپرتغال، بیش
ازیک میلیون نسخه بوده است.
در سال 1993، مونیکا آنتونس که از
سال 1989، بعد ازخواندن اولین کتاب کوئلیو بااو همکاری میکرد،
بنگاه ادبی سنت جوردی را در بارسلون تاسیس کرد تابه نشر کتابهای
پائولو نظم ببخشد. در ماه مه همان سال، مونیکا کیمیاگر رابه چندین
ناشر بینالمللی معرفی کرد. اولین کسی که این کتاب را پذیرفت،
ایوین هاگن، مدیر انتشارات اکس لیبرس از نروژ بود. کمی بعد، آن
کاریر، ناشر فرانسوی برای مونیکا نوشت: «این کتاب فوقالعاده است و
تمام تلاشم را میکنم تا در فرانسه موفق شود.»
در سپتامبر سال
1993، کیمیاگر درصدر کتابهای پرفروش استرالیا قرار گرفت. در آوریل
سال 1994، کیمیاگر درفرانسه منتشر شدو بااستقبال عالی منتقدان و
خوانندگان مواجه شد و درفهرست پرفروشها قرار گرفت. کمی بعد، کیمیاگر
پرفروشترین کتاب فرانسه شد و تاپنج سال بعد، جای خود را به کتاب
دیگری نداد. بعد از موفقیت خارقالعاده در فرانسه، کوئلیو راه
موفقیت را درسراسر اروپا پیمود و پدیدهی ادبی پایان قرن بیستم
دانسته شد.
از آن هنگام، هریک ازکتابهای پائولو کوئلیو که در
فرانسه منتشر شده، بیدرنگ پرفروش شده است. حتا دریک دوره، سه
کتاب کوئلیو همزمان در فهرست ده کتاب پرفروش فرانسه قرار داشت.
انتشار
کنار رود پیدرا نشستم و گریستم در سال 1994، موفقیت بینالمللی
پائولو راتثبیت کرد. دراین کتاب، پائولو دربارهی بخش مادینهی
وجودش صحبت کرده است. در سال 1995، کیمیاگر درایتالیا منتشر شد و
فروش بینظیری داشت. سال بعد، پائولو دوجایزهی مهم ادبی ایتالیا،
جایزهی بهترین کتاب سوپر گرینزا کاور، و جایزهی بینالمللی فلایانو
رادریافت کرد.
در سال 1996، انتشارات ابژتیوای برزیل، حق امتیاز
کتاب کوه پنجم را خرید و یک میلیون دلار پیشپرداخت داد. این رقم،
بالاترین مبلغ پیشپرداختی است که تا کنون به یک نویسندهی
برزیلی پرداخت شده است. همان سال، پائولو نشان شوالیهی هنر و
ادب رااز دست فیلیپ دوس بلازی، وزیر فرهنگ فرانسه دریافت کرد.
دوس بلازی دراین مراسم گفت: «تو کیمیاگر هزاران خوانندهای.
کتابهای تومفیدند، زیرا توانایی ما را برای رویا دیدن، و شوق ما را
برای جست و جو تحریک میکنند.»
پائولو درسال 1996، به عنوان
مشاور ویژهی برنامهی «همگرایی روحانی و گفت و گوی بین فرهنگها»
برگزیده شد. همان سال، انتشارات دیوگنس آلمان، کیمیاگر رامنتشر کرد.
نسخهی نفیس آن شش سال تمام در فهرست کتابهای پرفروش نشریهی
اشپیگل قرار داشت و در سال 2002، تمام رکوردهای فروش آلمان را
شکست.
در نمایشگاه بین المللی فرانکفورت سال 1997، ناشران
پائولو با همکاری انتشارات دیوگنس و موسسهی سنت جوردی، یک
میهمانی به افتخار پائولو کوئلیو برگزار کردند و در آن، انتشار سراسری
و بینالمللی کتاب کوه پنجم را اعلام کردند. درماه مارس 1998،
نمایشگاه بزرگی در پاریس برگزار شد و کوه پنجم، به زبانهای
مختلف، و توسط ناشران کشورهای مختلف، منتشر شد. پائولو هفت ساعت
تمام مشغول امضا کردن کتابهایش بود. همان شب، میهمانی بزرگی به
افتخار اودر موزهی لوور برگزار شد که مشاهیر سراسر جهان، درآن
میهمانی شرکت داشتند.
پائولو در سال 1997 ، کتاب مهمش کتاب
راهنمای رزمآور نور را منتشر کرد. این کتاب، مجموعهای ازافکار
فلسفی اوست که به کشف رزمآور نور درون هر انسان کمک میکند. این
کتاب، تاکنون کتاب مرجع میلیونها خواننده شده است. اول،
بومپیانی، ناشر ایتالیایی آن را منتشر کرد که با استقبال زیادی
مواجه شد.
در سال 1998، باکتاب ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد، به سبک روایی
داستانسرایی
بازگشت و مورد استقبال منتقدان ادبی قرار گرفت. در ژانویهی سال
2000، اومبرتو اکو، فیلسوف، نویسنده و منتقد ایتالیایی، درمصاحبهای
با نشریهی فوکوس گفت: «من از آخرین رمان کوئلیو خوشم آمد. تاثیر
عمیقی بر من گذاشت.» و سینئاد اوکانر، درهفتهنامهی ساندی
ایندیپندنت، گفت: «ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد ، شگفتانگیزترین
کتابی است که خواندهام.»
پائولو درسال 1998، تور مسافرتی موفقی
را پشت سر گذاشت. در بهار به دیدار کشورهای آسیایی رفت و در پائیز،
از کشورهای اروپای شرقی دیدن کرد. این سفر از استانبول آغاز و به
لاتویا ختم شد.
در ماه مارس سال 1999، نشریهی ادبی لیر، پائولو کوئلیو را دومین نویسندهی پرفروش جهان، درسال 1998 اعلام کرد.
در
سال 1999، جایزهی معتبر کریستال را از انجمن جهانی اقتصاد دریافت
کرد و داوران اعلام کردند: « پائولو کوئلیو، بااستفاده از کلام،
پیوندی میان فرهنگهای متفاوت برقرار کرده، که اورا سزاوار این
جایزه میسازد.»
در سال 1999، دولت فرانسه، نشان لژیون دونور را
به اواهدا کرد. همان سال، پائولو کوئلیو باکتاب ورونیکا تصمیم
میگیرد بمیرد درنمایشگاه کتاب بوئنوس آیرس شرکت کرد. رسانهها
شگفتزده شدند، درمیان آن همه نویسندگان برجستهی امریکای لاتین،
استقبالی که از پائولو کوئلیو بود، بینظیربود. مطبوعات نوشتند:
«مسئولانی که از 25 سال پیش در این نمایشگاه کتاب کار میکردهاند،
ادعا میکنند که هرگز چنین استقبالی ندیدهاند، حتا درزمان حیات
بورخس. خارق العاده بود.» مردم ازچهار ساعت پیش از شروع مراسم،
پشت درهای نمایشگاه تجمع کردند و مسوولان نمایشگاه اجازه دادند که
آن روز، نمایشگاه به طوراستثنا چهار ساعت دیرتر تعطیل شود.
در
ماه مه 2000، پائولو به ایران سفر کرد. او اولین نویسندهی
غیرمسلمانی بود که بعد از انقلاب سال 1357، به ایران سفر میکرد.
اواز سوی مرکز بینالمللی گفت و گوی تمدنها، وزارت فرهنگ و ارشاد
اسلامی، و ناشر ایرانیاش (کاروان) دعوت شده بود. پائولو با
انتشارات کاروان قرارداد همکاری بست و با توجه به این که ایران
معاهدهی بینالمللی کپیرایت را امضا نکرده است، اواولین
نویسندهای بود که رسما ازایران حق التالیف دریافت میکرد. پائولو
هرگز تصورش را نمیکرد که درایران، باچنین استقبال گرمی روبهرو
شود. فرهنگ ایران کاملا با فرهنگ غرب متفاوت بود. هزاران خوانندهی
ایرانی در کنفرانسها و مراسم امضای کتاب پائولو کوئلیو در دو شهر
تهران و شیراز شرکت کردند.
در ماه سپتامبر همان سال، رمان شیطان
و دوشیزه پریم، همزمان در ایتالیا، پرتغال، برزیل و ایران منتشر شد.
در همان زمان، پائولو اعلام کرد که ازسال 1996، به همراه همسرش،
کریستینا اویتیسیکا، موسسهی پائولو کوئلیو را به منظور حمایت از
کودکان بیسرپرست و سالمندان بیخانمان برزیلی، تاسیس کرده است.
کتاب
شیطان و دوشیزه پریم در سال 2001 در بسیاری از کشورهای جهان منتشر
شدو درسی کشور درصدر کتابهای پرفروش قرار گرفت.در سال 2001، پائولو،
جایزهی بامبی، یکی ازمعتبرترین و قدیمیترین جوایز ادبی آلمان
رادریافت کرد. ازنظر هیات داوران، ایمان پائولو به این که سرنوشت
و سرانجام هر انسان، این است که سرانجام در این دنیای تاریک، به
یک رزمآور نور تبدیل شود، پیامی بسیار عمیق و انسانی است.
در
اوایل سال 2002، پائولو برای اولین بار به چین سفر کرد و
شانگهای،پکن و نانجینگ را دید. در 25 جولای سال 2002، پائولو به
عضویت فرهنگستان ادب برزیل انتخاب شد. هدف این فرهنگستان که در
ریودوژانیرو مستقر است، حفاظت از فرهنگ و زبان برزیل است. دو روز
بعد ازاعلام این انتخاب، پائولو سه هزار نامهی تبریک از سوی
خوانندگانش دریافت کرد و مورد توجه تمام مطبوعات کشور قرار گرفت.
وقتی از خانهاش بیرون آمد، صدها نفر جلو خانهاش جمع شده بودند و
اورا تشویق کردند. هرچند میلیونها خواننده، شیفتهی پائولو هستند، اما
اوهمواره مورد انتقاد منتقدان ادبی بوده است. انتخاب او به عضویت
فرهنگستان برزیل، در حقیقت نقض نظر این منتقدان بود.
در ماه
سپتامبر سال 2002، پائولو به روسیه سفر کرد و به شدت تحتتاثیر قرار
گرفت. پنج کتاب او، همزمان در فهرست کتابهای پرفروش قرار داشت.
شیطان و دوشیزه پریم، کیمیاگر، کتاب راهنمای رزمآور نور، و کوه
پنجم. در مدت دو هفته، بیش از 250000 نسخه از کتابهای او در روسیه
به فروش رفت. مدیر کتابفروشی ام.د.کا اعلام کرد: «ما هرگز این همه
آدم راندیده بودیم که برای امضا گرفتن از یک نویسنده، جمع شده
باشند. ما قبلا مراسم امضای کتاب برای آقای بوریس یلتسین و آقای
گورپاچف و حتا آقای پوتین برگزار کرده بودیم، اما با این همه
استقبال مواجه نشده بود. باورنکردنی است.»
در اکتبر سال 2002،
پائولو جایزهی هنر پلانتاری را از باشگاه بوداپست در فرانکفورت
دریافت کرد و بیل کلینتون، پیام تبریکی برای او فرستاد. پائولو
همواره از حمایت بیدریغ و گرم ناشرانش برخوردار بوده است. اما
موفقیت او به کتابهایش محدود نمیشود. او درزمینههای فرهنگی و
اجتماعی دیگر نیز موفق بوده است. کیمیاگر تاکنون توسط دههاگروه
تاتر حرفهای در پنج قارهی جهان، به روی صحنه رفته است و سایر
آثار وی همچون ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد، کنار رود پیدرا نشستم و
گریستم، و شیطان و دوشیزه پریم نیز تاکنون بر صحنهی تاتر موفق
بودهاند.
پدیدهی
«پائولو کوئلیو» به همین جا ختم نمیشود. وی همواره مورد توجه
مطبوعات است و از مصاحبه دریغ ندارد. همچنین، به طور هفتگی،
ستونهایی در روزنامههای سراسر جهان مینویسد که بخشی از این
ستونها، در کتاب مکتوب گرد آمدهاند.
در ماه مارس 1998، اوشروع
به نوشتن مقالات هفتگی در روزنامهی برزیلی «اوگلوبو» کرد. موفقیت
این مقالات چنان بود که روزنامههای کشورهای دیگر نیز برای انتشار
آنهاعلاقه نشان دادند. تاکنون مقالات او در نشریات «کوریر دلا سرا»
(ایتالیا)، «تا نئا» (یونان)، «توهورن» (آلمان)، «آنا» (استونی)،
«زویرکیادلو» (لهستان)، «ال اونیورسو» (اکوادور)، «ال ناسیونال»
(ونزوئلا)، «ال اسپکتادور» (کلمبیا)، «رفرما» (مکزیک))، «چاینا تایمز»
(تایوان)، و «کامیاب و جشن کتاب» (ایران)، منتشر شده است.

دانلود کتاب سرخ
با فرمت : پی دی اف PDF و با حجم 1,607 KB
برای دانلود کتاب اینجا کلیک کنید

آنچه در نوشتن این مطلب مرا مصمم کرد خواندن نقدی بر یکی از کتابهای انتشار شده بود.بدون در نظر گرفتن عنوان کتاب و نویسنده آن ،لحن شخصی بود که بر آن نقد کرده بود
مقوله نقد در هر زمینه ای میتواند خالق اثر را
هم به تکامل سوق دهد هم به نابودی بکشاند راه رفتن بر لبه این تیغ برنده
که نقد نام گرفته است توانایی و دانشی میخواهد که در همه وجود ندارد
متاسفانه
در جامعه ما این روزها بازار نقد رایج و داغ است تا حدی که افراد بدون
داشتن اطلاعات و تخصص به خود اجازه میدهند تا به هر مطلبی اعتراض نمایند
حال آنکه این بحث احتیاج به دانش و فهم و درک بالا دارد
آنچه این روزها
در مقالات نقادانه زیاد به ان برمیخوریم نقد مغرضانه است که نه تنها
سازنده نیست بلکه بر روان جامعه اثر منفی میگذارد تا کی میخواهیم بغض و
حسد خود را در قالب حرف و نقد بیان کنیم
شما جماعت نویسنده نقد آیا نمی
توانید بدون غرض ورزی با بیان زیبا و کلام دلنشین معایب را گوشزد نمایید
آیا به این نتیجه نرسیده اید که این راهی که در پیش گرفته اید به نیستی
فرهنگ می انجامد
بگفته ارد بزرگ نقد و ارزیابی بی کینه ، پاداشی است که ارزش آن را باید دانست
منتقد
باید با دید و وجدان علمی و دور از هر نوع نظر شخص و با میزان های منطقی و
علمی به کار نقد و نقادی بپردازد و نقد خود را از هر نوع شایبه ی غرض دور
نگه دارد که لازمه ی این کار هم آن است که ابتدا آثاری که در خصوص مورد
نقد در نزد اکثر مردم به عنوان اصلی و خالص و قابل قبول شناخته شده اند را
بکار گیرد.
کامل ترین نوع نقد آن است که بر کامل ترین شناخت و جامع ترین دیدها مبتنی باشد.
پیش
از این که منتقد به نقد داده های مطرح بپردازد، باید به معیارهایی که در
بر گیرندهء فرهنگ نقد است توجه داشته باشد. این معیار ها، مشمول این روش
ها است:
پرهیز از حُب و بُغض و یکسو نگری.
جلوگیری از قطعی انگاری در هنگام بررسی.
بررسی همه جانبه و مبتنی بر ویژه گی های مثبت و منفی اثر.
برهم زدن هنجارهای متعارف و سنتی در حین ارزیابی و ارزشیابی و هنجارشکنی های آگاهانه.
نقد وفتی میتواند سازنده باشد که نتیجه مثبتی در پی داشته باشد به قول اندیشمند معاصر ارد بزرگ
ارزیابی
و پژوهش ما بر کار دیگران دو درس در پی دارد : نخست اینکه با دانش او آشنا
می شویم و دوم آنکه ما راه های تازه و درست را به او هدیه خواهیم نمود

جدی
ترین مشکلی که در زمینهء نقد و نقادی درایران وجود دارد، ناشی از تعریف
یکجانبهء نقد (یعنی نقد به معنی انتقاد صرف) است؛ زیرا به دلیل عدم درک از
مفهوم "نقد"، بسیاری درجامعهء ما به مسألهء بیان "انتقاد صرف" در حوزهء
نقد می پردازند و ارزش ها را همسان با کاستی ها، در فرایند نقد و نقادی
مطرح نمی سازند. پس از همین جاست که منتقد بدون توجه به جنبه های معیاری
نقد، فقط به برداشت یکسویه از اثر و موضوع مورد نقد می پردازد. با توجه به
همین کاستی در قرائت یک جانبه از مفهوم نقد است که از سال ها به این سو،
نقد با روش های معیاری و به دور از "غرض های فردی" در کشور ما شکل نگرفته
است.
پس برای شکل گیری نقد معیاری و هنجارمند، نخست از همه، باید
فرهنگ نقد پذیری را ایجاد کرد و سپس به نقد معیاری در حوزهء مربوط پرداخت.
دانلود کتاب سرخ
با فرمت : پی دی اف PDF و با حجم 1,607 KB
برای دانلود کتاب اینجا کلیک کنید
مهدی اخوان ثالث،
از برجسته ترین شاعران معاصر ایران، متخلص به م امید، در سال 1307 در توس
نو ( مشهد) به دنیا آمد و چهارم شهریور سال 1369 در تهران درگذشت. وی در سال 1326
از هنرستان صنعتی دیپلم آهنگری گرفت و در سال 1327 به تهران آمد و معلم
شد. در دهه سی شمسی وارد مبارزات سیاسی شد و به زندان افتاد. مهدی اخوان ثالث نخستین دفتر شعرش را با عنوان ارغنون در سال 1330 منتشر کرد. اگرچه اخوان در
دهه بیست فعالیت شعری خود را آغاز کرد، اما تا زمان انتشار سومین دفتر
شعرش، زمستان، در سال 1336، در محافل ادبی آن روزگار شهرت چندانی نداشت. مهارت اخوان در
شعر حماسی است. او درونمایه های حماسی را در شعرش به کار می گیرد و جنبه
هایی از این درونمایه ها را به استعاره و نماد مزین می کند. به گفته برخی از
منتقدان، تصویری که از م . امید در ذهن بسیاری به جا مانده این است که او
از نظر شعری به نوعی نبوت و پیام آوری روی آورده و از نظر عقیدتی آمیزه ای
از تاریخ ایران باستان و آراء عدالت خواهانه پدید آورده است و در این راه
گاه ایران دوستی او جنبه نژاد پرستانه پیدا کرده است. اما اخوان این
موضوع را قبول نداشت و در این باره گفته است: "من به گذشته و تاریخ ایران
نظر دارم. من عقده عدالت دارم، هر کس قافیه را می شناسد، عقده عدالت دارد،
قافیه دو کفه ترازو است که خواستار عدل است.... گهگاه فریادی و خشمی نیز
داشته ام." اخوان از نگاه دیگران جمال میرصادقی،
داستان نویس و منتقد ادبی در باره اخوان گفته است: من اخوان را از آخر
شاهنامه شناختم. شعرهای اخوان جهان بینی و بینشی تازه به من داد و باعث شد
که نگرش من از شعر به کلی متفاوت شود و شاید این آغازی برای تحول معنوی و
درونی من بود. نادر نادر پور،
شاعر معاصر ایران که در سال های نخستین ورود اخوان به تهران با او و شعر
او آشنا شد معتقد است که هنر م . امید در ترکیب شعر کهن و سبک نیمایی و
سوگ او بر گذشته مجموعه ای به وجود آورد که خاص او بود و اثری عمیق در هم
نسلان او و نسل های بعد گذاشت. ارد بزرگ متفکر و
اندیشمند برجسته کشورمان می گوید: مهدی اخوان ثالث سراینده میهن پرستی بود
که در دل ایرانیان آشیانه داشت روانش شاد . هوشنگ گلشیری،
نویسنده معاصر ایرانی مهدی اخوان ثالث را رندی می داند از تبار خیام با
زبانی بیش و کم میانه شعر نیما و شعر کلاسیک فارسی. وی می گوید تعلق خاطر
اخوان را به ادب کهن هم در التزام به وزن عروضی و قافیه بندی، ترجیع و
تکرار می توان دید و هم در تبعیت از همان صنایع لفظی قدما مانند مراعات
النظیر و جناس و غیره. غلامحسین یوسفی
در کتاب چشمه روشن می گوید مهدی اخوان ثالث در شعر زمستان احوال خود و عصر
خود را از خلال اسطوره ای کهن و تصاویری گویا نقش کرده است. شعر زمستان در دی
ماه 1334 سروده شده است. به گفته غلامحسین یوسفی، در سردی و پژمردگی و
تاریکی فضای پس از 28 مرداد 1332 است که شاعر زمستان اندیشه و پویندگی را
احساس می کند و در این میان، غم تنهایی و بیگانگی شاید بیش از هر چیز در
جان او چنگ انداخته است که وصف زمستان را چنین آغاز می کند: علاوه بر زمستان
و ارغنون، از آخر شاهنامه، از این اوستا و در حیاط کوچک پاییز در زندان می
توان به عنوان دیگر آثار مهدی اخوان ثالث یاد کرد. م . امید پس از
انقلاب مجموعه تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم را منتشر کرد. آرامگاه م .
امید در توس، در کنار آرامگاه فردوسی است، شاعری که به او ارادت خاصی می
ورزید سال هایی چند پس
از کودتای 28 مرداد سال 1332 هجری ی شمسی ، مهدی اخوان ثالث ، شاعر روزهای
خسته گی و درد ، خود را مزدشتی خواند . او اعلام کرد زردشت و مزدک را در
دل و دنیای خویش آشتی داده و بر حاصل این آشتی پیام های بودا و مانی را
نیز افزوده است 2 بخش عمدهی شعر
فارسی در سالهای 1320تا 1357هجریی شمسی را میتوان واقعیتِ مستحیل در
ترفندهای شاعرانه خواند؛ تصویرکنندهی مراحل گوناگون یک نبرد در مقابل
قدرت حاکم. در این دوران همهی تشبیهها، استعارهها، نمادها، تغییرات
دستوری، همهی هنجارشکنیها و قاعدهافزاییها (2) در خدمت شعر بیان
بهکار گرفته شد؛ بیان چهگونهگی، چرایی و چهبایدیی جهانی که حضور
قدرتمندان را خوش نمیداشت. شعر بیان در تقابل با قدرت و بر مبنای باور
به ارزشی همهگانی سروده میشد. در این نوع شعر، حسرت، ستایش و یا مرثیه
تنها موقعیت اردوی خیر در مقابل قدرت را استعاری میکرد؛ موقعیت آرزو در
مقابل نظم سیاسی را. فضای حاکم بر شعر
فارسی در فاصلهی سالهای 1320 تا 1357 را در قامتِ چهار واژه یا عبارت می
توان بازخواند: بشارت، یأس، سرگردانی و ستایش قهرمانان. سقوط رضاخان و
اطمینان به توان انسان برای برپاییی جهانی دیگر در فاصلهی سالها 1320تا
1332 شعر بشارت را ساخته است؛ کودتای 28مرداد ماه سال 1332 و باور به مرگ
همیشه ی حماسه سازان در فاصله ی سال های 1332 تا 1341 شعر یأس را آفریده
است ؛ ظهور دوباره ی مبارزان در صحنه و باور به کورسویی دیگر ، در فاصله ی
سال های 1341 تا 1349 شعر سرگردانی را ساخته است ؛ نبرد سیاهکل و شگفتی از
توان ایثار انسان در فاصله ی سال های 1349 تا 1357 شعر حماسی را آفریده
است . دمی به صدای مهدی اخوان ثالث در همه ی این سال ها گوش فرا دهیم ؛ به
صدای یأس و خسته گی . 3 سال های 1320 تا
1332 ، سالهای گریز رضاخان، پایان جنگ جهانیی دوم، ورود و خروج
بیگانهگان، فرارروییی احزاب سیاسی و نبرد مستمر برای کسب قدرت بود. اما
بیش از همهی اینها، سالهای تولد رؤیاهای مردمی بود که پس از خوابی
شانزده ساله چشم میمالیدند و در جستوجوی غبار سمضربههای مرکب سوار
رهایی به هر سو نظر میکردند. بقایای گروه پنجاهوسه نفر خاک زندان را از
شانه های خود تکانده و حزب توده را بنیان گذاشته بودند. محمد مصدق خشم
مردم از جور تاریخیی بیگانهگان را نمادین میکرد. افسران خراسان شتاب
برای پیروزی را تجسم میبخشیدند. جنبشهای کارگری رؤیای جهانی خالی از
طبقات را در سر میپروردند. و هیچکس جز به رؤیاها نمیاندیشید. در آن سالها
باور به تولد روزی دیگر، ایمان به توان خویش و حس بهبازیگرفته شدن در
صحنهی سیاسی، همهی ذهنیت مردمی را میساخت که به تغییر تقدیر خویش چشم
امید داشتند. آن سالها، روزگار شوق و خیال معصومانه بود و جهان شعر فارسی
هرگز نتوانست از خضوع در مقابل وسعت این شوق و خیال شانه خالی کند. در آن سالها
هوشنگ ابتهاج با نگاه به همسایهی شمالی که تبلور همهی نیکبختیهای
سترگ شمرده می شد، چنین سرود: ”در نهفت پردة شب دختر خورشیدنرم می
بافددامن رقاصة صبح طلایی را”. سیاوش کسرایی جان شاعر فردا را تصویر کرد؛
شاعری که اندوه را خاطرهای دور میانگارد. یقین او به تولد سرایندهای که
بر شعرهایش عطر گل نارنج مینشیند، بی خدشه بود: ”پس از من شاعری آیدکه
می خندند اشعارشکه می بویند آواهای خودرویش چون عطر سایه دار و دیرمان
یک گل نارنج”. 4 سرانجام آنروز
فرا رسید. 28 مرداد ماه سال 1332 تنها روز سقوط حکومت محمدمصدق و پیروزیی
یاران شعبان جعفری نبود. تنها روز به بارنشستن”خیانتها” یا خطاهای حزب
توده، تنها حاصل محافظهکاری یا ناتوانیی”حکومت ملی” در شناخت تضادهای
جهانی، تنها روز بازگشت محمدرضاشاه به تخت سلطنت، تنها روز سخنرانیی
فلسفی در فواید وجود شاهان نبود. 28 مرداد ماه روز پایان یک باور بود. روز
تجسم بدعهدیی مردم، روز در نور آمدن تزلزل رهبران، روز از سکه افتادن
اطمینان به خویش و به دیگری بود. آخرین فریادهای کسانی که فاصلهی هستی و
نیستیشان آبی بود که خونها را از سنگ فرشها می شست، دیگر آبستن هیچ
رؤیایی نبود. گویی آنها تنها به خاک می افتادند تا کسب مخفیانهی
قاریهای مسلول را رونق ببخشند. هیچ کس نمی داند
در آن روز نخست چه کسی تنهایی و ترس را احساس کرد؛ نخست چه کسی یار
دیروزی را به انگشت به گزمهها نشان داد یا زیر مشت گرفت؛ اما چهرهی
رنجور مصدق در آستانهی دادگاه، دستی که کاشانی به مهربانی به پشت زاهدی
زد، هجوم شرکتهای نفتیی انگلیسی- آمریکایی به ایران، کشف محل اختفای
فاطمی، لورفتن سازمان افسریی حزب توده، درج تنفرنامههای رنگارنگ در
روزنامهها و حتا تصویر چهرههای پرخشم آنان که تا دم مرگ بر اعتقاد خود
پایفشردند، تجلیی خود را در ناباوری و حیرت همهگانی یافت؛ ناباوری و
حیرت مردمی که ناگهان خود را هیچ یافتند و تکیهگاههای خود را فروریخته.
28 مردادماه سال 1332 روز آغاز یک سقوط بود؛ روز ترس و آه؛ روز کوچک شدنِ
آدمی. اوج شعر مهدی
اخوان ثالث در چنین روزگاری نطفه بست؛ شعر او تبلور فریاد کسانی بود که با
کوچکی پیوند نمیتوانستند و بزرگیی دوبارهی کوچکشدهگان را نیز باور
نداشتند؛ تبلور فریاد کسانی که عقربههای آرزوهایشان با چنین جهانی
همخوانی نشان نمیداد. شعر مهدی اخوان ثالث اندوه همهی جانها و
هرزهگیی خاک جهان را پشتوانه داشت. او به هیچ چراغی دل نبست؛ نه چراغی و
نه سواری. پهنهی برآمده از خیال او دورتر از آن بود که دست یافتنی
بنماید. مهدی اخوان ثالث از پرنده سوختهگیی بالها را باور داشت و از
انسان بیسرانجامی را. چنین بود که روزگار پس از کودتا را هیچ کس چون او
نسرود. بعد از کودتای 28
مردادماه سال 1332 واژهی شب، به مثابه نماد اختناق، در شعر بسیاری نشست.
نیما یوشیج به حضور شب چون کوچهگردی بیطرف شهادت داد؛ بیآنکه آن را
میرا یا مانا بینگارد: ”هست شب یک شبِِ دم کرده و خاکرنگ رخ باخته است”.
نادر نادرپور به زردیی دلفریب نور دل بست؛ هر چند که به ناتوانیی خویش
در ستیز با حریف اعتراف کرد: ”اندام من اندام شمعی واژگون استکز جنگ با شب
پای تا سر غرق خون است... هر چندکه می داند که این نوراز مرگ با او دورتر
نیستاما در این غم نیز می سوزد که افسوساز آن آتش دیرین که در او شعله
می زد دیگر خبر نیستدیگر اثر نیست”. 5 نخستین
مجموعهشعرِ مهدی اخوانثالث بعد از کودتای 28 مرداد ماه سال 1332 ،
مجموعه شعر زمستان است . بگذشته از اشعاری که پیش از روزهای کودتا سروده
شدهاند، فضای حاکم بر این مجموعه، آمیختهای است از حس تنهایی و حسرتِ
روزگاران شیرین بر باد. زمستان فریادکنندهی زخمهای تازه است. رنج مهدی
اخوان ثالث در این مجموعه اما، نه برخاسته از تقدیر نوع انسان، که برخاسته
از سرگذشت انسانی است که راه به خطایی معصومانه برگزیده و چون چشم گشوده،
جز رهزنانی که به تاخت دور می شوند، هیچ ندیده است: ”هر که آمد بار خود
را بست و رفت،ما همان بدبخت و خوار و بی نصیب”. زمستان روایت تقدیر انسان
عصری ویژه در سرزمینی ویژه است؛ روایتِ تقدیرِ انسانی که گذشتهی
بهیغمارفتهی خود را هنوز پرمعنا مییابد. و

من نه سبک
شناس هستم نه ناقد .... من هم از کار نیما الهام گرفتم و هم خود برداشت
داشته ام.... شاید کوشیده باشم از خراسان دیروز به مازندران امروز
برسم...
مهدی اخوان ثالث
هنر اخوان
در ترکیب شعر کهن و سبک نیمایی و سوگ او بر گذشته مجموعه ای به وجود آورد
که خاص او بود و اثری عمیق در هم نسلان او و نسل های بعد گذاشت
نادر نادرپور
نادرپور گفته است: "شعر او یکی از
سرچشمه های زلال شعر امروز است و تاثیر آن بر نسل خودش و نسل بعدی مهم
است. اخوان میراث شعر و نظریه نیمایی را با هم تلفیق کرد و نمونه ای ایجاد
کرد که بدون اینکه از سنت گسسته باشد بدعتی بر جای گذاشت. اخوان مضامین
خاص خودش را داشت، مضامینی در سوگ بر آنچه که در دلش وجود داشت - این سوگ
گاهی به ایران کهن بر می گشت و گاه به روزگاران گذشته خودش و اصولا سرشار
از سوز و حسرت بود- این مضامین شیوه خاص اخوان را پدید آورد به همین دلیل
در او هم تاثیری از گذشته می توانیم ببینیم و هم تاثیر او را در دیگران
یعنی در نسل بعدی می توان مشاهده کرد."
اما خود اخوان زمانی گفت نه در
صدد خلق سبک تازه ای بوده و نه تقلید، و تنها از احساس خود و درک هنری اش
پیروی کرده : "من نه سبک شناس هستم نه ناقد ... من هم از کار نیما الهام
گرفتم و هم خودم برداشت داشتم. در مقدمه زمستان گفته ام که می کوشم اعصاب
و رگ و ریشه های سالم و درست زبانی پاکیزه و مجهز به امکانات قدیم و آنچه
مربوط به هنر کلامی است را به احساسات و عواطف و افکار امروز پیوند بدهم
یا شاید کوشیده باشم از خراسان دیروز به مازندران امروز برسم...."
تعلق خاطر اخوان را به ادب کهن هم در
التزام به وزن عروضی و قافیه بندی، ترجیع و تکرار می توان دید و هم در
تبعیت از همان صنایع لفظی قدما مانند مراعات النظیر و جناس و غیره
هوشنگ گلشیری![]()
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
سرها در گریبان است
کسی سربرنیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را.
نگه جز پیش پا را دید نتواند،
که ره تاریک و لغزان است.
وگر دست محبت سوی کس یازی،
به اکراه آورد دست از بغل بیرون؛
که سرما سخت سوزان است.
پناه به مزدشت واکنش مردی تنها به زمانهای پر جور و
زخم بود؛ واکنش مردی که مزدکهای زمانهاش را عارف میخواست؛ مانیهای
زمانهاش را عادل. پیامبرانی که پیشازآنکه شمشیر در راه عشق کشند،
آنچه در سر دارند بنهند، آنچه در کف دارند بدهند و آنچه بر آنها آید
نجهند. مهدی اخوانثالث نیکپنداریی زردشت، عدالتجوییی مزدک و
بینیازیی مانی را یکجا می خواست. بازگشت او به سوی شرفِ طبیعی و خانهی
پدری نشان نیاز به جهانی دیگر بود؛ نیاز به سروریی نیکانی رسته از بندِ
هرچه هست. افلاطون گفته بود مدینهی فاضله آن جا است که مردان خوب حکم
میرانند و مهدی اخوان ثالث همهی خوبها را گردآورده بود تا مدینهی
فاضلهای در دل برپا کند که جهان را امید رستگاری نبود.
واکنش مهدی
اخوان ثالث به جهان، واکنش انسانی بود که از بدعهدیی رؤیافروشان زخمها
به دل و شانه داشت؛ از بدعهدیی رؤیافروشانی که رؤیاهای بزرگ را به برگِ
امانی فروخته بودند و از صدایشان هیچ نمانده بود، مگر آه حسرتی که از گلوی
درراهماندهگان برمیخواست. مهدی اخوانثالث طراوت مدینهی فاضلهی
دلاش را پادزهر اندوه بدعهدیها میخواست. تاریخ اما در بدهیبتترین
لحظههایش، چنان در شعر او نشسته بود، که از حاکمان مدینهی فاضلهی
دلاش نیز کاری برنیامد.
مهدی اخوانثالث نیز محوِ روزگارش بود. او در سال 1328
امید پیروزیی رنجبران را پای کوبید: ”عاقبت حال جهان طور دگر خواهد
شدزبر و زیر یقین زیر و زبر خواهد شد... گوید امید سر از بادة پیروزی
گرمرنجبر مظهر آمال بشر خواهد شد”. در آن سالها، مهدی اخوانثالث طراح
طرحی دیگر بود؛ مایل به برافکندن بنیان جهان: ”برخیزم و طرح دیگر اندازم
بنیاد سپهر را براندازم...هر جا که روم، سرود آزادیچون قافیه مکرر
اندازم”. جان پراندوه و دیرباور او اما بسیار پیش از دیگران به استقبال
روزهای بد رفت. در پشت همهی فریادها و شعارها مردمی ایستاده بودند که
رخوتشان دیرپا بود و آرزوهایشان به لقمه نانی خریدنی: ”ملت گاهی بخواب،
گاهی بیدارو آبروی خود نهاده در گرو نان...گاه گرفتار جلوه های دروغینگاه
بکف، پتک و داس، سرکش و غصبان”. تردید در دل مهدی اخوان ثالث جوانه زده
بود؛ تردید به معبر آرزوها:”دیگر بگو کدام خدا را کنم سجود؟یا شیوة کدام
پیمبر برم بکار”. مهر زردشت و مزدک و مانی و بودا باید همان روزها به دل
او نشسته باشد.
یأس مهدی
اخوانثالث در زمستان با حیرت آمیخته است؛ یأس مردی که سوزِ زخمهایش
فرصت اندیشیدن به چراییها را از او گرفته است: ”هر چه بود و هر چه هست و
هر چه خواهد بود،من نخواهم برد این از یاد :کآتشی بودیم که بر ما آب
پاشیدند”. انطباق جان و جهانِ انسانِ مجموعه شعر زمستان هنوز به فرجام
نرسیده است. زمستان چشم جستوجو نبسته است: ”در میکدهام؛ دگر کسی اینجا
نیستواندر جامم دگر نمی صهبا نیستمجروحم و مستم و عسس میبردممردی، مددی،
اهل دلی، آیا نیست”؟ پاسخ انسانِ زمستان اما، ناشنیده روشن است: مددی
نیست. نه مددی، نه دستی، نه کلامی: ”سلامت را نمیخواهند پاسخ گفتسرها در
گریبان است.... و گر دست محبت سوی کس یازی؛به اکراه آورد دست از بغل
بیرون؛که سرما سخت سوزان است”.
تردیدها اما هنوز به جای خویش
باقی است؛ در دیار دیگری شاید برسر خستهگان سقف دیگری باشد : « بیا ای
خسته خاطر دوست / ای مانند من دلکنده و غمگین !/ من اینجا بس دلم تنگ است
./ بیا ره توشه برداریم ، / قدم در راه بی فرجام بگذاریم » زیر هیچ سقفی
اما ، صدایی دیگر نیست ؛ ثالث پیام کرک ها را لبیک می گوید:”بده... بدبد.
چه امیدی؟ چه ایمانی؟ کرک جان خوب می خوانی”. مجموعه شعر زمستان تردیدی
است که به یقین میگراید، زخمی است که کهنه میشود، حیرتی است که عادت
میشود؛ زمزمهای که در غار تنهاییی انسان مکرر میشود: ”چه امیدی؟ چه
ایمانی”؟
دومین مجموعه شعر مهدی اخوان ثالث در سالهای بعد از
کودتای 28 مرداد ماه سال 1332، آخر شاهنامه است. ثالث که در مجموعه شعرِ
زمستان با کرکها هم آواز شده بود، در آخر شاهنامه به جهانِ پرتناقضِ
خویش باز میگردد؛ به جهانی که آدمی در آن از وحشتِ سترونیی زمانه،
نخبخیههای رستگاری را در روزگاران کهن میجوید:”سالها زین پیشتر من
نیزخواستم کین پوستین را نو کنم بنیاد.با هزاران آستین چرکین دیگر برکشیدم
از جگر فریاد:این مباد! آن باد!ناگهان توفان بیرحمی سیه برخاست”. شاعر آخر
شاهنامه هنوز دست به سوی یاری خیالی دراز می کند، هرچند نیک می داند که در
زمانهاش شیفتهجانی نیست: “شب خامش است و خفته در انبان تنگ ویشهر
پلیدِ کودنِ دون، شهر روسپی،ناشسته دست و رو.برف غبار بر همه نقش و نگار
او”. و
شهرِ مهدی اخوان ثالث چونان دهشتناک است که او راهی ندارد،
جز اینکه اندکاندک از زمانهی خود برگذرد و در تلخفرجامیی انسان عصرِ
خود، تلخفرجامیی نوعِ انسان را دریابد. هنگام که زخمها از ماندهگی
سیاه میشوند، ثالث سیاهیی روزگارش را با سرنوشت ازلیی انسان پیوند
میزند. خوف حضور دقیانوس ماندهگار است: ”چشم میمالیم و میگوییم: آنک،
طرفه قصر زرنگارِ صبح شیرینکارهلیک بی مرگ است دقیانوس. وای، وای،
افسوس”. آخر شاهنامه به زخم فاجعه ناامیدانهتر مینگرد، به سرنوشت
مجروحان زمانه رنگی ازلی می زند و همهی اندوه زمانه را در دل مردانی که
درمانی نمی جویند، انبوه میکند:”قاصدک ابرهای همه عالم شب و روزدر دلم
میگریند”.
از این اوستا، سومین مجموعه شعرِ مهدی اخوانثالث بعد از
کودتای 28 مرداد ماه سال 1332 ، آخر شاهنامهای است که قد کشیده است.
نگاهی از دور تا فاجعه پُررنگتر بهچشم بیاید. اینک اگرچه ابری چون آوار
بر نطع شطرنجِ رؤیایی فرودآمده است، اینک اگر چه دیری است نعش شهیدان بر
دست و دل مانده است، اینک اگر چه هنوز باید پرسید: ”نفرین و خشم کدامین سگ
صرعی مستاین ظلمت غرق خون و لجن راچونین پر از هول و تشویش کرده است”؟
اما چه پاسخ این سئوال، چه چراییی گستردهگیی آن ابر و چه عمق اندوه
برخاسته از حضور نعش شهیدان را باید در سرنوشت نوعِ انسان جست؛ چه اینها
همه نمودهایی است از آن تقدیرِ ازلی که بر لوحی محفوظ نوشته شده است؛ خطی
بر کتیبهای:”و رفتیم و خزان رفتیم، تا جایی که تخته سنگ آنجا بودیکی از
ما که زنجیرش رهاتر بود، بالا رفت، آنگه خواند: کسی راز مرا داندکه از
اینرو به آنرویم بگرداند.” و چون کتیبه به جهد و شوق بگردد، نوشته است
همان: ”کسی راز مرا داند،که از اینرو به آنرویم بگرداند”.
در
ازاین اوستا، مهدی اخوانثالث از زمانهی خویش فاصله میگیرد تا آنرا
آیینهی بیفرجامیهای نوعِ انسان بینگارد. اگر زمستان از سرمای
ناجوانمردانه مینالد، ازاین اوستا تعبیر سرما است. اگر زمستان مرثیهای
بر مرگ یاران است، از این اوستا نوحهای در سوکِ پیشانیی سیاه انسان است.
اگر زمستان اندوه برخاسته از پیروزیی تن بهقدرت سپردهگان است، ازاین
اوستا افسوس بیمرگیی دقیانوس است؛ پژواک صدای همهی رهجویان در همهی
روزها؛ صدایی در غارِ بیرستگاری: ”غم دل با تو گویم، غار!بگو آیا مرا
دیگر امید رستگاری نیست؟صدا نالنده پاسخ داد: آری نیست”.
سالها
می گذرند. فاصلهی سالهای 1341 تا 1349 سالهای دیگری است. محمدرضا شاه
پهلوی پرچمدار انقلاب سفید میشود. سرمایهداری به روستاها سر میزند.
طبقهی متوسط سر بر میآورد؛ کالاهای غربی بازار ایران را تصرف میکنند.
جبههی ملی و نهضت آزادی به میدان می آیند، جلال آل احمد غربزدگی را
مینویسد؛ جنبش اسلامی روح الله خمینی را مییابد. حسنعلی منصور ترور می
شود. طیب حاج رضایی شورش پانزدهم خرداد ماه سال 1342را علمداری میکند.
خلیل ملکی و یاراناش محاکمه می شوند. محمدرضاشاه در کاخ خود مورد سوء
قصد قرار میگیرد. تشییع جنازهی غلامرضا تختی، صحنهی اعتراض به رژیم
شاهنشاهی میشود. کانون نویسندهگان ایران پا میگیرد و اگرچه محمدرضا شاه
تاج میگذارد، شاعران نیمخیز میشوند و غبار جامه می تکانند؛ در برزخی
میان جستوجوی چشم انداز و دلی پر از اندوههای پایا. و
در آن
سالها اسماعیل خویی بر خیزش خشمی گواهی می دهد که دوزخ را ویران خواهد
کرد: “دیر یا زودخشمی از دوزخ خواهد گفت:”آتش”. نادر نادر پور اما، از
آوازهای کهنه دلزده است: ”در زیر آفتاب، صدایی نیست... غیر از صدای
رهگذرانی که گاهگاه،تصنیف کهنهای را در کوچههای شهربا این دو بیت ناقص
آغاز می کنند:آه ای امید غایب!آیا زمان آمدنت نیست”؟ محمود مشرف آزاد
تهرانی به تداوم سیاهیها شهادت می دهد؛ به بیپناهیی کودکانی که
خوابهایشان خالی است: ”عروسکها را در شب تاراج کردهاند... در شهر
چهرهها را در خواب کردهاند”. حمید مصدق به محمود مشرف آزاد تهرانی از
زبان قطرههای باران پاسخ میدهد: ”و گوش کن که دیگر در شبدیگرسکوت
نیستاین صدای باران است”. محمدرضا شفیعیکدکنی در کنار حمید مصدق
میایستد: ”امروزاز کدورت تاریک ابرها در چشم بامدادانفالی گرفتهامپیغام
روشنایی باران”. فریدون مشیری به پیشبینیی کدکنی اعتقادی ندارد: ”کاش
میشد از میان این ستارگان کورسوی کهکشان دیگری فرار کرد”. فروغ فرخزاد در
طالع جهان نقش برابری میبیند: ”کسی از آسمان توپخانه در شب آتش بازی
میآیدو سفره میاندازدونان را قسمت میکند”. خسرو گلسرخی طراوت جنگل را
دست نیاز دراز میکند: ”جنگلای کتاب شعر درختیبا آن حروف سبز مخملیت
بنویسبر چشمهای ابر بر فراز،مزارع متروک:بارانباران”. منصور اوجی از این
همهتناقض خسته است:”در دیاری کهیکی از شور میگوید، یکی از پردة
بیداد...میشود آیا کسانی یافتراهشان یکراهفکرشان یکجورجادههای دوستیشان
از کجی بس دور”؟
در روزگاری چنین آشفته، مهدی اخوانثالث که ساز
زمانه را با آوای جان خویش همخوان نمییابد، با زبانی که در آن سماجت و
پَرخاش به جای آرامش مأیوسانه و اتکاءبهنفس نشسته است، دلخوشیهای
خامسرانه را هشدار میدهد. اکنون تناقضهای او تناقضهای خسته مردی است
که گاه سر در گریبان دارد و گاه میاندیشد همدلی با رهروان را باید شعری
سرود؛ سرگردانی که گاه فالی میگیرد: ”ز قانون عرب درمان مجو، دریاب
اشاراتمنجات قوم خود را من شعاری دیگر دارم...بهین آزادگر مزدشت، میوهی
مزدک و زردشتکه عالم را ز پیغامش رهای دیگری دارم”. او نوید میدهد که از
تنهایی و اندوه دل خواهد کند اگر یاران شهری در خور بیارایند: ”دلم خواهد
که دیگر چون شما و با شما باشم ... طلسم این جنون غربتی را بشکنم شاید،و
در شهر شما از چنگ دلتنگیها رها باشم ...که تا من نیز،به دنیای شما عادت
کنم، یکچندهوای شهر را با صافی پاکیزه و پاکی بپالایید”.
شهرِ
مهدی اخوان ثالث اما، سر بلند نخواهد کرد: ”چه امیدی؟ چه ایمانی؟نمیدانی
مگر؟ کی کار شیطان استبرادر! دست بردار از دلم، برخیزچه امروزی؟ چه
فردایی”؟ پاسخی نیست؛ تنها باد زمانه به سویی دیگر میوزد؛ چنان به شتاب
که مهدی اخوان ثالث دست به تسلیم بلند میکند: “اینک بهار دیگر، شاید خبر
نداری؟یا رفتن زمستان، باور دگر نداری”؟ تسلیم مهدی اخوان ثالث در مقابل
منادیان بهار اما، چندان نمیپاید. سرمازدهگان مرگ زمستان را باور
ندارند.
7
حمله به پاسگاهی متروک در جنگل های انبوه سیاهکل ، تنها آزمون یک روش مبارزاتی بود . 19 بهمن ماه 1349 پایانی بود بر سال ناباوری ؛ آغازی برای آنان که ظهور " منجیان " را در طالع جهان دیده بودند . چه حضور تصویر تیربارانشدهگانِ نبرد سیاهکل بر صفحههای اول روزنامهها و چه حضور تصویر گریختهگان بر پهنهی دیوارها، جز نمادهای پایان یک دوران نبود. به چشم آرزومندان کسانی به میدان آمده بودند که چشمهایشان پُر از”باغهای بیدار” بود. جنبش روشنفکری ـ سیاسیی ایران که سالها از ناهمخوانیی سخن و عمل مدعیان رنج بُرده بود، ناگاه قهرمانانی مییافت که پریزادانی بیعیب را میمانستند؛ قهرمانانی که محک صداقتشان خاک جهان را رنگین میکرد. حمله به پاسگاه سیاهکل کسان دیگری را به سوی جهان شعر خواند. شاعران قهرمانان خویش را یافته بودند. و
زمانهی شوقزده و حماسهساز اما در شعر مهدی اخوان ثالث پژواکی نیافت. او خستهتر از آن بود که صدایی دلمشغولاش کند؛ کوچهگردی بود که در خویش سفر میکرد: ”سحرگاهان که خاک از ماه و از مِهنم نِزم و دَمِ مهتاب میخورددلم گهوارة غمهای عالم از مشرق تا به مغرب تاب میخورد”.
8
روز زخم و تلخی و تنهایی گذشت و جهان به هزار راه رفت. مهدی اخوان ثالث اما، به یاد ساعتِ سقوط در میخانهی پُردود و هقهق ماند؛ که جهان به چشم گریان او جز هیچ نبود: “هیچیم و چیزی کمما نیستیم از اهل این عالم که میبینیداز اهل عالمهای دیگر همیعنی چه پس اهل کجا هستیماز عالم هیچیم و چیزی کم”.

دانلود کتاب سرخ
با فرمت : پی دی اف PDF و با حجم 1,607 KB
برای دانلود کتاب اینجا کلیک کنید

مقاله ای که در ادامه میخوانید به پدیده فرزند سالاری در قرن حاضر می پردازد مسئله ای که متاسفانه همه گیر شده است و دیگر کمتر خانواده ای را می توان یافت که از این معضل رها باشد.
این پدیده نیز به مانند بسیاری از
مشکلات امروزی مربوط شهرنشینان منیباشد زیرا شاهد هستیم در جوامع روستایی
هنوز روابط خانوادگی بر مبنی احترام به بزرگان و والدین است
امروزه
شیوه های تربیتی فرزندان نسبت به گذشته تغییر زیادی کرده است. در حال
حاضر، والدین انتظار ندارند فرزندشان چشم و گوش بسته از دستورهای آنان
اطاعت کنند و برای به کرسی نشاندن عقاید و نظرات خود، دیگر به تنبیه و
توبیخ متوسل نمی شوند، بلکه از ترس اینکه بچه ها عقده ای نشوند، آنان را
در انجام بسیاری از کارها آزاد می گذارند و گاهی در این راه به حدی دچار
افراط می شوند که فرزندان از نرمش و ملاطفت آنان سوء استفاده می کنند و
فرزند محوری بر خانواده حاکم می شود.
فرزند سالاری حاصل تربیت غلط و
روابط نادرست والدین با یکدیگر است زمانیکه فرزند اختلاف بین والدین را به
وضوح میبیند و در جریان کشمکش های آنان قرار میگیرد ناخودآگاه به سوی یکی
از آن دو متمایل میشود و مادر یا پدر نیز به جای تجدید نظر در رفتار خود
با همسرش برای بدست آوردن هر چه بیشتر حمایت فرزند سرویس های زیادی میدهد
تا برای برای خود پایگاهی مطمئن بسازد. حال آنکه اگر پدر و مادر مرافهه و
دعوا را کنار بگذارند و اختلافات خود را در خلوت با هم رفع نمایند بچه ها
هم به خود اجازه بی حرمت کردن یکی از والدین را نخواهند داد . ارد بزرگ در
این رابطه میگوید هیچ گاه در برابر فرزند ، همسرتان را بازخواست نکنید .
بچه
های این دوره بسیار وابسته به والدین هستند و چون هر چه را می خواهند پدر
و مادر بدون چون و را برای آنان فراهم می کنند، به خاطر رفع نیازهای خود
هیچ تلاشی نمی کنند و در نتیجه فرزند محوری بر خانواده حاکم می شود ، ما
اگر می خواهیم نسل سالمی را پرورش دهیم باید منطقی فکر کردن را به
فرزندانمان بیاموزیم و آنها را مستقل و مسؤول بار بیاوریم.

بسیاری از والدین می خواهند ناکامی های دوران کودکی و نوجوانی خود را درباره فرزندانشان عملی نمایند به همین خاطر مخارجی را در مورد آنان متحمل می شوند که اصلاً لزومی ندارد. فرزندان هم که می بینند تمام خواسته های آنان بدون زحمت و به راحتی برآورده می شود طبیعی است وقتی به سن بالاتر می رسند انتظار دارند دستورات آنان نیز اجرا شود. به بیانی دیگر ناآگاهی والدین از روشهای تربیتی، فرزندسالاری را بر خانواده حاکم می کند.
متأسفانه بعضی از پدر و مادرها وظیفه اصلی خود را که تعلیم و تربیت است فراموش کرده و فقط به فکر پول درآوردن هستند چون فکر می کنند اگر بچه ها هر چه را که می خواهند برایشان فراهم کنند وظیفه اصلی خود را انجام داده اند. حال آنکه فرزندان بیشتر به صحبت و توجه والین نیاز دارند.
وقتی در ذهن بچه
ها مادیات به عنوان یک عامل اساسی خوشبختی نقش می بندد، در این صورت توقع
به وجود می آورد و فرزند هر چه بزرگتر می شود سطح توقعش بالاتر می رود تا
جایی که برای رسیدن به خواسته هایش به پدر و مادر امر و نهی می کند و
انتظار دارد همه امور با توجه به تقاضا و خواسته های او انجام شود.
یکی
از کارهایی را که می توانیم انجام دهیم این است که باید شرایطی را فراهم
کنیم که فرزندان ما درست رشد کنند و درست تربیت شوند. این مسأله خیلی مهم
است. باید دید چه کسی مسؤول است. خانواده، مدرسه، یا جامعه؟ به هر صورت
نقش همه افرادی که با بچه ها سروکار دارند اهمیت دارد. این نقشها باید به
قدری دقیق و درست عمل شود که بچه ها جایگاه خود را بشناسند و بدانند چه
وظایفی دارند و در چه مقامی باید قرار بگیرند. والدین نیز لازم است با
توجه به رشد و نیازهای فرزندان خود به آنها سرویس بدهند.
بعضی
اوقات زن سالاری یا مردسالاری نیز ممکن است فرزندسالاری را به وجود آورد.
به عنوان مثال اگر مرد خواسته باشد به تنهایی تحکم کند و فرزندش را در
قالب دستورات خود بدون در نظر گرفتن نظر همسرش تربیت نماید، فرزند بر مادر
حاکم می شود، در این صورت وقتی بزرگتر شد و قدرت پیدا کرد بر پدر نیز حاکم
خواهد شد. عکس این هم صادق است یعنی اگر زن سالاری بر خانواده حاکم باشد،
فرزند به همین نسبت در مقابل پدر خواهد ایستاد و در آینده که قدرت گرفت در
مقابل مادر نیز می ایستد.
اگر ما نتوانیم در کودکی درست با فرزندانمان رفتار کنیم و نیازهای آنان را با آگاهی از مراحل رشدشان در نظر بگیریم به طور حتم در جوانی بر ما حکومت خواهند کرد و طبیعتاً چون هنوز به درجه رشد تکمیلی نرسیده اند و نمی توانند از تدبیر و عقلشان کمک بگیرند دچار مشکل خواهند شد و ما را نیز درگیر خواهند کرد. اگر امروز که فرزندمان در سن پایین است همت به تربیت درست وی بگماریم در آینده نتیجه آن آرامش خیال خودمان است زیرا فرزند بد آفت زندگی پدر ومادر است و به گفته ارد بزرگ فرزند نانجیب ، آتش عمر پدر است .
دانلود کتاب سرخ
با فرمت : پی دی اف PDF و با حجم 1,607 KB
برای دانلود کتاب اینجا کلیک کنید
طبق آخرین رتبه بندی کشورهای جهان در سال 2007 میلادی که بر اساس صحنه رقابتی صنعت فناوری اطلاعات صورت گرفته است، کشور ایران با کسب رتبه شصت و چهارم در واقع در پایین ترین جایگاه دنیا قرار گرفته است.
این خبر درحالی است که کشور ایالات متحده آمریکا جایگاه نخست و پس از آن کشورهای ژاپن، کره جنوبی و انگلستان به ترتیب مقام های دوم تا چهارم را به خود اختصاص داده اند. بیش از شصت کشور جهان توسط واحد کاوش اکونومیست در این مسابقه رتبه بندی، مقایسه شده اند.این سایت با ادامه گزارش خود عنوان میکند که سطح فناوری اطلاعات ایران حتی در جدول کشورهای خاورمیانه و آفریقایی نیز رتبه آخر جدول را به خود اختصاص داده که این خبر باید هر ایرانی را واقعا به فکر فرو برد که چرا ؟؟؟

اما نقش دولت در برطرف کردن این موضوع چیست؟ در کشورهای پیشرفه ای مثل آمریکا و یا هندوستان با ایجاد شهرکهای اینترنتی و باجهای مجهز به اینترنت با سرعت بالا به صورت رایگان این امکان را فراهم کرده اند تا مردم بتوانند سطح علمی و همچنین کار کردن با ایینترنت را آموزش ببینند و رفته رفته این مردم هستند که با بالا بردن سطح توقع جامعه را به سمت پیشرفت سوق دهند.

واین اواخر هم که طرح اینترنت ملی یا به تعبیر صحیح تر انترانت ملی می تواند یکی از بهترین راه کار ها در ترویج و تسریع این دانش نوپا نفش مهمی ایفا نماید.
پشمچی، معاون مدیرعامل بخش IT موسسه مالی و اعتباری سینا در پاسخ به این ادعا میگوید: این درست است که یکی از ضعفهای عمده در تدوین روالها و مکانیزمهای اجرایی است که ناشی از دیدگاه سنتی حاکم بر برخی مدیران و بدنه کارشناسی بانکها و موسسات مالی و اعتباری است. اما خوشبختانه این امر طی چند سال اخیر کمرنگتر شده و پذیرش روشهای نوین و مواجهه با تحولات جدید و ریسکپذیری بیشتر در لایههای مدیریتی و کارشناسی بانکها به چشم میخورد. به گفته وی، اثرات این امر را میتوان در بهبود کیفی و کمی سرویسهای ارائه شده بانکی خصوصا در بخش خصوصی به وضوح مشاهده کرد.

دانلود کتاب سرخ
با فرمت : پی دی اف PDF و با حجم 1,607 KB
برای دانلود کتاب اینجا کلیک کنید
جهان پر شگفت است و تن هم شگفت نخست از خود اندازه باید گرفت
دگر آن که اینگرد گردان سپهر همی نو نمایدت هر روز مهر
(( فردوسی خردمند ))
گرد گردان سپهریعنی چه ؟!...
فردوسی خردمنددر قرن چهارم زندگی می کرده یعنی ۱۰۰۰ سال پیش
و گالیله ۱۵۶۴ میلادی یعنی تقریبا ۵۰۰ سال بعد از فردوسی
اما
جهانیان با یک داستان سوری " گرد" و دوار بودن زمین را به گالیله منتسب
می کند چون ما حاضر نیستیم از بزرگان و تمدن خود دفاع کنیم !!!![]()
هر چند واژه های گنبد دوار بارها توسط شاعران این سرزمین پس از فردوسی تکرار می شود اما خود فردوسی می گوید :
یکینامه بود از گه باستان فراوان بدو اندرون داستان
و می دانیم نامه باستان یا خداینامه به هزار و هشتصد تا هفت هزار سال پیش بر می گردد و منشا شاهنامه نیز بوده است این مسئله شناخت دیرینه ایرانیان از گیتی و زمین را به خوبی نشان می دهد آنها حتی مدارهای نیمروزی (نصف النهار) به دور زمین طراحی نموده بودند و مرکز شروع آن شهر نیمروز (هم اکنون با بی کفایتی شاهان قاجار در اختیار افغانستان است ) بود که امروز استعمارگران غربی به جای شهر نیمروز از گرینویچ به عنوان مرجع زمان یاد می کنند و در کشورمان هم عده ای این لقمه کثیف را چه راحت می جوند و دم بر نمی آورند ...
و الا آخر.......

این هم عکسی از مجسمه نقره ای شاپور دوم پادشاه ساسانی ، که جهان را (با مدارهایش ) بر روی تاجش می بینید .
یاد رستم زاد افتادم که غربیان و ما !!! امروزه به آن سزارین می گوییم!
وزیر بهداشت کجاست ؟! ...خدا می داند...
چرا دستور نمی دهد بیمارستانها و مراکز دانشگاهی این واژه را تغییر دهند ؟! ...
پاستوریزه یعنی چه ؟...
این که گرما موجب کشته شدن میکروبها می شود ...
بیچاره ملتی که ۷۵۰۰ سال است که هر چهارشنبه آخر سال از آتش می پرد و می گوید:
زردی من از تو سرخی تو از من
یعنی چه این کلمات ؟
ایرانیان آتش را مظهر پاکی و پاک کنندگی در طی تاریخ خود می دانسته اند حالا آن را باید در قبای یک اجنبی دید .
من منکر خدمات پاستور بخصوص در دفع بیماری هاری نیستم .
اما این سئوال را دارم که چرا هر آنچه داشته و داریم را باید به نام دیگری ضرب بزنیم .
بقول ارد بزرگ : آنکه به سرنوشت میهن و مردم سرزمین خویش بی انگیزه است ارزش یاد کردن ندارد .
عزیزانم اگر تاریخ و پیشینه قدرتمندمان را نادیده بگیریم آینده از آن ما نیست...
نوشته : جعفر معروفی
دانلود کتاب سرخ
با فرمت : پی دی اف PDF و با حجم 1,607 KB
برای دانلود کتاب اینجا کلیک کنید
دانلود کتاب سرخ
با فرمت : پی دی اف PDF و با حجم 1,607 KB
برای دانلود کتاب اینجا کلیک کنید

میرزاتقیخان امیرکبیر صدراعظم ایران در دوره ناصرالدینشاه قاجار بود.
میرزا
تقی خان امیر کبیر, صدراعظم مشهور دورهٔ ناصرالدین شاه قاجار.نام اصلی
امیرکبیر محمد تقی بود که بعدها تقی گفته میشد و عناوین و القابی که به
دست آورد بدین قرار است: کربلایی محمد تقی- میرزا محمدتقی خان- مستوفی
نظام- وزیر نظام- امیر نظام- امیر کبیر- امیر اتابک اعظم(شوهر خواهر ناصر
الدین شاه نیز شد).
محمد تقی پسر کربلایی قربان، آشپز میرزا عیسی قائم مقام اول بود که در خانه قائم مقام تربیت یافت و در اوایل جوانی به سمت منشی قائم مقام اول به خدمت مشغول گشت و مورد عنایت رجل سیاسی دانشمند قرار گرفت و بعداٌ در دستگاه قائم مقام دوم نیز مورد توجه واقع شد تا جایی که وی را همراه هیاتی سیاسی به روسیه فرستاد و در نامهای در مورد هوش و نبوغ میرزا تقی خان چنین نوشته:
خلاصه این پسر خیلی ترقیات دارد و قوانین بزرگ به روزگار میگذارد. باش تا صبح دولتش بدمد.
در این ماموریت که برای عذرخواهی از قتل گریبایدوف که در ایران رخ داده بود، انجام میشد، از تزار روسیه معذرت خواست و طوری عمل نمود که مورد تائید و پسند تزار و دربار ایران قرار گرفت. امیرکبیر در سفر به روسیه به مؤسسات فرهنگی، نظامی و اجتماعی آنجا توجه نمود و به این فکر بود که راه ترقی ایران نیز داشتن دانشگاه و تشکیلات نظامی و فرهنگی منظم است.
دومین ماموریت وی رئیس هیات سیاسی ایران به ارزنةالروم برای حل اختلاف مرزی بین ایران و امپراتوری عثمانی بود. در این ماموریت که نزدیک به دو سال طول کشید علاوه بر آشنایی با زدو بندهای سیاسی شرق و غرب با دلیری خاصی توانست اختلاف مرزی را به نفع ایران پایان دهد و محمره و اراضی وسیع طرف چپ شط العرب را که مورد ادعای عثمانیها بود به ایران ملحق کرد. این اقدام و پیشنهادهای مفید امیرکبیر، مورد عناد و حسادت حاجی میرزا آغاسی قرار گرفت.
چون محمد شاه مرد، ناصرالدین میرزا که قصد حرکت به تهران و نشستن بر تخت سلطنت را داشت نمیتوانست حتی هزینه سفر خود و همراهان را به تهران تهیه کند در این هنگام که امیرکبیر در تبریز و ملقب به امیر نظام بود با ضمانت شخصی پول فراهم کرد و ناصرالدین شاه را به تهران آورد اما درباریان حتی مهد علیا مادر ناصرالدین شاه که در زد و بندهای سیاسی خارجی دست داشت مخالف امیر بودند، ولی ناصرالدین شاه هر روز بر مرتبه و مقامش میافزود تا جایی که ملقب به امیرکبیر و صدراعظم گردید. در مدت کوتاهی که امیرکبیر صدراعظم بود(در حالی که ناصرالدین شاه در آغاز سلطنت فقط 16 سال داشت) با نبوغ خاص و احساسات پر شور میهن پرستی خود، اقداماتی بس ارزنده کرد.
نخست به امنیت داخلی پرداخت. سالار را که در خراسان گردنکشی میکرد و از جانب روسها و انگلیسیها حمایت میشد سرکوب کرد. در نامههایی که به نمایندگان سیاسی و نظامی روس مینوشت و در جوابهایی که میداد، دلیری و ثبات رای و میهن پرستی موج میزند.
پس از برانداختن سالار از خراسان، فارس و بلوچستان را آرام ساخت و در همه مناطق عشیره نشین و هر جا که ممکن بود آشوبی برخیزد قراول خانه ایجاد نمود و در سراسر مملکت امنیت برقرار گشت.
در دوره صدارت امیرکبیر ترکمانان که همواره از مدتها پیش به نقاط دور و نزدیک مناطق اطراف خود حمله میکردند به هیچ اقدام خلافی دست نزدند.
امیرکبیر اقدامات فراوانی در دوره کوتاه صدارت خود به شرح زیر نمود:
ایجاد امنیت و استقرار دولت.
تنظیم قشون ایران به سبک اروپایی.
ایجاد کارخانههای اسلحه سازی.
اصلاح امور قضایی.
جرح و تعدیل محاضر شرع.
تأسیس چاپارخانه.
تأسیس دارالفنون.
نشر علوم جدید.
فرستادن ایرانیان به خارج برای تحصیلات وتدریس در ایران.
استخدام استادان خارجی و تصمیم به جایگزینی آنها با ایرانیان.
ترویج ترجمه و انتشار کتب علمی.
ایجاد روزنامه و انتشار کتب.
ترویج ساده نویسی و لغو القاب.
بنای بیمارستان و رواج تلقیح عمومی آبله.
مرمت ابنیه تاریخی.
مبارزه با فساد و ارتشاء(که چون مرضی مزمن در همه شئون زندگانی ایران رخنه کرده بود).
تقویت بنیه اقتصادی کشور.
ترویج صنایع جدید.
فرستادن صنعتگر به روسیه و مقابله صنعتی با روسیه توسط دست توانای استاد کاران اصفهانی.
استخراج معادن.
بسط فلاحت و آبیاری.
توسعه تجارت داخلی و خارجی.
کوتاه کردن دست اجانب در امور کشور.
تعیین مشی سیاسی معینی در سیاست خارجی.
اصلاح امور مالی و تعدیل بودجه.
اقدامات مذکور در واقع شامل همه شئون کشوری میشد. با لغو یا کسر مقرریها و مستمری ها، عدهای با وی دشمن شدند اما چون همین مستمریها که قبلاٌ دیر به دست صاحبان آن میرسید در روزگار امیر مرتباً بدانها داده میشد، تا حدی آنها را راضی کرد. وضع بودجه مملکتی سر و صورتی یافت تا جایی که امیرکبیر حقوق ناصرالدین شاه را نیز محدود کرد.
جلو بذل و بخششهای او را گرفت و اگر حوالهای از شاه میرسید جواب مینوشت که اگر این پول پرداخت شود از بودجه بسیار کم میشود. در برقراری مستمری برای اشخاص دولتهای خارجی اعمال نفوذ میکردند تا به موقع بتوانند از وجود آنها در بروز شورش و آشوب و اخلال استفاده کنند.
در این نامه که ملاحظه میشود: گاهی به خاک پای همایونی معلوم میشود فدوی در وجوه مخارج التفاتی قبله عالم مضایقه و خودداری میکند این قدر بر رای همایون آشکار باشد که به خدا من جمیع عالم را برای راحتی وجود مبارک همایونی میخواهم اگر گاهی جسارتی شود از این راه است. میخواهد که خدمت شما از جهت پول مخارج لازمه معطل نماند... خود فدوی دیناری به احدی نخواهد داد. آن وجه را که باید به مردم بدهید به مخارج لازمه قشون پادشاهی میدهد. قبله عالم انشاء الله عیدی مرحمت میفرمائید ... زیاده جسارت نمیورزد.
دانش و فرهنگ جدید دارالفنون
اندیشه
امیر در بنای دارالفنون از یک سرچشمه الهام نگرفته بود، بلکه حاصل مجموع
آموخته های او بود. آکادمی و مدرسه های مختلف روسیه را دیده بود؛ در کتاب
جهان نمای جدید که به ابتکار و زیر نظر خودش ترجمه و تدوین شد، شرح
دارالعلمهای همه کشورهای غربی را در رشته های گوناگون علم و هنر با آمار
شاگردان آنها خوانده بود؛ و از بنیادهای فرهنگی دنیای جدید خبر داشت.
وجهه
نظر امیر را در ایجاد دارالفنون باید بدرستی بشناسیم. ذهن امیر در اینجا
در درجه اول معطوف به دانش و فن جدید بود، و بعد به علوم نظامی توجه داشت.
این معنی از مطالعه تطبیقی برنامه درسهای دارالفنون، و نامه های امیر راجع
به رشته تدریس استادانی که استخدام شدند، روشن می گردد. رشته های اصلی
تعلیمات دارالفنون بنحوی که او در نظر گرفته بود عبارت بودند از: پیاده
نظام و فرماندهی، توپخانه، سواره نظام، مهندسی، ریاضیات، نقشه کشی، معدن
شناسی، فیزیک و کیمیای فرنگی و داروسازی، طب و تشریح و جراحی، تاریخ و
جغرافیا، و زبان های خارجی. مدرسه هفت شعبه داشت، و پاره ای مواد مزبور
مشترک بود. در ضمن باید دانسته شود که برای فنون نظامی دستگاه تعلیماتی
جداگانه ای در خود تشکیلات لشکری تعبیه نهاد، و شعبه علوم جنگی دارالفنون
مکمل آن بشمار می رفت.
سنگ بنای دارالفنون در اوائل 1266 در
زمین واقع در شمال شرقی ارک سلطنتی که پیش از آن سربازخانه بود نهاده شد.
نقشه آن را میرزا رضای مهندس که از شاگردانی بود که در زمان عباس میرزا
برای تحصیل به انگلستان رفته بود کشید؛ و محمدتقی خان معمارباشی دولت آن
را ساخت. و شاهزاده بهرام میرزا به کار بنائی آن رسیدگی می کرد. ساختمان
قسمت شرقی دارالفنون تا اواخر 1267 به انجام رسید و مورد استفاده قرار
گرفت. بـقـیـه آن تا اوایــل سـال 1269 پایان یافت. چهار طرف مدرسه را
پنجاه اطاق "منقش مذهب" هر کدام به طول و عرض چهار ذرع ساخته جلو آنها را
ایوانهای وسیع بنا نمودند. در گوشه شمال شرقی تالار تئاتر احداث شد. در
پشت دارالفنون کارخانه شمع کافوری و آزمایشگاه فیزیک و شیمی و دواسازی
برپا نمودند. چاپخانه ای هم ضمیمه آن گردید، به علاوه کتابخانه و سفره
خانه ای ساختند. در ورودی دارالفنون به طرف خیابان ارک "باب همایون" باز
می شد؛ در کنونی آن در خیابان ناصریه به سال 1292 ساخته شد.
امیرکبیر علاوه بر وصول مالیات معوقه و افزودن به درآمد دولت بر توسعه کشاورزی و تجارت نیز افزود، از اسراف و تبذیرها جلوگیری میکرد.
در گماشتن افراد صالح و صدیق بر سر کارها و طرد اشخاص نالایق اهتمام بسیار مینمود. با متحداشکل کردن سپاه ایران – کارخانه اسلحه سازی در ایران تأسیس کرد که روزانه 1000 تفنگ میساخت.
در بسط فرهنگ و استخدام استادان خارجی دقت بسیار میکرد و برای استخدام استادان شرایط خاصی وضع نمود. در چاپ و انتشار کتب و تأسیس روزنامه وقایع اتفاقیه کوشش بسیار نمود.
اقدامات انقلابی و ملی امیرکبیر سبب شد که گروهی استفاده جو، بنای تحریک نسبت به وی بگذارند تا جایی که فرمان عزل و قتل امیر کبیر را از ناصرالدین شاه گرفتند او را در حمام فین کاشان در ربیع الاوّل سال 1268 توسّط حاجی علی خان حاجب الدوله کشتند اما باید دانست بقول اندیشمند فرهیخته کشورمان ارد بزرگ : برآزندگان و ترس از نیستی؟! آرمان آنها نیستی برای هستی میهن است. و امیر کبیر هیچگاه برای انجام امور درست مملکتی پیش اجنبی سر خم نکرد و آبادی و پیشرفت کشور انگیزه واقعیش بود .
18 دی مصادف است با شهادت میرزا تقی خان امیرکبیر، ستاره بی نظیر تاریخ ایران زمین که صد و پنجاه و اندی سال پیش به عنوان صدراعظم ایران درخشید و در کمتر از سه سال و دو ماه بعد از شروع صدارتش خاموش شد. آشپززاده ای که به دلیل استعدادش مورد توجه قرار گرفت و توسط قائم مقام، والامقامی آگاه و وطن پرست شد.
میرزا تقی خان
فراهانی از نوادر تاریخ کشور ماست. روحیه اصلاح طلب و عشق عمیق وی به
استقلال و آزادی و اقتدار ملت مسلمان ایران، زمانی به فریاد دادخواهی ملت
مظلوم لبیک گفت، که میرفت تمامی ثروت و عزت کشور برای همیشه در کام جهنمی
استعمار و استکبار جهانی بلعیده شود. زمانی که دربار فاسد پادشاهی و رجال
سیاسی سر سپرده، مزدورانه و مزورانه علناً سنگ بندگی طاغوتهای شرق و غرب
را به سینه میزدند و بیشرمی و گستاخیشان به حدی رسیده بود که حتی کوششی
در اختفای بندهای اسارت و یوغ بندگی و بردگی خویش نمی نمودند. امیرکبیر
در برابر دشمنان دین و مجریان سیاست استعماری، یک تنه قیام کرد و پوزه
استکبار و عمّال داخلیش را به خاک مالید.
طی حدود یک قرن و نیم که از شهادت
امیر به دست جیرهخواران و سر سپردگان طاغوت میگذرد، دوست و دشمن در
ستایش از این روح آزاده و شخصیت مقتدر سخن گفتهاند. همه متفق القول
اعتراف کردهاند که �مصلحی� چنین تشنه اصلاح، �سیاستمداری� چنان شیفته
استقلال و �زمامداری� چنین خیرخواه ملت، نه تنها در تاریخ دو هزار و چند
ساله ایران بلکه در تاریخ جهان، کم نظیر و کمیاب است. اصلاحات داخلی در زمینه اعتلای فرهنگ، تنظیم اقتصاد و تطهیر عرصه سیاست کشور، اقدام در
جهت احیای دین و بسط عدالت در سطح جامعه، مبارزاتش در جهت قطع نفوذ اجانب
و استعمارگران، و حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور که طی سه سال و اندی
صدارت میرزا تقیخان امیر کبیر انجام گرفت، همه شایسته تحسین است.
سرگذشت امیرکبیر و اهداف اصلاحی و ضد استکباری این مرد سیاسی لایق، این مسلمان متدیّن و وظیفه شناس و ... و مصلح بزرگ دینی و اجتماعی و نقش استکبار جهانی در سرکوبی، عزل، تبعید و سرانجام شهادت وی از آن رو شایسته مطالعه و بررسی است که پرده از خیانتها و جنایتهای استعمارگران شرق و غرب در کشورهای عقب نگاه داشته شده برداشته و ما را وامیدارد که هر چه مصممتر و با آگاهی هرچه بیشتر به دسیسههای استکبار جهانی پی ببریم.
میرزا تقی خان امیرکبیر یا میرزا محمدتقی خان امیرکبیر، پسر مشهدی قربان هزاوهیی فراهانی نوه تهماسب بیک است. (مشهدی قربان طباخ اشراف آن زمان که بعدها به طور اختصاصی طباخ آشپزخانه میرزا عیسی معروف به میرزا بزرگ قائم مقام فراهانی شد). میرزا تقی خان امیرکبیر در خانوادهای از طبقات پایینی ملت ایران در روستای هزاوه به دنیا آمد و با حفظ این امتیاز در دامان یکی از بهترین و اصیلترین خاندانهای آن روز ایران تربیت یافت و رشد کرد.
هزاوه
در دو فرسخی شمال غربی شهرستان اراک و در مجاورت فراهان زادگاه خانواده
بزرگ قائم مقام قرار داشت. کربلایی محمد قربان در سلک نوکران میرزا عیسی
قائم مقام بزرگ درآمد و به مقام آشپزی رسید و در زمان میرزا ابوالقاسم
قائم مقام دوم و صدر اعظم محمدشاه مقام نظارت در آشپزخانه را احراز کرد و
در اواخر عمر �قاپوچی� قائم مقام شد. حشر و نشر میرزا تقی خان با فرزندان
خانواده قائم مقام از سویی و استعداد و دقت نظر امیرکبیر از سوی دیگر از
او شخصیتی میسازد که نظیر آن در عصر قاجار کمتر دیده میشود. راه یافتن
امیر کبیر به کلاس درس فرزندان قائم مقام در حالی که امثال او حق تعلیم و
تعلم نداشتهاند و تعبیراتی که قائم مقام در خصوص او به کار میبرد، عظمت
شخصیت امیرکبیر را در همان دوران طفولیت نشان میدهد.
امیر چون به سن رشد رسید در دستگاه قائم مقام و دستگاه محمدخان زنگنه امیر نظام، وارد خدمات دولتی شد.
تحریر و نویسندگی در محضر این دو شخصیت، آغاز کار امیرکبیر است. بعد از
مدتی لشکر نویسی در سال 1251 هجری قمری به شغل و لقب مستوفی نظام در لشکر
آذربایجان منسوب و ملقب گردید. بعد از سمت استیفا به وزیر نظامی فرمانده
کل قوا میرسد و بعد از مدتی با جلوس ناصرالدین شاه بر تخت، محمدتقی خان،
به لقب امیرکبیری، اتابکی و نائبی درآمد. در حالی که منصب صدارت و امیر
نظامی را داشت. حسادت امثال میرزا آقاخان نوری و دسایس او همراه با
مهدعلیا در این هنگام علیه امیرکبیر در شاه اثری نکرد و ازدواج امیر کبیر
با خواهر تنی ناصرالدین شاه یعنی عزت الدوله اوضاع را کمی به نفع امیرکبیر
آرام کرد. امیرکبیر سرگرم اصلاحات کلی شد در حالی که مملکت سخت گرفتار
طغیان ناشی از هرج و مرج اواخر دوران محمدشاه بود.
از مهمترین
اقدامات وی میتوان به موارد زیر اشاره کرد: رسیدگی به وضعیت مشوش ارتش،
اصلاح امور مالیاتی، ختم غائله خراسان و قلع و قمع کردن حسین خان سالار و
پیروان میرزا علی محمد شیرازی، ختم قائله مازندران که سنگر و پناهگاه با
بیان به سرکردگی ملاحسین شیرویهیی و ملاحمدعلی قدوسی بود. برافراشتن بیرق
ایران در ممالک خارجه، تأسیس مدرسه دارالفنون، ایجاد روزنامه وقایع
اتفاقیه در پنجم ربیعالثانی 1267 هـ.ق که بعدها با عناوین روزنامه دولتی
ایران و روزنامه دولت علیه ایران و روزنامه ایران منتشر میشد، ایجاد
چاپارخانه منظم، ساختن محلی برای توپ توپچیان به نام میدان توپخانه، منع
رشوه و تأسیس کارخانههای مختلفی چون بلورسازی، چلواربافی، ماهوت بافی،
اسلحه سازی، توپ ریزی و غیره.
آنچه همواره نام امیر کبیر را در نهضت علم و دانش ماندگار خواهد کرد،
همانا تأسیس مدرسه دارالفنون به سبک جدید و استخدام معلمین و استادان
خارجی است که در کنار آنها اساتید برجسته ایران هم بودند و تدریس
میکردند. گرچه بعد از تأسیس این مدرسه آنچه امیرکبیر در زمان حیاتش در
نظر داشت متحقق نشد و حسودان امیرکبیر چون میرزا آقاخان نوری سلطه و نفوذ
یافتند و اغراض و امیالشان را در این امر مهم دخالت دادند، از جمله بردن
صد نفر شاگرد از شاهزادگان به نزد ناصرالدین شاه تا در این مدرسه تعلیم
یابند. افسوس که یک روز پس از عزل امیرکبیر، معلمان فرنگی وارد تهران
میشوند و گویی او را در حال توقیف ملاقات میکنند. میرزا آقاخان نوری با
وجود آمدن معلمان از فرنگ، هنوز سعی در تعطیلی دارالفنون دارد که
ناصرالدین شاه مخالفت میکند.
سرانجام دشمنی امثال آقاخان نوری و
مهدعلیا و... و نادانی ناصرالدین شاه باعث شد تا در 20 محرم 1268 هجری
قمری، امیرکبیر از صدارت معزول شود و در 25 محرم از امارت نظام و از تمام
مشاغل دولتی برکنار و چند روز بعد به کاشان تبعید شود. سرانجام به فرمان
نامرد روزگار ناصرالدین شاه به دست نالایقی چون حاج علیخان مراغهیی معروف
به حاجبالدوله به طرز فیجعی در حمام فین کاشان به لقاء حق برسد. روحش شاد.
"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
روزى که امیرکبیر به شدت گریست
سال
1264 قمرى، نخستین برنامهى دولت ایران براى واکسن زدن به فرمان امیرکبیر
آغاز شد. در آن برنامه، کودکان و نوجوانانى ایرانى را آبلهکوبى مىکردند.
اما چند روز پس از آغاز آبلهکوبى به امیر کبیر خبردادند که مردم از روى
ناآگاهى نمىخواهند واکسن بزنند. بهویژه که چند تن از فالگیرها و
دعانویسها در شهر شایعه کرده بودند که واکسن زدن باعث راه یافتن جن به
خون انسان مىشود.
هنگامى که خبر رسید پنج نفر به علت ابتلا به بیمارى آبله جان باختهاند، امیر بىدرنگ فرمان داد هر کسى که حاضر نشود آبله بکوبد باید پنج تومان به صندوق دولت جریمه بپردازد. او تصور مى کرد که با این فرمان همه مردم آبله مىکوبند. اما نفوذ سخن دعانویسها و نادانى مردم بیش از آن بود که فرمان امیر را بپذیرند. شمارى که پول کافى داشتند، پنج تومان را پرداختند و از آبلهکوبى سرباز زدند. شمارى دیگر هنگام مراجعه مأموران در آب انبارها پنهان مىشدند یا از شهر بیرون مىرفتند.
روز بیست و هشتم ماه ربیع الاول به امیر اطلاع دادند که در همهى شهر تهران و روستاهاى پیرامون آن فقط سىصد و سى نفر آبله کوبیدهاند. در همان روز، پاره دوزى را که فرزندش از بیمارى آبله مرده بود، به نزد او آوردند. امیر به جسد کودک نگریست و آنگاه گفت: ما که براى نجات بچههایتان آبلهکوب فرستادیم. پیرمرد با اندوه فراوان گفت: حضرت امیر، به من گفته بودند که اگر بچه را آبله بکوبیم جن زده مىشود. امیر فریاد کشید: واى از جهل و نادانى، حال، گذشته از اینکه فرزندت را از دست دادهاى باید پنج تومان هم جریمه بدهی. پیرمرد با التماس گفت: باور کنید که هیچ ندارم. امیرکبیر دست در جیب خود کرد و پنج تومان به او داد و سپس گفت: حکم برنمىگردد، این پنج تومان را به صندوق دولت بپرداز.
چند دقیقه دیگر، بقالى را آوردند که فرزند او نیز از آبله مرده بود. این بار امیرکبیر دیگر نتوانست تحمل کند. روى صندلى نشست و با حالى زار شروع به گریستن کرد. در آن هنگام میرزا آقاخان وارد شد. او در کمتر زمانى امیرکبیر را در حال گریستن دیده بود. علت را پرسید و ملازمان امیر گفتند که دو کودک شیرخوار پاره دوز و بقالى از بیمارى آبله مردهاند. میرزا آقاخان با شگفتى گفت: عجب، من تصور مىکردم که میرزا احمدخان، پسر امیر، مرده است که او این چنین هاىهاى مىگرید. سپس، به امیر نزدیک شد و گفت: گریستن، آن هم به این گونه، براى دو بچهى شیرخوار بقال و چقال در شأن شما نیست. امیر سر برداشت و با خشم به او نگریست، آنچنان که میرزا آقاخان از ترس بر خود لرزید. امیر اشکهایش را پاک کرد و گفت: خاموش باش. تا زمانى که ما سرپرستى این ملت را بر عهده داریم، مسئول مرگشان ما هستیم. میرزا آقاخان آهسته گفت: ولى اینان خود در اثر جهل آبله نکوبیدهاند.
دانلود کتاب سرخ
با فرمت : پی دی اف PDF و با حجم 1,607 KB
برای دانلود کتاب اینجا کلیک کنید
دانلود کتاب سرخ
با فرمت : پی دی اف PDF و با حجم 1,607 KB
برای دانلود کتاب اینجا کلیک کنید

سلامت در کار مهمترین عامل آرامش روانی و جسمانی مدیران و کارمندان است بررسی های اخیر نشان می دهد کارمندانی که احساس می کنند مدیرشان از تواناییهای لازم برای این کار برخوردار نیستند بیشتر مبتلا به دردها و ناراحتیهای قلبی می شوند.
در این گزارش آمده است مدیران توانا صرفنظر از اطلاعات و تخصص احساس مسئولیت بیشتری در قبال کارمندان می کنند و انتظارات مشخصی از کارمندان دارند و از آنها حمایت می کنند به همین دلیل استرس کمتری بر محیط کار حاکم است و سیستم بدنی کارمندان نیز در ارامش و سلامت فعالیت می کند. در چنین محیطی کارمندان انگیزه بیشتری برای کار داشته و با انرژی بیشتری کار می کنند. و از تخلف و کارشکنی در اینگونه مکانها کمتر خبری هست.

دانلود کتاب سرخ
با فرمت : پی دی اف PDF و با حجم 1,607 KB
برای دانلود کتاب اینجا کلیک کنید

پریسا آغداشلو :
کروبی در این انتخابات پا را نه بر اساس تعامل و سیاست بازی زیرکانه گذاشته و نه وعده های دهه 30 ایران ، او امروز با نیمه پر لیوانش به صحنه آمده است . عمادالدین باقی می گوید : چه بسا برخی نقدها بر آقای کروبی هم وارد باشد ولی به نظر من با نگاهی حقوق بشری، او گزینه مناسبتری نسبت به گزینههای دیگر است. من میبینم که وقتی ما در ماجرای متهمان اهواز در حال پیگیری بودیم تنها کسی که حاضر شد با خانوادههای آنها دیدار کند، آقای کروبی بود و اجازه داد که خبرش هم منتشر شود. آقای کروبی رئیس مجلس بود و سه نفر متهم به اعدام قرار بود تا دو روز دیگر اعدام شوند. من شاید ساعت یازده و نیم شب بود که تماس گرفتم با منزل ایشان و گفتم که اینها را فردا میخواهند اعدام کنند و جان آدمها از ریاست مجلس و مسائل سیاسی مهمتر است و تقاضا می کنم که همین الان یا با آقای شاهرودی تماس بگیرید و یا به منزل ایشان بروید و این حکم را متوقف کنید چون آنها به دلایل مشخص(که تفصیلا برای ایشان گفتم)، مستحق اعدام نیستند. آقای کروبی هم پیگیری کردند و البته مرحوم آیتالله مرعشی که معاون قوه قضائیه بودند هم پیگیری کردند و آن حکم شکست و آنها به ۱۵ سال حبس محکوم شدند.این در حالی بود که در مواردی که دارای حساسیت خیلی کمتر از این بود، افراد دیگر حاضر به اقدام نمیشدند. آن چیزی که برای من مهم است این است که اگر نقض حقوق بشری رخ داد، رئیسجمهور فردی باشد که در این زمینهها مواجهه عملی داشته باشد. باید بتوان برای رفع مشکلات حقوق بشری با او تعامل فعال داشت و او هم جسارت اقدام کردن و جلوگیری را داشته باشد ولو اینکه موفق نشود. البته من معتقد نیستم که این کافی است.
چهارماه دیگر انتخابات ریاست جمهوری ایران برگزار می شود . از ماهها پیش رجز خوانی مخالفین و موافقین دولت فعلی در این میدان و عرصه نمودی بارز داشته است .
انتخابات اگر صحنه مبارزه واقعی کاندیداهای انتخاباتی باشد می
تواند
پتانسیل عظیم مردمی را به حرکت در آورد و با قوت و صلابت به میدان
فعالیتهای اجرایی وارد شود . بسیاری ساز انتخاب پیش از موعد شورای
نگهبانی را از
حالا کوک کرده اند و اینکه این انتخابات نمی تواند آرای واقعی مردم ایران
را داشته باشد چون شورای نگهبان پیش از آن در انتخابات دخل و تصرف می کند
. و یا بلعکس عده ای این شورا را تشویق به اعمال محدودیت می نمایند .

در همین زمینه روحالله حسینیان رئیس فراکسیون انقلاب اسلامی هر گونه اظهارنظر در مورد ردصلاحیت خاتمی توسط شورای نگهبان از سوی خود را رد کرد و گفت:«انشالله آقای خاتمی بیایند و نیروهای اصولگراها هم متحد خواهند شد و آقای خاتمی هم شکست فاحشی خواهد خورد انشالله.»
البته خود خاتمی جریان رد صلاحیتش را جدی گرفته و از حالا در حال پاسخ گویی به این اقدام است و می گوید : در مجموعه نظام مشغول فعالیت هستیم و قانون اساسی و رهبری را قبول داریم و خیانت به انقلاب و خون شهیدان میدانیم که تصور شود اپوزیسیون نظام هستیم و بنده اینطور نبوده و نخواهم بود.
فکر می کنم با گذشت بیش از سی سال از انقلاب و شناخت عمقی و ریشه ایی مردم توسط حاکمیت نباید تا این اندازه بد بینانه مانع انتشار افکار آدمهای مختلف شد این خود می تواند باعث اقتدار ملی روز افزون گردد .
ارد بزرگ اندیشمند حال حاضر در مورد انتخابات در کتاب آرمان نامه جملاتی دارند که لازم است اینجا به آنها اشاره کنم :
انتخابات مکان شعبده بازی دیوان سالاران نیست ! .
امروزه ، انتخابات آزاد تنها راهکار ادامه زندگی سیاسی فرمانروایان است .
انتخابات آزاد ، دشمن هیچ یک از باورهای توده مردم نیست .
انتخابات درست و سازنده ، ناجی کشور و نادیده گرفتن آن ، پگاه رستاخیزی هولناک است .
کشوری که گروه های هدفمند سیاسی ندارد انتخابات هر روز بیشتر به پستی می گراید .
دیوان سالاران بر این باور نباشند که انتخابات حقی است که آنها به مردم می دهند ! .
انتخابات نیاز به هنجاری خردمندانه دارد خردی که باور همه نخبگان آزاد اندیش کشور باشد .
انتخابات پرشگاه سیاسیون برای رسیدن به دستگاه دیوانی نیست اینجا خواست توده آدمیان برای درمان ناراستی هاست .
کوچک کنندگان دایره انتخابات ، با بن و ریشه آن دشمن اند .
آدمیانی که انتخابات نیک را بی ارزش می انگارند و آنانی که دانسته در بازی
انتخابات نادرست رای می دهند هر دو به یک اندازه به سرزمین خویش پشت کرده
اند .
انتخابات این دوره دارای اهمیت و درخشش خاصی هست از یک طرف رسیدن بحران مالی جهانی به داخل کشور ما و طرح دولت برای یارانه ها که بنا به گفته اغلب اقتصادانها در کوتاه مدت مردم را در کمپرس و فشاری دو چندان قرار می دهد و از طرفی خواسته های امروز نسل جوان که این روزها بحران های بسیاری را در پیش رو دارند و بدنبال گریزگاهی برای دفع آنها هستند . خود نمودی بارز یافته است .
اصلاح طلبان با آمدن خاتمی دلشان گرم شده که بزودی بر می گردند به مناسب پیشین خویش و با شعارهای مردم سالارانه دل میلیونها ایرانی را بسوی خویش جلب می کنند از طرفی دیگر حامیان احمدی نژاد چشم به رای 21 میلیون نفری دارند که سهام عدالت گرفته اند و آرای سنتی خود در بازار و حوزه های نظامی .
بزرگترین مشخصه این دوره از انتخابات نزدیکی آرای هر دو طرف به یکدیگر است .
تمام نظر سنجی ها نشان می دهد بین آرای خاتمی و احمدی نژاد فاصله فقط چند درصد است این خود باعث می شود کاندیدای هر کدام از طرفین هم که رای بیاورد رایش حداقلی و بسیار ضعیف است .
سخنان آیه الله ناطق نوری در تشکیل دولت وحدت ملی شاید بر اساس همین برآورد مطرح شده است . این طرح مورد انتقاد شدید حامیان رییس جمهور فعلی ایران قرار گرفته است اما مطمئنا در صورت عدم کسب آرای لازم بر طبل دولت وحدت ملی خواهند کوبید و خاتمی هم همانند گذشته که در کابینه خود از طیف های مختلف سیاسی افرادی را در سطح وزیر به کار می گمارد پذیرفته خواهد شد .
اما جبهه اصلاحات با یک چالش بزرگ مواجه است و آن اینکه عملگرایان این جناح همچون طیف کارگزاران به پشتیبانی کروبی برخواسته اند و با شناختی که ما از این طیف در گذشته داشته و داریم مسلما آراء آیت الله کروبی بسیار بیشتر از حدی خواهد بود که تصور می شود .
در نهایت طیف دفتر تحکیم وحدت هم به کروبی خواهند پیوست و شرایط بکلی دگرگون خواهد شد .
بزرگترین شاخصه کروبی در شجاعت و بی پروایی اوست این خصیصه باعث شده است نسلی که از خاتمی جز سکوت و گذشت چیزی بیاد ندارند هم پای او شوند شعارهای کروبی هم تغییر کرده و سطح نازل شعارهای دوره گذشته اش دیگر مطرح نیست و او معتقد به حضور حداکثری کاندیدهای انتخابات ریاست جمهوری است .
نمود این خواست در سخنان عمادالدین باقی دیده می شود او می گوید :
به نظر من آقای خاتمی تجربه هشت ساله خود را پس داده است. آقای موسوی هم طی بیست ساله گذشته در سکوت بودهاند و به قول معروف «تا مرد سخن نگفته باشد، عیب و هنرش نهفته باشد». ما میدانیم که ایشان در دهه اول انقلاب، نخست وزیر خوبی بودهاند ولی تجربهای جدید از ایشان نداریم. آقای کروبی هم البته تجربهای در قوه مجریه نداشته و ما فقط عملکرد او در بنیاد شهید و ریاست مجلس را دیدهایم. هر کدام از آنها که آن چک سفید را بگیرند و بیایند به نفع کشور است ولی انتخاب من به عنوان یک فعال حقوق بشری اگر بخواهم رای بدهم، فردی است که به معیارهای حقوق بشری نزدیکتر باشد. وقتی که من مقایسه میکنم میان آنها با تجربیاتی که دارم اگر بخواهم در این انتخابات شرکت کنم آقای کروبی را مناسبتر می دانم. چون در دورهای که ایشان رئیس مجلس بود اتفاقاتی در مجلس افتاد که بیسابقه بوده است. بعد از آیت الله منتظری که با حفظ اعتقاد به نظام و انقلاب از حقوق مخالفان دفاع میکردند آقای کروبی - البته با فاصله بسیاری - تنها کسی بوده که در عمل مطابق با همین نسخه رفتار کرده است. شعار دفاع از حقوق مخالف را خیلیها که در حکومت بودهاند،دادهاند اما در تاریخ پارلمان ایران برای اولین بار آقای کروبی بود که در پارلمان را به روی محکومان قوهقضائیه، برای تظلمخواهی باز کرد. بعد از آقای کروبی هم آقای انصاریراد بود که این توجه را در مجلس داشت.
خاتمی هم سعی دارد از پوسته نظریه پردازی بیرون آمده و خود را ملزم به عمل ! کند و می گوید : ما در سال 76 تجربهای داشتیم و الان که میخواهیم در سال 88 عمل کنیم نباید از یاد ببریم، این دو مرحله با یکدیگر تفاوت دارند و اگر تکرار آن الگوها و ذهنیت ها و روش ها را بکنیم معلوم نیست به نتیجه مطلوب برسیم ذهن جامعه ما متفاوت با ذهن دیروز است، مسائل امروز متفاوت با مسائل دیروز است، منطقه و جهان امروز با منطقه و جهان آنروز فرق کرده است. ما در مرحلهای هستیم که اسلام وارد عرصه حیات اجتماعی شده است و نظام جمهوری اسلامی بر پا شده و اگر ما در سایه این انقلاب، معتقد به دموکراسی سازگار با دین هستیم، آیا ما اصولگرائیم؛ یا کسی که می گوید رای مردم تشریفاتی است؟
به شخصه رقابت این دوره انتخابات را بین عملگرایان می دانم این انتخابات جای خاتمی ، موسوی و یا جهرمی و ولایتی نیست . فکر می کنم دو سوی این میدان کروبی و احمدی نژاد هستند در بک گراند هر دو نیروهای چپ و راست موضع گرفته اند و قشر بسیار بزرگی که ناظر این تحول هستند .

به نظرم درصد آرای انتخابات از هر دوره پایین تر است اما اهمیت آن از هر دوره ایی بالاتر .
این
همان موردی است که کروبی هم به آن اشاره می کند و می گوید : کرباسچی، خانم
کدیور، رحمانی عضو مجمع تشخیص مصلحت و جمعی دیگر در ستاد انتخاباتی من
حضور دارند.
من در انتخابات حضور دارم و خواهم داشت؛ حالا
آقای خاتمی چه صلاح میداند، نمیدانم. با این شرایط راحتم و با خاتمی
ائتلاف نخواهم کرد. به نظر من تعدد نامزدها در عرصه انتخابات منجر به
افزایش شور انتخاباتی خواهد شد.
این شور انتخاباتی آیا توان آوردن طیف خاموش جامعه به صحنه را دارد ؟ البته او ادامه می دهد : در بخش های اقتصادی ، سیاست خارجی و فرهنگی برنامههای ویژهای دارم و به موقع جزئیات آن را اعلام خواهم کرد.
طیف راست به خاطر حضور نیروهای قدرتمند طیف چپ احتمالا هیچ گزینه ایی جز احمدی نژاد را به میدان انتخابات نخواهد فرستاد طیف چپ هم امیدوار است با کشیدن پای طیف خاموش در انتخابات بر آرای یکنواخت احمدی نژاد غلبه کند .
از سویی عملکرد اقتصادی شتابزده و اشتباه احمدی نژاد نگرانی ها را در مورد او دامن زده است :
در همین زمینه روحالله حسینیان نماینده اصولگرای مردم تهران در مجلس در پاسخ به این سئوال که چه موانعی منجر شده احمدینژاد نتواند برخی وعدههایش را عملی کند، گفت: ما موانع ساختاری بسیاری داریم که به این زودی و به این راحتی امکان تغییرش نیست، منتها آقای احمدی نژاد کارهایی را آغاز کرده که انشالله امیدواریم در دوره دوم بتوند اینها را تکمیل کند و موفقیت هایی برای ملت ایران کسب کند.
اصلاح طلبان هم نگران وضع اقتصادی هستند و شرایط پس از انتخابات را بازی با آتش می دانند باقی می گوید : به نظر من اصلاحطلبان البته باید به این مساله نیز توجه کنند که پس از عملکرد چهارساله این دولت وبا سقوط شدید قیمت نفت و تحریمهای گسترده و فزاینده و عدم سرمایهگذاری خارجی در کشور اصلا آیا پذیرفتن مسوولیت دولت آینده مطلوب هست یا نه. باید بدانند که یک دامی را تحویل میگیرند که شاید فاتحه اصلاحطلبی را بخواند. اصلاحطلبان بدون پول نفت میتوانند موفق باشند به شرط آن که در روابط بینالملل شرایط معقولی حاکم شود و امنیت داخلی وجود داشته باشد تا سرمایهگذاری خارجی صورت بگیرد. مخالفان اصلاحات هم چنین امکانی را در اختیار اصلاحطلبان نخواهند گذاشت.

خاتمی و موسوی همانند احمدی نژاد هم نتوانستند کارکرد اقتصادی چشم گیری داشته باشند اما پرونده کروبی سفید است چون برایش آزمونی نبوده و این خود یک نکته مثبت است سخنان افرادی مانند عماد الدین باقی می تواند سیلی از جمعیت را به سوی کروبی گسیل کند آنگاه که می گوید : بله، چطور خانواده زندانیان میتوانستند به دفتر مجلس رفتوآمد داشته باشند اما به دفتر ریاستجمهوری نه. آقای لقمانیان که بازداشت شد آقای کروبی ایستاد و رسما اعلام کرد با این شرایط نمیتواند مجلس را اداره کند و تهدید به استعفا کرد و آقای لقمانیان که در بازداشت پیش ما بود سریعا آزاد شد و حتی نگذاشتند که چای خود را در آنجا بخورد و سریعا او را از زندان خارج کردند. سر حکم آغاجری، تعبیری آقای کروبی به کار برد که حتی امروز هیچ روزنامهای جرأت نمیکند آن را چاپ کند. نباید نسبت به آقای کروبی کملطفی کرد. خود اینکه اگر کسی کار مثبتی از نظر حقوق بشری انجام داد باید ارزش نهاده شود یک اخلاق حقوق بشری است چه این شخص کروبی باشد چه دکتر لاهیجی چه حتی احمدینژاد. طرح انتخاب زندانبان نمونه هم دارای همین مبنا بود. به همین دلیل باید گفته شود که قاطعترین موضعگیریها علیه نظارت استصوابی را همیشه آقای کروبی داشته است. در موضوع دراویش، آقای کروبی بیانیهای داد که هیچیک از دستاندکاران حکومت شهامت پرداختن به آن را نداشت.آیا دیگران نمیتوانستند چنان بیانیهای بدهند و موارد نقض حقوق بشر را در همین حد محدود هم صریحا مورد اعتراض قرار دهند؟در همین روزهای اخیر هم وقتی خانم عبادی تحت فشار شدید بود وبه ملاقات ایشان رفت بهرغم ممانعت برخی از نهادها اما ایشان در چارچوب منافع ملی این دیدار را انجام داد.
نکته آخر آنکه برنده انتخابات مسئولیت سنگین بسیار وحشتناکی را در آینده بر دوش خواهد داشت حفظ ارزشها و در عین حال سرمایه گذاری خارجی و رفع تحریم ها چندان با هم در شرایط امروز قابل جمع نیست برای همین خاتمی می گوید : برای جبران کمبود درآمدهای ارزی باید سرمایه خارجی را جذب کرد، بنابراین سیاست خارجی فعال را می طلبد و اگر اینچنین شد ذیل سرمایه تکنولوژی هم وارد ایران می شود و ما شاهد کاهش فشارها و محرومیت های بینالمللی هم خواهیم بود، البته باید این اطمینان را داد که این امور به معنای گذشت از اصول و منافع ملی نیست.

پریسا آغداشلو :
دانلود کتاب سرخ
با فرمت : پی دی اف PDF و با حجم 1,607 KB
برای دانلود کتاب اینجا کلیک کنید
علی اسفندیاری معروف به نیما یوشیج در سال 1276 خورشیدی در روستای یوش مازندران به دنیا آمد. پدرش که ابراهیم خان نوری نام داشت،از راه کشاورزی و گله داری روزگار می گذرانید. دوان کودکی اش را در آنجا سپری نمود و پس از اتمام تحصیلات ابتدایی، از آنجا به تهران آمد تا در دبیرستان سن لوئی که متعلق به موسسه کاتولیک های رُِم بود، به تحصیل خود ادامه دهد. در اینجا بود که علاقه وی به سرودن شعر در اثر یکی از معلمان وی که نظام وفا نام داشت، بیشتر و بیشتر شد و به سرودن شعر روی آورد. او به زبان فرانسه (زبان بین المللی آن دوران) را به خوبی فراگرفت و با ادبیات اروپا آشنا شد. محمد رضا عشقی در روزنامه قرن بیستم خویش بخشی از شعر افسانه نیما را منتشر کرد. نیما یوشیج توانست در سال 1317 جزء گروه کارکنان مجله موسیقی، مجله ماهانه وزارت فرهنگ درآید. وی در این مجله یک سلسله مقالات در خصوص نظریات فیلسوفان در خصوص هنر و همچنین تاثیر ادبیات اروپا را بر برخی از ممالک شرقی (آسیا) به چاپ رسانید و مورد بررسی قرار داد. او در سال 1328 در روابط عمومی و اداره تبلیغات وزارت فرهنگ مشغول به کار شد . نیما در نخستین آثار خود از اوزان عروضی پیروی می کند، اما کم کم با مشاهده آثار ادبیات اروپا، در آثار بعدی خود شعرش را از چهارچوب وزن و قافیه آزاد می سازد و راهی نو و سبکی تازه در شعر می آفریند، که به سبک نیمایی مشهور است.این شاعر بزرگ در سال 1338 در منطقه تجریش تهران دارفانی را وداع گفت. برخی از آثار او عبارت اند از : شعر من، ماخ لولا، ناقوس،شهر صبح شهر شب، آهو و پرنده ها،قلم انداز، نامه های نیما به همسرش،کندوهای شبانه و .... . در ضمن در سال 1364 مجموعه ای کامل از آثارش منتشر شد. نیما در نتیجه آشنایی با زبان فرانسه با ادبیات اروپا آشنا گردید و سبب به وجود آمدن سبکی نو در شعر پارسی شد. همچنین تحول عظیمی را در شعر فارسی ایجاد نمود.
میر داماد
میر داماد ، شنیدستم من ،
که چو بگزید بن ِ خاک ، وطن
بر سرش آمد و از وی پرسید
مَلَک ِ قبر ، که : « مَن ربّک ؟ من ؟ »
میر بگشاد دو چشم ِ بینا
آمد از روی ِ فضیلت به سخن :
اُسطُقُسّیست – بدو داد جواب –
اُسطُقُسّات ِ دگر ، زو مُتقَن .
حیرت افزودش از این حرف ، مَلَک
برد این واقعه پیش ِ ذوالمن
که : « زبان ِ دگر این بندهی ِ تو
میدهد پاسخ ِ ما ، در مدفن . »
آفریننده بخندید و ، بگفت :
« تو به این بندهی ِ من حرف نزن ؛
او درآن عالم هم ، زنده که بود
حرفها زد که نفهمیدم من ! »
------------------- لاهیجان ، 16 اردیبهشت 1309
نیما
نخستین شاعر نوپرداز در ایران نبود، پیش از او نیز افراد دیگر، چون
ابوالقاسم لاهوتی ، تقی رفعت و ... بیرون از قالب های رسمی اشعاری سروده و
منتشر کرده بودند. ولی نیما کسی بود که با دقت زیاد و صرف وقت بسیار (حدود
38 سال)
توانست قالبهای کهن را در هم بریزد و راهی نو پیش پای شعر فارسی باز کند.
او بدنبال ساختن قالبی آزاد و نوین بود که دارای ایهام و روانی خاص خود
باشد بنای شعری که او آن را به بالا برد خود محرکی برای سرآیندگان پس از
او شد به قول ارد بزرگ اندیشمند برجسته کشورمان : برآزندگان خواهند ساخت
سرآیندگان از پس آن خواهند سرود و زمین آیندگان را بارور می سازند . و
نیما دقیقا نمونه بارز این سخن شیوا و جاودانه است . کودکی نیما (به قول
خویش) در بین شبانان و آرامش کوهستان گذشت.
مقدمات درسی را در مکتب خانه ی ده آموخت و سپس به تهران آمد. در تهران
او به مدرسه ی کاتولیک "سن لوئی" که دروسش به زبان فرانسه تدریش می شد رفت
و آشنایی او به زبان فرانسه، سرآغاز دگرگونی در وی شد. نیما خود می
نویسد:"تمام خیالات من برای شناسایی چیزهای خوبی بود که
می خواستم فقط با آن شناسایی بر همسران خود تفوق یابم... در پانزده سالگی
می رفتم مورخ شوم، گاهی نقاش می شدم و ... خوشبختانه هر نوع قوه خلاقه در
من وجود داشت، ولی مراقبت و تشویق یک معلم خوش رفتار، که "نظام وفا" شاعر
به نام امروز باشد، مرا به خط شعر گفتن انداخت." نظام وفا غزل سرایی بود
که نیما "افسانه" را به او تقدیم کرد.
نیما همزمان با تحصیل در مدرسه ی سن لویی به آموزش زبان عربی پرداخت.
در سال 1298 شمسی در سن 22 سالگی به استخدام دولت درآمد، ولی کار اداری را دوست نداشت.
در سال 1300 شمسی نخستین کتاب شعرش را یک مثنوی بود به نام "قصه ی رنگ پریده خون سرد"، با سرمایه ی شخصی در 30 صفحه منتشر کرد.
تاریخ سرایش این شعر 1299 شمسی و امضای سراینده ی آن "نیما نوری" بود.
"نیما" نام قهرمانی طبری، به معنای قوس و کمان بزرگ است.
|
|
|
|
نمونه هایی از اشعار نیما:
خواب ِ زمستانی
سر شکستهوار در بالش کشیده ،
نه هوایی یاریش داده ،
آفتابی نه دمی با بوسهی ِ گرمش به سوی ِ او دویده ،
تیزپروازی به سنگین خواب ِ روزانش زمستانی
خواب میبیند جهان ِ زندگانی را ،
در جهانی بین ِ مرگ و زندگانی .
همچنان با شربت ِ نوشش
زندگی در زهرهای ِ ناگوارایش .
خواب میبیند فرو بستهست زرّین بال و پرهایش
از بر ِ او شورها برپاست .
میپرند از پیش ِ روی ِ او
دلبهدوجایان ِ ناهمرنگ ،
وآفرین ِ خلق بر آنهاست .
خواب میبیند ( چه خواب ِ دلگزای او را )
که بهنوکآلوده مرغی زشت ،
جوش ِ آن دارد که برگیرد ز جای او را
و اوست مانده با تن ِ لخت و پر ِ مفلوک و پای ِ سرد .
پوست میخواهد بدرّاند به تن بیتاب
خاطر ِ او تیرگی میگیرد از این خواب
در غبارانگیزی از اینگونه با ایّام
چه بسا جاندار کاو ناکام
چه بسا هوش و لیاقتها نهان مانده
رفته با بسیارها روی ِ نشان ، بسیارها چه بینشان مانده
آتشی را روی پوشیده به خاکستر
چه بسا خاکستر او را گشته بستر
هیچ کس پایان ِ این روزان نمیداند .
برد ِ پرواز ِ کدامین بال تا سوی ِ کجا باشد .
کس نمیبیند .
ناگهان هولی برانگیزد
نابجایی گرم برخیزد
هوشمندی سرد بنشیند ،
لیک با طبع ِ خموش ِ اوست
چشمباش ِ زندگانیها
سردیآرای ِ درون ِ گرم ِ او با بالهایش ناروان رمزی است
از زمانهای ِ روانیها .
سرگرانی نیستش با خواب ِ سنگین ِ زمستانی
از پس ِ سردیّ ِ روزان ِ زمستان است روزان ِ بهارانی .
او جهانبینیست نیروی ِ جهان با او
زیر ِ مینای ِ دو چشم ِ بیفروغ و سرد ِ او ، تو سرد منگر
رهگذار ! ای رهگذار
دلگشا آینده روزی است پیدا بیگمان با او .
او شعاع ِ گرم از دستی به دستی کرده بر پیشانی ِ روز و شب ِ دلسرد میبندد
مرده را ماند . به خواب ِ خود فرو رفتهست امّا
بر رخ ِ بیداروار ِ این گروه ِ خفته میخندد .
زندگی از او نشسته دست
زنده است او ، زندهی ِ بیدار .
گر کسی او را بجوید ، گر نجوید کس ،
ورچه با او نه رگی هشیار .
سر شکستهوار در بالش کشیده ،
نه هوایی یاریش داده ،
آفتابی نه دمی با خندهاش دلگرم سوی ِ او رسیده
تیزپروازی به سنگین خواب ِ روزانش زمستانی
خواب میبیند جهان ِ زندگانی را
در جهانی بین ِ مرگ و زندگانی .
------------------------5 خرداد ِ 1320
خواب در چشم ترم می شکند
در سال 1317 به عضویت هیأت تحریریه مجله "موسیقی" در آمد و به
انتشارمقالات و اشعار خود در آن پرداخت. چندی نیز در ادارهٔ انطباعات
وزارت فرهنگ به خدمت مشغول بود. شهامت نیما در تاختن به مرزهای تنگ تفکر
کهن، با تکیه بر اصالت ایمان او به این تحول و طبع حاصل خیزش، شعر و
جایگاه او را از دیگرانی که در این راه قلم می زدند، متمایز ساخته است.
"مایه ی اصلی اشعارمن، رنج است. به عقیدهی من گویندهی واقعی باید آن
مایه را داشته باشد. من برای رنج خود شعر میگویم. فرم و کلمات و وزن و
قافیه، در همه وقت، برای من ابزارهایی بودهاند که مجبور به عوض کردن آنها
بودهام تا با رنج من و دیگران بهتر سازگار باشد."
عق:
"ای فسانه! مرا آرزو نیست
که بچینندم و دوست دارند
زادهی کوهم، آوردهی ابر،
به که بر سبزه ام واگذارند
با بهاری که هستم در آغوش
کس نخواهم زند بر دلم دست،
که دلم آشیان کسی هست
ز آشیانم اگر حاصلی نیست،
من بر آنم کز آن حاصلی هست،
به فریب و خیالی منم خوش"
سال های حوالی 1320 اوج شکوفایی شعری او محسوب میشوند."ناقوس"، "دنیا خانه من است" ،"مانلی" ،"شهر صبح، شهر شب" و... از دیگر آثار او هستند.
او در سال 1338 پس از بازگشت ازسفری به یوش،در اثر ابتلا به ذات الریه درگذشت. راهی که نیما یوشیج آغازگر آن شناخته می شود، سراسر مبارزه بود برای "شعری که زندگی است". برای کلماتی که آهنگشان از بطن رقص حروف برمی خیزد نه الزام قافیه ها. و حافظه زمان، این عصیان گر متهم به آشوب را، پدر شعر نوین ایران می شناسد. شعر بی وزنی خود گویی ناجی قافیه ها شد...
نیما، درآورد گاه جهان
«علی اسفندیاری» (نیما یوشیج) از پدری خان زاده؛ به نام «ابراهیم» و مادری
فرهنگ دوست به دنیا آمد. او تا دوازده سالگی در میان قبایل کوهستانی و
چادرنشین و در متن آوردگاه زندگی به سر برد و درس ها آموخت. پدر، کشاورز و
گله دار بود و بنا به رسم ، سوارکاری و تیراندازی را به پسرش آموخت. مادرش
اما، به فرهنگ و هنرعلاقه داشت. ادب پارسی را می دانست و در گفت و گوهایش
از حکایات هفت پیکر «نظامی» و غزلیات «حافظ» مثال می آورد و هم چنین پسرش
را تشویق می کرد تا این ها را بیاموزد.
علی خود در مورد کودکی اش می گوید: «زندگی بدوی من، در بین شبانان و ایلخی
بانان گذشت که به هوای چراگاه به نقاط دور، ییلاق و قشلاق می کنند و شب،
بالای کوه ها، ساعات طولانی با هم به دور آتش جمع می شوند. از تمام دوره
بچگی خود، من به جز زد و خورد های وحشیانه و چیزهای مربوط به زندگی بچگی
خود، کوچ نشینی و تفریحات ساده آن ها، در آرامش یک نواخت و کور بی خبر از
همه جا، چیزی به خاطر ندارم. در همان دهکده که من متولد شدم، خواندن و
نوشتن را نزد آخوند ده یاد گرفتم. او مرا در کوچه باغ ها، دنبال می کرد و
به باد شکنجه می گرفت. پاهای نازک مرا به درخت های ریشه و گزنه دار می
بست، با ترکه های بلند می زد و مرا مجبور می کرد به از برکردن نامه هایی
که معمولن اهل خانواده دهاتی، به هم می نویسند و خودش آن ها را به هم
چسبانده و برای من طومار درست کرده بود.»
او از سال 1300 نام «نیما» را برای خود برگزید که نام کوهی است در
مازندران. به این ترتیب از همان ابتدا، انگار می خواست بگوید که چون کوه
در مقابل سنت های کور اجدادی خواهد ایستاد.
«وقت است که نعره ای به لب آخر زمان کشد
نیلی بر این صحیفه بر این دودمان کشد
سیلی که ریخت خانه ی مردم زهم چنین
اکنون سوی فرازگهی سرچنان کشد
برکنده دارد این بنیاد سست را
بردارد از زمین هر نادرست را ...»
اما عشق، خیلی زود به سراغ اش آمد. اگرچه این عشق، طلیعه حیات شاعرانه
او گشت، اما ناکام گسست و باعث دل گیرشدن نیما و آزردگی روح حساس اش شد که
بعدها به همراه عشقی دیگر و این بار عشقی وحشی در میان قبایل کوهستانی به
سرودن افسانه منجر شد. افسانه نیما لبریز ازعشقی سرشار، اما به شدت فردی
است.
در بهار سال 1305 دردی جان سوز به سراغ اش آمد که آغاز این درد از دست
دادن پدر بود. غم فراق او و به دنبال اش آغاز سرپرستی خانواده، به عنوان
فرزند ارشد، باعث شد تا به مسایل، جدی تر نگاه کند. در همین سال بود که با
«عالیه جهانگیر» ازدواج کرد و با او زندگی مشترکی را آغازید. عالیه از آن
جا که توانست با شکیبایی بی نظیری، بسیاری از مسایل و مشکلات زندگی را -
نه صرفا با یک شاعر، بل که با یک نابغه شاعر- تحمل کند، به حق در طول
تاریخ ادبی کشور ما، مطرح است. همان طور که بعدها «آیدا» همسر زنده یاد
«احمدشاملو» نیز چنین جای گاهی را به خود اختصاص داد.
نیما از سال 1309 به آستارا رفت و در دبیرستان «حکیم نظامی» آن جا به
تدریس ادبیات فارسی پرداخت. اما دوسال بعد، به تهران بازگشت و شعر و زبان
شعر را بررسی کرد تا بتواند به دستاوردهای جدیدی برسد. او درسال 1318 عضو
هیات تحریریه «مجله موسیقی» شد و تا سال 1320 به کار در این مجله ادامه
داد. «ارزش احساسات» اثری است یگانه که از او در این مجله به یادگار باقی
مانده است.
به دنبال کشمکش های پدیده های نو و کهنه که ذکرش رفت و مدتی قبل از مشروطه
آغازید، همواره کسانی در شعر فارسی نظرهای انتقادی، از نظر فرم و محتوا
داشتند. لذا قبل از نیما بودند نام آورانی که می توان آن ها را به عنوان
پیش گامان شعر معاصر ایران نام برد. کسانی چون «میرزا تقی خان رفعت»،
«ابوالقاسم لاهوتی» و بانو «شمس کسمایی» و... که در پی ریزی شالوده شعر
معاصر دخالت داشتند. از این رو پدید آمدن شعر مدرن را نمی توان به طور
مطلق، منحصر به یک فرد دانست. بل که دگرگونی های کیفی شعر، از سوی تعدادی
از شاعران بود که باعث فرآیندی جدی به سوی یک تغییر اساسی شد و در نهایت
به نیما رسید و او هم با آگاهی و خلاقیت اش به آن شکل داد و به طور اساسی
به آن پرداخت.
در این میان اما، نیما کاری سترگ انجام داد. چرا که از نظر زبان و ترکیب واژها، آثاری جاوید به یادگار گذاشت. او در بهترین شعرهایش با واژه ها، به عنوان پدیده ای کاملا زنده - که به سبب همین زنده بودن اش تاریخی هستند- فرهنگی دیگر گونه ساخت. ارزش کار نیما در دیالکتیکی نگاه کردن به واژه ها و درنهایت به شعر است. چنین نگاهی است که بینش جدیدی، به همراه تفکری جدید می آفریند و هرگونه نگاه انتزاعی، کهنه و پوسیده گذشته را طرد می کند.
نیما در اسفند 1300 با سرودن «قصه رنگ پریده، خون سرد» درعرصه ادب
نوین، نوع زیبایی شناسی نوینی را ابداع کرد. این کتاب، به عنوان نخستین
دفتر شعر نیما، با سرمایه شخصی در سی صفحه منتشر شد.
«من ندانم با که گویم شرح درد
قصه رنگ پریده، خون سرد!»
نیما در سال 1301 با انتشار «افسانه» اش، درچند شماره پیاپی مجله قرن
بیستم «میرزاده عشقی» - که تندروترین و بی پرواترین نشریه ادبی سیاسی آن
روزگار بود- در واقع سنگ بنای شعر نوین ایران را گذاشت و می نویسد: «این
ساختمان که افسانه من در آن، جا گرفته است و یک طرز مکالمه طبیعی و آزاد
را نشان می دهد، شاید برای دفعه اول، پسندیده تو نباشد و شاید تو آن را به
اندازه من نپسندی... اما یگانه مقصود من، همین آزادی در زبان و طولانی
ساختن مطلب بوده است. به علاوه انتخاب یک رویه مناسب تر برای مکالمه، که
سابقا هم مولانا محتشم کاشانی و دیگران به آن نزدیک شده اند.»
به این ترتیب کار سترگ نیما آغازید. درسال 1305 با سرمایه شخصی مجموعه
«خانواده سرباز» را منتشر کرد. از سال 1307 تا حدود 1316 مشکلات زندگی،
تاثیراتی در روند شعر نیما به وجود آورد. به هرحال درک تاریخی نیما او را
به اجتناب ناپذیر بودن تغییرات اساسی در شعر فارسی با وجود مصایب و مشکلات
پیش رویش ثابت قدم کرده بود. او از سال 1318 به بعد، طی سلسله مقالات
بسیار مهم اش تحت نام «ارزش احساسات» دریافت اش را تئوریزه کرد و در مجله
موسیقی به چاپ رساند.
چیزی که هست، گاه کشفی تاریخی در دوره زمانی خاص، نابغه ای را می طلبد. پس
از آن، ابزار کشف شده مورد استفاده همگان قرار می گیرد. از این رو مسلم
است که تکامل شعر معاصر در دوره بعد از نیما نمی بایست متوقف شده اعلام
شود؛ بل که باید به ضرورت نگاه به دگرگونی های اساسی و تاریخی، شاعران بعد
از نیما را نیز بررسی کرد.
نیما با قلبی دردمند و رنج کشیده، در سیزدهم دی ماه 1338 عطای همراهی
معاصران را به لقای شان بخشید و روی در نقاب خاک کشید تا بسیاری از مرده
پرستان، بلافاصله بعد از مرگ اش به بلند کردن نام اش بپردازند.
خانه نیما یوشیج (پدر شعر نو که توانست قالب هزار ساله شعر سنتی ایران را بر هم زند)، تاریخی ترین خانه روستای یوش است که قدمت آن به دوره قاجار باز می گردد. این خانه تاریخی که روزگاری محل اقامت اجداد نیما یوشیج بوده است، در سال 1207 هجری قمری به دستور جد وی معروف به «ناظم الایاله» در محله لالوی یوش ساخته شد. این بنا 3 ورودی، شاه نشین و اطاق های بی شماری دارد که به وسیله راهروهایی به هم مرتبط هستند. در حیاط مرکزی این بنا، مقبره نیما قرار گرفته است که در سال 1373 توسط میراث فرهنگی برای پدر شعر نو فارسی ساخته شد .
واما داستان سفر به یوش :
پس از گذشت کلی مسیر پیچ در پیچ که ابتدای آن از هزار چم جاده چالوس شروع میشد به روستای یوش رسیدیم که زیبائی وطبیعت آن مرا به تحسین واداشت بیخود نیست که نیما در اینجا شاعر شده است وهزار سبک پیش گزیده شعر را برهم زده است.

- نمائی از روستای یوش - زادگاه علی اسفندیاری ( نیما یوشیج )
پس از سپری کردن کلی کوچه باغهای قدیمی که پر از درختان آلو ، زردآلو وگردو بود بالاخره به خانه نیما یوشیج رسیدیم کوچه ای با صفا که از زیر سنگفرشهای آن آبی خنک جاری بود و ترانه زیبائی از زندگی بکر انسان را در گوش خسته مسافران جاری می ساخت . خانه ای زیبا که نشاندهنده رونق زندگی در روزگاران قدیم بود.

- نمائی از خانه زیبای علی اسفندیاری ( نیما یوشیج ) در یوش

- نمائی از درب ورودی خانه علی اسفندیاری ( نیما یوشیج )

- تصویری زیبا از نیما یوشیج که در تالار ورودی خانه نصب شده است
حیاط این خانه بسیا زیبا بود ودر وسط آن مزار نیما قرار داشت دور تا دور حیاط پر بود از عکسهایی بسیار قدیمی وزیبا که یکی از دیگری دیدنیتر بود .در ادامه به چند تصویر از آن می پردازیم.

- نمائی از ایوانها ، اندرونیها واتاقهای زیبای خانه علی اسفندیاری ( نیما یوشیج )

- نمائی دیگر از خانه علی اسفندیاری ( نیما یوشیج )

- از راست استاد شهریار ، شراگیم فرزند نیما و علی اسفندیاری ( نیما یوشیج )

- طوبی مفتاح مادر علی اسفندیاری ( نیما یوشیج )

- عکسی از جوانی علی اسفندیاری ( نیما یوشیج )

- عکسی از تفریحات علی اسفندیاری ( نیما یوشیج ) با دوستان

- مزار نیما که در کنار خواهرش و جمع آوری کننده آثارش در وسط حیاط همان خانه آرمیده است.
این همه چیزی نبود که در آنجا می توان دید واقعا هر ایرانی می بایست حداقل یکبار و دیدن این همه زیبائی به این روستا برود.
وبه قولی شنیدن کی بود مانند دیدن . یا حق
وصیّتنامهی ِ
نیمایوشیج
شب دوشنبه 28 خرداد 1335
امشب فکر میکردم با این گذران ِ کثیف که من داشتهام - بزرگی که فقیر و ذلیل
میشود - حقیقةً جای ِ تحسّر است . فکر میکردم برای ِ دکتر حسین مفتاح چیزی بنویسم که
وصیتنامهی ِ من باشد ؛ به این نحو که بعد از من هیچکس حقّ ِ دست زدن به آثار
ِ مرا ندارد . بهجز دکتر محمّد معین ، اگر چه او مخالف ِ ذوق ِ من باشد .
دکتر محمّد معین حق دارد در آثار ِ من کنجکاوی کند . ضمناً دکتر ابوالقاسم
جنّتی عطائی و آل احمد با او باشند ؛ به شرطی که هر دو با هم باشند .
ولی هیچیک از کسانی که به پیروی از من شعر صادر فرمودهاند در کار نباشند .
دکتر محمّد معین که مَثَل ِ صحیح ِ علم و دانش است ، کاغذ پارههای ِ مرا
بازدید کند . دکتر محمّد معین که هنوز او را ندیدهام مثل ِ کسی است که او را
دیدهام . اگر شرعاً میتوانم قیّم برای ِ ولد ِ خود داشته باشم ، دکتر محمّد
معین قیّم است ؛ ولو اینکه او شعر ِ مرا دوست نداشته باشد . امّا ما در زمانی
هستیم که ممکن است همهی ِ این اشخاص ِ نامبرده از هم بدشان بیاید ، و چقدر
بیچاره است انسان ... !
ازدواج نیما
نما در سن 29 ساگی به تاریخ 6 اردیبهشت ماه 1305 خورشیدی با خانم عالیه جهانگیر فرزند میرزا اسماعیل شیرازی و خواهرزاده نویسنده ی توانا ، مبارز و شهید صدر مشروطیت میرزا جهانگیرخان صوراسرافیل ازدواج نمود . او انسانی فرهیخته و بانویی فاضل و وارسته بود و به کار معلمی اشتغال داشت . این بانوی شریف که در خاندانی اصیل و نجیب ، زاده شد و رشد و نمو یافته بود ، تا پایان عمر نیما در خدمت به او و خانواده اش کوشید و همواره یار وفاداری برای همسرش بود . مدتی کوتاه پس از ازدواج نیما و همسرش تلخ ترین حادثه زندگی نیما یعنی مرگ پدرش اتفاق افتاد .
نیما در سال 107 به همراه همسرش راهی بارفروش (بابل) شد ، عالیه خانم به تدریس در «مدرسه دوشیزگان سعدی» مشغول شد ولی نیما شغل خاصی نداشت لذا به کارهای متفر قه و نوشتن آثاری از جمله نمایشنامه «کفش حضرت غلمان» و آثار دیگری چون «سفرنامه بارفروش» ، «آیدین» و «حکایت دزد و شاعر» پرداخت .
نیما
پس از چند سال انتظار خدمت ، بالاخره در سال 1316 در تهران دعوت به کار می
شود و به تدریس در دبیرستان صنعتی در درس ادب یات می پردازد . سال 1320
یکی از سخت ترین سالهایی بود که بر مردم ایران گذشت و نیما را نیز سخت تحت
تأثیر قرار داد. او در این سال تحت تأثیر شرایط اجتماعی به سرودن اشعاری
چون «خواب زمستانی» و «جغدی پیر» پرداخت . در سال 1324 شراگیم تنها فرزند
نیما و عال یه جهانگیر متولد
می شود . اما نیما همچنان غرق در
تفکرات خود است و هنوز کاری که با آن بتواند گذران زندگی نماید ندارد . در
سال 1326 او به استخدام وزارت فرهنگ در می آید و تا ئپایان عمرش یعنی سال
1338 خورشیدی در همین شغل بکار می پردازد . در تیرماه سال 1325 نخستینم
کنگره نویسندگان ایران تشکیل شد .
در جریان کودتای 28 مرداد 1332 نیما که در یوش به سر می برد شعر معروف «دل فولادم» را سرود . پس از جریان کودتا منزل نما به جهت داشتن تفنگ مورد تفتیش قرار می گیرد و پس از آن بیشتر دوستانش از او فاصله می گیرند . در همین سالها که نیما در کوچه فردوسی تجریش زندگی می کرد بیشتر جلال آل احمد و سیمین دانشور و ابراهیم ناعم که همسایه اش بودند با او رفت و آمد داشتند .
نیما در این سالها اشعار کمتری می سراید و در سال 1334 به همت دکتر ابوالقاسم جنتی عطایی بخشی از آثار او توسط بنگاه مطبوعاتی صفی علی شاه منتشر می گردد . نیما سالهای پایانی عمر را در یأس و ناامیدی که شاید ریشه در شرایط اجتماعی آن روزگار داشت به سر می آورد . در سال 1335 وصیت نامه خود را می نویسد و دکتر محمد معین و در کنار او دکتر ابوالقاسم جنتی عطایی و جلال آل احمد را به عنوان متولی اشعارش انتخاب می کند و همچنین دکتر محمد معین را قیم فرزندش معرفی می نماید .
روح بزرگ این مرد اندیشمند و آ زاده در چهارشنبه 13 دیماه 1338 شباهنگام از جسم خاکی خود جدا می شود و آزادانه آن گونه که همواره در طول حیاتش می پسندید در آسمانها به پرواز در می آید . زمستان سختی بود . راههای تهران به یوش پوشیده از برف و امکان حمل کالبد به یوش ، جایی که نیما خواسته بود تا او را در همانجا به خاک بسپارند تا پیکرش با ذره ذره خاک آنجا در هم آمیزد فراهم نبود . پیکر نیما را به امانت در امامزاده عبداله شهر ری به خاک سپردند . این فراق و جدایی نیما از یوش بیش از 30 سال به طول انجامید و بالا خره با پایمردی و تلاش عده ای از رادمردان خطة نور ، پیکر نیما به زادگاهش منتقل گردید . بقیه ماجرا را به قلم آقای محسن محسنی ، دبیر ستاد انتقال کالبد نیما می خوانیم .
انتقال کالبد
در شهریور ماه سال 1372 خورشیدی گروه «بررسی فرهنگ سرزمین نور» که سابقه تأسیس آن به سالیان قبل باز می گشت ، ستادی به نام «ستاد انتقال کالبد به یوش» را تشکیل داد . این ستاد که به ریاست سرهنگ علی پاشا نوری اسفندیاری (از عموزادگان زنده یاد نیما یوشیج) و نیابت شاد روان تیمسار اسدالله روئین فر تشکیل شد متشکل بود از : آقایان حاج مسیح اسفندیاری ، مرحوم طبیب زاده نوری ، جعفر محدث ، حمزه رفیعی ، محمد اسفندیاری ، بهادر اسفندیاری ، امیرعباس ملک محمدی نوری ، رمضان جمشیدی ، ذبیح الله شکری ، جواد جمشیدی (امینی) ، محمد داوودی و محسن محسنی که به عنوان دبیر ستاد منتسب شده بود .
دانلود کتاب سرخ
با فرمت : پی دی اف PDF و با حجم 1,607 KB
برای دانلود کتاب اینجا کلیک کنید


شهید احمد شاه مسعود
فرزند دلیر ایران بزرگ
ظهور احمد شاه مسعود در منطقه خراسان بزرگ ایران ( که با نام ساختگی استعمار روس و انگلستان امروزه افغانستان نامیده می شود ) موجی از شادی و امیدواری را در میان ملت ایران بزرگ ایجاد نمود . احمد شاه مسعود فرزند دلاور ایران زمین برای نجات اقوام ایرانی منطقه خراسان بزرگ دست به مبارزات مختلف زد و مجاهدت های کم نظیری در تاریخ از خود بجای گذاشت و به درجه رفیع شهادت در راه میهن نائل آمد . به گفته برخی اسناد توسط دولت وهابی عربستان سعودی و نفوذ عوامل واپسگرایش در منطقه آریانا ترور شد و حزن و اندوه سنگینی را بر همه منطقه فلات ایران و ملت آریایی فلات ایران وارد نمود . عربستان نیز به پیروی از قدرتهای استعمارگر همچون انگلستان به آرزوی دیرینه خود که همانا عدم اتحاد مناطق ایران بزرگ بوده است موقتا دست یافت . کشورهایی که در طی سی صد سال گذشته همه تلاش خود را نمودند تا افغانستان را کشوری جدا از ایران بنامند و آنها را در فقر و عقب ماندگی و جنگ و خونریزی نگاه دارند و اینگونه وانمود کنند که مردم این دو منطقه کاملا بیگانه از یکدیگر هستند ، به درستی نمی دانند که منطقه فلات ایران خواستگاه اقوام آریایی ایران بزرگ است و روزی در نهایت این جدایی ها ناخواسته از میان برداشته خواهد شد و ایران بزرگ روی همه فرزندانش را خواهد دید و در سایه اتحاد دست همه بیگانگان را از این منطقه کوتاه خواهند نمود و قدرت از دست رفته را باز خواهیم یافت . یاد و خاطره احمد شاه مسعود و ارد بزرگ ، دو اسطوره ایران دوست و دلاور و هنرمند ، برای همیشه در قلب میلیون های ایرانی و مردم افغانستان کنونی باقی خواهد ماند . همه ساله هجدهم شهریور ماه یاد و خاطره شهادت احمد شاه مسعود در ایران - افغانستان و تاجیکستان گرامی داشته میشود . روانش شاد و اهورایی باد .
احمد شاه مسعود :
"ما برای آزادی می رزمیم، زیرا زیستن در زیر چتر بردگی پست ترین نوع زندگی است. برای حیات مادی همه چیز را میتوان داشت آب نان و مسکن. ولی اگر آزادی ما برباد رفت اگر غرور ملی ما درهم شکسته شد واگر استقلال ما نابود گشت در آن صورت این زند گی برما کوچکترین لذت نخواهم داشت"
به سوگ داستان آریانا
بگریم زآستان آریانا
بود ازسرزمین آریائی
کران اندر کران آریانا
گرفتستند ایران ویح وایران
شمال وخوربران آریانا
سلام ای پهلوان پهلوانان
سپهدار کلان آریانا
سلام ای سرفراز ای گرد ای سام
فسانه پهلوان آریانا
جوان شد داستان پهلوانی
زتو گرد جوان آریانا
شغاد افکند رستم را به نیرنگ
تو را هم میهمان آریانا
نمک خورد وشکست آخر نمکدان
فکند آتش به خوان آریانا
بس آن تازی که کرد این ترکتازی
نمودی مهربان آریانا
به دستی زر به دستی تیغ و برلب
بیامد مدح خوان آریانا
نگر بهرام چوبین و قلون را
همان شد داستان آریانا
فرستاد او کلاغی دو قلون سان
بسوی قهرمان آریانا
به رقص آوردشان همچون عروسک
به رأی طالبان آریانا
کزآنان وعمرشان شد شب وروز
سوی بالا فغان آریانا
عروسک سوی دوزخ رفت ومسعود
سوی حق ز آسمان آریانا
به کوه بی ستون نقراست برسنگ
( تو در آن پارس را خوان آریانا )
که ازخصم ودروغ وخشک سالی
بود زخم وزیان آریانا
کنون این هرسه با این تازی افتاد
به دشت وگلستان آریانا
خزان آورد شهریور به هشتاد
به باغ وبوستان آریانا
که درفقدان احمد شاه مسعود
بسوزد استخوان آریانا
که گیرد پنجشیر وهم بدخشان
پس ازاوچون میان آریانا
تنید القاعده جولاهه سان تار
که سازد ریسمان آریانا
ندانست که او باشد یاد آن شیر
توان بخش یلان آریانا
خدایا بیخ بن لادن برانداز
که سوزاند او نهان آریانا
سلام ای قهرمان آریانا
به خون خفته روان آریانا
جوان رفتی وافزودی تو جان را
جوانمرگا به جان آریانا
****
کوه دلگیر است
کوه انگاری که دلگیر است
دره (پنجشیر) پنداری که خاموش است
باز سهرابی به خاک افتاد
باز تهمینه سیه پوش است
زخم این سهراب از شمشیر رستم نیست
دشمن این پهلوان دیو است آدم نیست
قصه گوی توس اگر می بود
مویه های میکرد و خون از خامه می بارید
داستان کشتن سهراب را این بار طرح تازه می بخشید
ای بلوط سخت جان، ای قهرمان، ای مرد
من نمیدانم چه صبحی از نشیب دره ها افراختی قامت
ای نمودی از تکاپو ،ای سراپا استقامت
قِصه ها و قُصه هایت را گرچه از نزدیک نشدیدم
لیک دردی را که تو فریادی می کردی من به چشم خویش می دیدم
صبح میلادت به یادم نیست
شام مرگت لیک از یادم نخواهد رفت...
خاطره ای از احمد شاه مسعود و ارد بزرگ :
این خاطره حکایت از روابط نزدیک این دو تن دارد که در طی سالهای تنهایی احمد شاه مسعود و ظهور و قدرت دو چندان طالبان ، که کابل ، هرات و مزار در اختیار طالبان و نیروهای متجاوز پاکستان بود . هر روز دهها بار مناطق اندک باقی مانده بمباران می شدند و در آن هنگامه ، که افکار عمومی می پنداشت شیر تنگه پنجشیر ( مسعود ) به زانو در خواهد آمد، و اندک نیروی مردم افغانستان هم قربانی سیاستهای آمریکایی دولت پاکستان و عربهای متجاوز امارات واقع شود .ارد بزرگ ، احمد شاه مسعود را مورد حمایت خویش قرار می دهد و چنانچه در آن خاطره می خوانیم احمد شاه به شدت تحت تاثیر روح بزرگ او قرار می گیرد. در این خاطره زیبا می خوانیم ارد بزرگ هدیه ای برای احمد شاه مسعود می فرستد .آن هدیه در واقع یکی از آثار هنرمندانه اوست. تابلویی فوق العاده زیبا ، با تمی شگفت انگیز ...در آنجا شیر سنگی است که پایش زخم برداشته و آهوی ظریف و کوچک ، گونه خویش را بر زخم گذاشته تا خون بیرون نزند ... این تشبیه و استعاره زیبا گویای درک عمیق ارد بزرگ از شرایط نه چندان مناسب احمد شاه مسعود را داشت . و در ادامه آن خاطره می خوانیم وقتی احمد شاه آن اثر را از پیک ارد بزرگ ، در طی مجلسی دریافت می کند شدیدا منقلب و دگرگون می شود و چهره آرام و متین او به هم می ریزد او در آن جا از خواب شب قبل خود به نزدیکانش سخن می گوید بله خوابی که از ارد بزرگ ، یک اسطوره می سازد و برای قوم افغان آشنایی دیرین می شود ...
احمد شاه می گوید "خواب می دیدم پایم در نبرد زخمی شده و در آن هنگامه تنهایی مردی با لهجه ایرانی می گفت احمد شاه ناراحت نباش ، تو فرزند ایرانی !! . و در ادامه می گوید آن مرد بزرگ بسرعت پایم را می بست تا جراحتم التیام یابد"
این خاطره زیبا از جهات گوناگون قابل ارز یابیست نگاه عمیق و مسئولیت شناس یک هنرمند را نشان می دهد.او خود می اندیشد ، احساس مسئولیت می کند و بدون آن که منتظر این و آن باشد دست به عمل می زند شاید امروز این خاطره با همان آدمهای اندکی که از آن خبر داشتند هیچ گاه گفته نمی شد و این راز همچون راز مرگ احمد شاه در دل تاریخ مدفون می شد ، اما! اما ارد مسئولیت خویش را پیش وجدان و آرمانهای خویش به انجام رسانیده است.او به هنر ایرانی به عنوان ابزاری می پردازد که می تواند قسمتی از خلقت انسانی که نیروی ست آسمانی ، را برای رهایی و کمال بشر بکار گیرد آثار او مادی نیستند و با نگاه مادی هم غیر قابل تفسیراند ، بقول دکتر مهرانفر برای شناخت ارد لازم است .
تائو ، فردوسی بزرگ و خیام فیلسوف را بشناسیم او از تائو لطافت و گذرایی و از فردوسی بزرگ هدف و آرمان مقدس و از خیام فیلسوف جهان فانی و بی ارزش را آموخته است.
احمد شاه مسعود به گفته یارانش در سفرها و منزلش در کنار قرآن دیوان حضرت حافظ را هرگز از خود جدای نمی کرد و ارادت خواصی به حافظ گرانمایه داشت .

نقشه ایران در زمان صفویان

نقشه ایران در زمان نادرشاه افشار

دانلود کتاب سرخ
با فرمت : پی دی اف PDF و با حجم 1,607 KB
برای دانلود کتاب اینجا کلیک کنید

کسری نوری دامغانی :
حشمتالله فلاحت پیشه نماینده مردم اسلامآباد غرب در ارتباط با انتخابات آینده ریاست جمهوری گفت: من نمیدانم چه میشود، و چه کسی خواهد آمد و یا چه کسی انصراف خواهد داد. فقط میتوانم بگویم که تیتر بزنید، خیلی شیر تو شیر است!....منبع بازتاب آنلاین
انتخابات ریاست جمهوری به مراحل حساسی رسیده است اگر نتوانیم در قالب دسته بندی های سیاسی مشخصی کاندیداها و برنامه های آنان را حلاجی کنیم همه چیز به هم می ریزد و در نتیجه این بهم ریخته گی نمی توان بهترین گزینه را انتخاب و در مورد آن صحبت نمود .
واقع امر این است که متاسفانه در نبود احزاب کارآمد و برنامه پیشه مجبوریم دست به دامان اشخاص بشویم ، اشخاص هم لزوما کارکرد حزبی ندارند و می توانند با تغییر رویه ، کلیه صحبتهای شب انتخابات خود را وارونه سازند .
تنها چیزی که امروز می تواند عصای دست ما در حال حاضر باشد عملکرد گذشته افراد است . که آنهم در طول زمان به کلی تغییر می کند و شرایطی جدید را به نمایش می گذارد .
آیا براستی افکار آقایان مهدی کروبی ، محمد خاتمی ، میر حسین موسوی و حتی اکبر اعلمی که همه از یک جناح محسوب می شوند شبیه به هم است ؟!
آیا افکار آقایان علی اکبر ولایتی ، محمد باقر قالیباف ، جهرمی ، احمدی نژاد ، حداد عادل و یا مصطفی پور محمدی که اینها هم از یک جناح محسوب می شوند ! نزدیک به یکدیگرند ؟
خیر !
به تعداد این بزرگان ، احزاب نانوشته داریم و برنامه های گوناگون برای اداره امور اجرایی !
و متاسفانه هیچ کدام از کاندیداهای احتمالی تا کنون برنامه مدونی برای روشن شدن اذهان عمومی منتشر نساخته اند .
سایت های آنان هم پر است از ابهام آمدن ها و نیامدنها !
یک سئوال مهم مطرح می شود و آن اینکه مردم ما آیا حق ندارند در برنامه های آقایان ، آنان را جستجو کنند ؟ و یا تنها باید چشم و ابرو ، خاطرات و مناسب آنان را بنگرند ؟!
حق آن است که مردم با دیدی باز به استقبال انتخابات بروند .
پس بر همه کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری واجب است که هر چه زودتر برنامه های خویش را حداقل در سایت های خویش اعلام کنند تا مردم پیشاپیش با دیدی روشن در مورد سرنوشت خویش تصمیم گیری کنند . و چه کسی مهمتر از خود مردم ؟
همیشه رای مردم بر روی یک فرد نیست و مردم بمرور نظراتشان تغییر می کند و خواسته های جدیدی مطرح می کنند ، و از کجا آنان بدانند که این آقایان نیز تغییر کرده اند به قول ارد بزرگ : اندیشه همه گیر مردمی همیشگی نیست زیرا همواره دستخوش دگرگونی بدست جوانان پس از خود است ورود جوانان به آرامی ، آرمانهای نو پدید می آورد ، و اگر آرمان گذشتگان نتواند خود را بازسازی کند ناگریز نابود می گردد .
وحالا افکار عمومی تشنه برنامه های آقایان است برنامه های که می تواند به آنها و انتخابات صحیح نظمی درست ببخشد .

دانلود کتاب سرخ
با فرمت : پی دی اف PDF و با حجم 1,607 KB
برای دانلود کتاب اینجا کلیک کنید
هر روز که می گذرد ابعاد تازه تری از ماجراهای سفر استانی هیأت دولت به یزد منتشر می شود. در تازه ترین خبری که دراختیار جمهوریت قرار گرفت طی سفر محمود احمدی نژاد و دولتش به استان یزد اعلام شد که نامه های مردمی فقط در شهرستان یزد تحویل گرفته خواهد شد و در سایر شهرستان هیچ نامه ایی تحویل گرفته نخواهد شد. بر این اساس مردمی که درصدد بودند نامه های خود را در فرمانداری ها شهرستان های استان یزد به مسئولان دولتی تحویل دهند، به ناچار روز سفر احمدی نژاد به شهرستان یزد آمده اند و نامه های خود را در مرکز استان به مقامات دولتی تحویل داده اند. عمده محتوای نامه ها هم اعتراض شدید به اوضاع اقتصادی و درخواست دریافت نقدی پول است. تاکنون دولت در سفرهای استانی خود پول های زیادی را بین مردم توزیع کرده است از این رو به محض اینکه مردم هر استانی متوجه سفر هیات دولت می شوند سریعاً نامه هایی را می نویسند و در این نامه ها خواستار دریافت پول نقد هستند.معمولاً دولت هم این پول ها را به متقاضیان می دهد.
دانلود کتاب سرخ
با فرمت : پی دی اف PDF و با حجم 1,607 KB
برای دانلود کتاب اینجا کلیک کنید
خبرگزاري فارس: نماينده مردم دامغان در مجلس با اشاره به اظهارات كواكبيان گفت: دست دادن با زنان خارجي به هر علتي كه باشد، عين ذلت و خلاف حكمت است.

دانلود کتاب سرخ
با فرمت : پی دی اف PDF و با حجم 1,607 KB
برای دانلود کتاب اینجا کلیک کنید
دانلود کتاب : تاریخ تمدن ویل
دورانت
دانلود مجموعه مقالات از دکتر عبدالکریم سروش، پیرامون دکتر
علی شریعتی
دانلود کتاب های دکتر محمد مصدق
دانلود کتاب : آرمان نامه ، امیرهمدانی که دربرگیرنده سخنان
ارد بزرگ است
دانلود کتاب : بسط تجربه نبوی ، دکتر عبدالکریم
سروش
دانلود کتاب : مولوی و جهانبینیها ، علامه محمد تقی
جعفری
دانلود کتاب : تهوع ، ژان پل سارتر
دانلود کتاب : کتاب خاطرات (مخصوص موبایل) محسن
قرائتی
دانلود کتاب : فاطمه فاطمه است ، دکتر علی
شریعتی
دانلود کتاب : سلمان فارسی استاندار
مدائن
دانلود کتاب : راز (Secret)
دانلود کتاب های دکتر علی شریعتی
دانلود کتاب : جهانی که من می شناسم ، ژان برتراند
راسل
دانلود کتاب : تاریخ تمدن ، ویل دورانت - دورۀ
کامل
دانلود کتاب : تاریخ جامع طبری تالیف محمد جریر
طبری
دانلود کتاب : اخلاق خدایان
دانلود کتاب : مظلومی گمشده درسقیفه
دانلود کتاب : ديدگاههاى دو خليفه
دانلود کتاب : شرح داستانهای مثنوی معنوی مولانا
6
دانلود کتاب : اسلام در یک نگاه
دانلود کتاب : دعا معراج مؤمنين و راه
زندگى
دانلود کتاب : قیام قیامت (موبایل)
دانلود کتاب : اصول حكمت اسلامى و ديدگاههاى فلسفه
بشر
دانلود کتاب : روحانیت ستیزی در تاریخ معاصر
ایران
دانلود کتاب : احكام خانواده و آداب
ازدواج
دانلود کتاب : خواص انواع نگین انگشتر -
موبایل
دانلود کتاب : مباني فلسفه علمي
دانلود کتاب : تمدن و تجدد
دانلود کتاب : تاریخ آنگلوساکسون و واقعه
کربلا
دانلود کتاب : صحيفه سجاديه - ويژه
موبايل
دانلود کتاب : ایمان و آزادی
دانلود کتاب : مفاهيم يجب أن تصحح
دانلود کتاب : معجزات علمی قرآن کریم
(3)
دانلود کتاب : اسلام و مقتضیات زمان جلد 1و
2(موبایل)
دانلود کتاب : مذهب عليه مذهب
دانلود کتاب : مباني فلسفه علمي
دانلود کتاب : مقدمهاي بر جامعه شناسي و
فلسفه
دانلود کتاب : شيعه وتصحيح
دانلود کتاب : رساله آیت الله
بهجت(موبایل)
دانلود کتاب : تمدن و تجدد
دانلود کتاب : تمدن و تجدد
دانلود کتاب : sahifeh 4 mobile صحيفه
سجاديه
دانلود کتاب : منتخب احادیث(موبایل)
دانلود کتاب : امامت و سیاست تاریخ خلفا بن
قتیبه
دانلود کتاب : مجموعه کتابهای احمد
کسروی
دانلود کتاب : مجموعه مقالات مرتضی آوینی (قسمت
سوم)
دانلود کتاب : مجموعه مقالات مرتضی آوینی
دانلود کتاب سرخ
با فرمت : پی دی اف PDF و با حجم 1,607 KB
برای دانلود کتاب اینجا کلیک کنید